Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
nostradamus
کسیکه پیشه اش خبراز غیب دادن است
Other Matches
professionals
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
professional
پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
practician
کسیکه دست بکار پیشه ایست وکیل دست در کار
behind the times
بی خبراز
panic monger
کسیکه با دادن خبرهای بی پروپامردم را دچارهراس میسازد
knight of the post
کسیکه معاشش ازگواهی دروغ دادن فراهم میشد
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
well there are actors and actors
آخر هنر پیشه داریم تا هنر پیشه
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
tradesmen
پیشه ور
craft
پیشه
crafts
پیشه
walk of life
پیشه
walks of life
پیشه
vocation
پیشه
tradesman
پیشه ور
artisans
پیشه ور
occupation
پیشه
occupations
پیشه
function
پیشه
functioned
پیشه
functions
پیشه
artisan
پیشه ور
vocations
پیشه
artificer
پیشه ور
careers
پیشه
calling
پیشه
handicraftsman
پیشه ور
jobs
پیشه
job
پیشه
craftbrother
هم پیشه
line of business
پیشه
careering
پیشه
careered
پیشه
career
پیشه
professions
پیشه
traded
پیشه
trade
پیشه
avocation
پیشه
mystery
پیشه
profession
پیشه
mysteries
پیشه
the long robe
پیشه قضائی
profession of medicine
پیشه پزشکی
trade
پیشه حرفه
supervisory
مباشر پیشه
practice
کار پیشه
practice
رویه پیشه
oppressive
ستم پیشه
pursuit
حرفه پیشه
traded
پیشه حرفه
pursuits
حرفه پیشه
handicraft
پیشه دستی
jackdaw
کلاغ پیشه
amative
عاشق پیشه
professionally
از لحاظ پیشه
chisel tooth
دندان پیشه
studio
پیشه گاه
studios
پیشه گاه
amorist
عاشق پیشه
line of business
شاخه پیشه
freelancer
پیشه ور آزاد
jackdaws
کلاغ پیشه
traded
پیشه وری کاسبی
trade
پیشه وری کاسبی
industry
پیشه و هنر ابتکار
industries
پیشه و هنر ابتکار
ministry of industry
وزارت پیشه و هنر
profession
پیشگانی پیشه کار
profession
افهار پیشه و حرفه
professions
افهار پیشه و حرفه
professions
پیشگانی پیشه کار
professionally
ازراه پیشه یاکسب
career women
زن دارای حرفه یا پیشه
career woman
زن دارای حرفه یا پیشه
craft guild
صنف پیشه وران
good will
حق کسب و پیشه وتجارت
he is a physician byprofession
پیشه او پزشکی است
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
specialisms
پیروی علم یا پیشه ویژه
to retain a freelancer
استخدام کردن پیشه ور آزاد
specialism
پیروی علم یا پیشه ویژه
eminence
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
lay deacon
شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
industrial wealth
مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
actual job
[job held]
[occupation held]
پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
The box office star of 1980.
پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
rigger
کسی که پیشه اش بستن بادبانهاوکوبیدن میخهای کشتی است
logographer
مورخ نثر نویس یونانی پیش از زمان herodotusیونانی که پیشه اش نطق بود
one who
کسیکه
whom
کسیکه
dragman
کسیکه
gospeller
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
stalker
کسیکه میخرامد
long shot
کسیکه درمسابقات
constructionist
کسیکه قانون
whomso
بهر کسیکه
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
jogger
کسیکه اهسته می دود
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
joggers
کسیکه اهسته می دود
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
snorter
کسیکه خرناس میکشد
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
waxer
کسیکه موم مالی میکند
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
to engage somebody as somebody
کسی را به عنوان کسی
[در پیشه ای]
استخدام کردن
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com