Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
Other Matches
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
malapropian
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
gainer
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
sadistically
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
sadistic
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
light come light g
میبرد
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
it is a strain on one's energy
خیلی زور میبرد
nepenthes
دارویی که غم را از بین میبرد
halvers
کسی که نیم سهم میبرد
he leads a miserable life
زندگی نحسی بسر میبرد
hoist line
کابلی که بدنه اسکریپر را بالاو پایین میبرد
Schadenfreude
لذتی که شخصی از رنج کشیدن دیگران میبرد
rickshaw
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ricksha
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rickshaws
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ferrybridge
کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
outside porter
باربری که بنه مسافران را ازایستگاه راه اهن بیرون میبرد
sadism
نوعی انحراف جنسی که شخص در اثر ان از ازار دادن لذت میبرد
end
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ended
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ends
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
The Pied Piper of Hamelin
نی نواز هاملن
[با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
The Pied Piper of Hamelin
فلوت زن رنگارنگ هاملن
[با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
easy come, easy go
<idiom>
باد آورده را باد میبرد
whom
کسیکه
gospeller
کسیکه
dragman
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
one who
کسیکه
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
constructionist
کسیکه قانون
long shot
کسیکه درمسابقات
whomso
بهر کسیکه
stalker
کسیکه میخرامد
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
joggers
کسیکه اهسته می دود
jogger
کسیکه اهسته می دود
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
snorter
کسیکه خرناس میکشد
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
waxer
کسیکه موم مالی میکند
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
knocker up
کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
progress chaser
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
knobbler
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
jailŠetc
کسیکه زندان خانه اوشده است
revelationist
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
irrepressible joy
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
irreligionist
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
landsman
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
moonlighter
کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
my neighbour at dinner
کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
octoroon
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
misanthropist
کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
milch cow
کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
lumberjack
کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjacks
کسیکه الوار وتیر اره میکند
prison bird
کسیکه زندان خانه او شده است
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
pone
کسیکه ورق بازی رابر میزند
colonists
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
parroter
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
would-be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
smatterer
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
dabster
کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
whitener
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
weekender
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
vouchee
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
canonist
کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
would be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
bedder
لله کسیکه بچه را خواب میکند
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
engrosser
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
end gatherer
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
death watch
پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
covenantee
کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
demonstrationist
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
nonunion
کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
color bearer
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
arsonist
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
ambidexter
کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
heteroclite
کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
head liner
کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
prisoner at the bar
کسیکه در نزد دادگاه متهم است
the observed of all observers
کسیکه توجه همه سوی اوست
hemiplegic
کسیکه نیم بدنش فلج است
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
gatecrasher
کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
snuffer
وسیله یا کسیکه چراغی راروشن یا خاموش کند
outpensioner
کسیکه از بنگاهی وفیفه میگیدرولی در انجابودباش ندارد
bookworms
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com