Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
Other Matches
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
melodramatist
کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
liter any executor
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
crammer
کسیکه کارش اماده کردن شاگردان برای امتحان بطورسطحی است
nympholept
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
blessed is he who
کسیکه
one who
کسیکه
gospeller
کسیکه
dragman
کسیکه
whom
کسیکه
constructionist
کسیکه قانون
minimalist
کسیکه خرسنداست
stalker
کسیکه میخرامد
long shot
کسیکه درمسابقات
whomso
بهر کسیکه
introspectionist
کسیکه معتقد به
jogger
کسیکه اهسته می دود
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
snorter
کسیکه خرناس میکشد
joggers
کسیکه اهسته می دود
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
waxer
کسیکه موم مالی میکند
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
heteroclite
کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
end gatherer
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
color bearer
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
hemiplegic
کسیکه نیم بدنش فلج است
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
knocker up
کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
progress chaser
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
knobbler
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
canonist
کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
jailŠetc
کسیکه زندان خانه اوشده است
irrepressible joy
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
irreligionist
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
would-be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
bedder
لله کسیکه بچه را خواب میکند
revelationist
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
covenantee
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
vouchee
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
weekender
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
whitener
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
gainer
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
arsonist
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
dabster
کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
ambidexter
کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
death watch
پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
smatterer
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
head liner
کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
demonstrationist
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
the observed of all observers
کسیکه توجه همه سوی اوست
engrosser
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
prisoner at the bar
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
my neighbour at dinner
کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
parroter
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
misanthropist
کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
nonunion
کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
milch cow
کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
sadistically
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
sadistic
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjacks
کسیکه الوار وتیر اره میکند
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjack
کسیکه الوار وتیر اره میکند
colonists
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
landsman
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
prison bird
کسیکه زندان خانه او شده است
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
malapropian
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
moonlighter
کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
pone
کسیکه ورق بازی رابر میزند
octoroon
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
wire dancer
کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
winnower
کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
humoralist
کسیکه ناخوشیهای تن رانتیجه فسادخلطهای چهارگانه میداند
wine taster
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
wine cooper
کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
gentleman at large
کسیکه وابسته بدرباراست و کار ویژهای ندارد
shoo in
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
documentarian
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
mudlark
اهل کوچه کسیکه خودرا باخاک و گل می الاید
disseisor
کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
disseisee
کسیکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است
inlander
کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
wisenheimer
کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
second fiddle
کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
master of the horse
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
semifinalist
کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
mestizo
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com