English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
to provoke somebody until a row breaks out <idiom> کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
Other Matches
fleas i. doges and cats کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
noncompatibility دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessor تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
When brothers quarrel, only fools believe. <proverb> برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
MMU مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
companding دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
lis mota شروع دعوی
PRI پشتیبانی کنند
he warned them to obey اطاعت کنند
he is well spoken of از او تعریف می کنند
they mingle their tears با هم گریه می کنند
to go [fall] together by the ears [outdated] <idiom> شروع به دعوی کردن
had it trans ted بدهید ترجمه کنند
they make much noise خیلی صدا می کنند
they make much noise زیاد شلوق می کنند
the trumpets blows شیپورها صدا می کنند
charnel house مردگان راتوده می کنند
i hear him complain میشنوم که شکایت می کنند
daisy chain سومین را و... فراخوانی می کنند
they dispute about nothing درسرهیچ نزاع می کنند
compatible با هم درست کار می کنند
My feet hurt. پاهایم درد می کنند.
Murray code - بیت استفاده می کنند
Those who agree,raise their hands. موافقین دستهایشان رابلند کنند
they went to r. themselves رفتند که نامه نویسی کنند
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
screen coordinator هماهنگ کنند پوشش دریایی
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fillister رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
knife board میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
the iron interest کسانی که در اهن کار می کنند
They act after their kind. جنس خود رفتار می کنند.
to start quarrelling <idiom> شروع به دعوی کردن [اصطلاح روزمره]
mud sill پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
The story goes that … آورده اند که (چنین روایت کنند )…
mealing table صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
oast کورهای که رازک را دران خشک می کنند
musette اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
who are your reference? چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
meat safe قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
koumiss قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
the police are on his track مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
mountain dew ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
oleomargarine کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
saw doctor ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
mouses که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
combination مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
tightrope طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
tightropes طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
pontoons کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
tandems وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandem وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
mouse که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
numerical داده ذخیره شده کار می کنند
collaret یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
combatable قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
Providence watches over him. از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
She is the talk of the town . همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
company grade پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
nogging اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
They fight like cat and dog . باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
generations کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
mutton chop دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
generation کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
rissoles کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissole کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
columns ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
carriages کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
manil hemp کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
live lining ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
times سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
timed سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
huck aback حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
hydropath establishment بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
processes که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
time سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
kago تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
kirmess جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
functional مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
lachryma christi باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
corporal oath سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
hydrotherapeutic بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
This car is assembled in Iran. این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
message اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
pulper اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
The squirrels are storing up nuts for the winter. سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
qualifying shares سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
messages اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
These trees deprive the house of light . این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
Can you get it repaired? آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
In a quarrel they do not distribute sweetmeat. <proverb> توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
The surely clean you out in this nightclub . دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
priestcraft دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
pentarch یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
oatcake کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
boat people پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
pond life جانوران بی مهره [که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
Refugees believe Germany is a land of milk and honey. پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
database که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
databases که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
protonotary apostoloc یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
initialled توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialling توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
He was engrossed in conversation . فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
candle ends باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
initialing توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
an out match مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
initials توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
pneumatic بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
backplane مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
command sponsored dependent بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
Atari ST و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
gates قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
initialed توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
resurection pie کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
analogues خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
analogues خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
analogue خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
Olympic Games مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
picalilli ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
They live abroad for the greater part of the year. آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
in house training برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
fritter کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
wysiwyg You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
fritters کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
symmetry ink مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
guild hall عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
train headway فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
transceiver گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
functions چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
functioned چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
operation آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
In the nature of things, young people often rebel against their parents. طبعا جوانان اغلب با پدر و مادر خود سرکشی می کنند. .
acronym حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
acronyms حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
tulip design طرح گل لاله [گاه اطراف ترنج مرکزی را با آن تزئین می کنند.]
to lose track [of] فراموش کنند [یا دیگر ندانند] که شخصی [چیزی] کجا است
pact قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
pacts قاعده عمومی و مطلقی را برقرار وخود را ملزم به رعایت ان می کنند
ccitt انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
pos systems فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
communication پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
timed زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
punchboard کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
lyuch law مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
chalk troops سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
times زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
fetches رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetched رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
splash scale طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
concerted action عمل مرسوم عملی که عدهای برای انجام ان توافق کنند
time زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
indirect speech گفته کسی که تغییرات دستوری دران داده نقل کنند
punched card کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
fetch رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
snag boat کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
circulars موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
landline خط وط ارتباطی که از کابل برای اتصال فیزیکی و الکتریکی دو وسیله استفاده می کنند
comparator وسیله منط قی که درستی خروجی آن درست است که ورودیها با هم فرق کنند
matelote یکجور خوراک ماهی که باشراب و پیاز و چیزهای دیگر درست می کنند
obituarian کسیکه در گذشتهای تازه راباشرح حال درگذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
circular موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
Most home helps prefer to live out. بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
asynchronous ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
theoric وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
cordons یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
justification انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
justifications انتقال بیتهای داده یا حروف به راست یا چپ یا حاشیه مستقیم پیدا کنند
bran pie فرف بزرگ پراز سبوس که اسباب بازیهایی درمیان ان پنهان می کنند
autoharp سنتوری که در ان بعضی ازسیمها را خفه میکنند تاسیمهای ازاد صدا کنند
They must hunger in frost, that will not work in heat. <proverb> آنهایی که در تابستان کار نمى کنند بایستى در زمستان گرسنه بمانند.
cordon یک عده پاسبان یانظامی که درفواصل معین محلی رااحاطه کنند خط قرنطینه
obituarist کسیکه در گذشتهای تازه رابا شرح حال در گذشتگان درروزنامه اعلان می کنند
hashing تبدیل یک کلید به یک ادرس که در ان کلیدها محل اطلاعات رامعین می کنند درهم سازی
interrupt لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupting لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
concentrating ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com