Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
epilogist
کسیکه درپایان بازی شعری بخواندیانطقی اداکند
Other Matches
pone
کسیکه ورق بازی رابر میزند
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
wire dancer
کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
salvtatorian
شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
over with
<idiom>
درپایان
at last
<idiom>
درپایان
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
to conclude
درپایان سخن
in conclusion
درپایان سخن
kick
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicks
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicking
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
closing prices
قیمت سهام درپایان روز
kicked
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
versicular
شعری
poematic
شعری
glossarial
مربوط به فهرست معانی ای که درپایان کتاب باشد تفسیری
end of page halt
ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
parodies
استقبال شعری
poetical works
اثار شعری
poetical licence
ضرورت شعری
police licence
ضرورت شعری
foot
هجای شعری
scansion
تقطیع شعری
poetic
شعری نظمی
capillary blood vessels
عروق شعری
parody
استقبال شعری
poetico philosophic
شعری و فلسفی
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
rhythmicity
مراعات وزن شعری
to get the run of a metre
وزن شعری را فهمیدن یا پیداکردن
to set a poem to music
اهنگ برای شعری ساختن
prize poem
شعری که جایزه برده است
bardolater
شیفته اشعار وسبک شعری شکسپیر
cantata
شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
hypermeter
شعری که سبب یا هجای زائددر اخر دارد
cantatas
شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
iambic verse
شعری که بحر ان بر وتدمجموع ساخته شده باشد
anapest
واحد شعری که مرکب از دوهجای کوتاه و یک هجای بلندباشد
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
dragman
کسیکه
whom
کسیکه
one who
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
gospeller
کسیکه
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
constructionist
کسیکه قانون
long shot
کسیکه درمسابقات
whomso
بهر کسیکه
stalker
کسیکه میخرامد
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
snorter
کسیکه خرناس میکشد
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
joggers
کسیکه اهسته می دود
jogger
کسیکه اهسته می دود
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
waxer
کسیکه موم مالی میکند
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
dabster
کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
malapropian
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
lumberjack
کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjacks
کسیکه الوار وتیر اره میکند
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
sadistically
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
demonstrationist
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
parroter
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
jailŠetc
کسیکه زندان خانه اوشده است
would-be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
death watch
پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
irreligionist
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
irrepressible joy
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
prisoner at the bar
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
smatterer
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
color bearer
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
progress chaser
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
the observed of all observers
کسیکه توجه همه سوی اوست
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
knocker up
کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
knobbler
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
landsman
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com