Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
Other Matches
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
dictionary of occupational titles
واژگان عنوانهای شغلی
he writes for the papers
برای روزنامه هامقاله مینویسد
storm warning
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
infrared line scan
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
by the book
کتابی
bookman
کتابی
literary
کتابی
scribal
کتابی
bookish
کتابی
literay
کتابی
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
carpenter stopper
خفت کتابی
book learning
علم کتابی
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
the a of a book
خوانندگان کتابی
credenza
قفسه یا جا کتابی
Duch arch
قوس کتابی
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
needle book
سوزن دان کتابی
delectus
کتابی که پارههای برگزیده
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
bookplayer
شطرنج باز کتابی
book move
حرکت کتابی شطرنج
to inset a sheet in a book
برگی را در کتابی گذاشتن
when reading a book
در حال خواندن کتابی
flex x
خرج انفجار کتابی
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
he presented me with a book
کتابی بمن پیشکشی کرد
with out book
برون سند کتابی ازبر
he presented abook to me
کتابی بمن پیشکشی کرد
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
version
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
book draw
تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
versions
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
scissors and paste
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
booklore
علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
interleave
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
interleaf
برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
what not
قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
to prefix a chapter to a book
فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
grangerism
ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
A to Z
کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
duodecimo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
twelvemo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
epitomist
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
gules
قرمز
aka
قرمز
vermilion
قرمز
bloodshot
قرمز
rubric
خط قرمز
coralline
قرمز
cramoisy
قرمز
rubrics
خط قرمز
erythroid
قرمز
erythrean
قرمز
raddle
گل قرمز
redhead
مو قرمز
laky a
قرمز
redheads
مو قرمز
ponceau
قرمز
vermeil
قرمز
redder
قرمز
red
<adj.>
قرمز
red line
خط قرمز
reds
قرمز
reddest
قرمز
sanguineous
قرمز
vermillion
قرمز
vinaceous
قرمز
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
roucou
قرمز بویا
bright red
قرمز روشن
crimson
قرمز روناسی
red letter
با حروف قرمز
red lead
سرب قرمز
Cayenne
فلفل قرمز
chlorophennol red
قرمز کلروفنول
red card
کارت قرمز
red brick
اجر قرمز
congo red
قرمز کنگو
red lips
لبهای قرمز
rubescent
قرمز شونده
rosily
برنگ قرمز
ripe lips
لبهای قرمز
rel pole
قطب قرمز
gorcock
با قرقره قرمز
body brick
اجر قرمز
ruby of arsenic
زرنیخ قرمز
rubefaction
قرمز سازی
rubefy
قرمز کردن
redlining
خط قرمز کشیدن
rubious
قرمز یاقوتی
rubefacient
قرمز کننده
ruffous
قرمز کم رنگ
minium
اکسید قرمز
minium
شنجرف قرمز
methyl red
قرمز متیل
safflower carmine
قرمز کافیشه
hot line
تلفن قرمز
martagon
سوسن قرمز
first class brick
اجر قرمز
ladyfinger
فلفل قرمز
kidney bean
لوبیا قرمز
infrared
زیر قرمز
infrared
مادون قرمز
infera red
مادون قرمز
murrey
قرمز ارغوانی
hot lines
تلفن قرمز
rufous
قرمز کم رنگ
cresol red
قرمز کرزول
red pepper
فلفل قرمز
phenol red
قرمز فنول
kidney beans
لوبیا قرمز
red nucleus
هسته قرمز
oxide of copper
توتیای قرمز
neutral red
قرمز خنثی
red peppers
فلفل قرمز
dressed inred
قرمز پوش
staring red
قرمز زننده
nacarat
قرمز روشن
encrimson
قرمز کردن
hot pepper
فلفل قرمز
crimson
قرمز سیر
caramels
مایل به قرمز
angry
قرمز شده
scarlet
قرمز لاکی
ruddy
قرمز رنگ
Red chilli
فلفل قرمز
cochineal
قرمز دانه
cochineal
قرمز شراب کش
infra red
زیر قرمز
caramel
مایل به قرمز
gold fish
ماهی قرمز
redden
قرمز کردن
angriest
قرمز شده
elm
نارون قرمز
elms
نارون قرمز
chilli pepper
فلفل قرمز
reddens
قرمز شدن
reddens
قرمز کردن
reddening
قرمز شدن
reddened
قرمز شدن
reddened
قرمز کردن
redden
قرمز شدن
angrier
قرمز شده
infra-red
زیر قرمز
scarlet
قرمز جگری
goldfish
ماهی قرمز
flushing
قرمز کردن
flushes
قرمز کردن
red lights
چراغ قرمز
reddening
قرمز کردن
flush
قرمز کردن
red light
چراغ قرمز
whom
کسیکه
dragman
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
one who
کسیکه
gospeller
کسیکه
hubble effect
جابجایی به سوی قرمز
ochreish
قرمز چون گل اخری
rudd
ماهی گول قرمز
rubricate
قرمز نشان دادن
dunlin
ابیای پشت قرمز
carmine
نوعی رنگ قرمز
hot pepper
بوته فلفل قرمز
bloody
خون الود قرمز
bloodier
خون الود قرمز
infrared absorption
جذب زیر قرمز
plover page
ابیای پشت قرمز
red clause credit
اعتبار با ماده قرمز
incarnadine
رنگ قرمز گوشتی
bloodiest
خون الود قرمز
red shift
جابجایی به سوی قرمز
hemolysis
تحلیل گویچههای قرمز
rubicund
رنگ مایل به قرمز
near infrared
زیر قرمز نزدیک
to tinge with red
کمی قرمز کردن
strawberry roan
اسب قرمز رنگ
fireback
قرقاول پشت قرمز
infrared spectrum
طیف زیر قرمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com