English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
Other Matches
kleptomania جنون دزدی
schizothymia جنون همراه با خیال پرستی ومالیخولیا شبیه جنون جوانی
heister [American E] دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
bandit دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
theft and pilferage دزدی و دله دزدی
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
dementia جنون
psychosis جنون
hydromania جنون اب
mental a جنون
lunacy جنون
insanity جنون
madness جنون
amok درحال جنون
peregrinomany جنون سفر
foolishly جنون امیز
schizophrenia جنون جوانی
delirium tremens جنون الکلی
dipsomania جنون الکلی
permanent insanity جنون دائم
dt's جنون خمری
erotomania جنون جنسی
hebephrenia جنون جوانی
to d. تاسر حد جنون
tarantism جنون رقص
dromomania جنون مسافرت
perdiodical insanity جنون ادواری
dementia praecox جنون زودرس
dementia praecox جنون جوانی
latah جنون لاتا
lattah جنون لاتا
f. of love جنون عشق
oenomania جنون خمری
oniomania جنون خرید
run mad به جنون مبتلاشدن
catatonia نوعی جنون
insanely از روی جنون
kleptomania جنون سرقت
maniaphobia جنون هراسی
lyssophobia جنون هراسی
lunes حمله جنون
folie a deux جنون دو نفری
jimjams جنون خمری
nymphomania جنون شهوانی زن
hypomania جنون خفیف
germanomania جنون المان مابی
bibliomania جنون کتاب دوستی
satyriasis جنون شهوانی مرد
hypomanic دارای جنون خفیف
frenzied rage خشم جنون امیز
pyromania جنون ایجاد حریق
gallomania جنون فرانسوی مابی
lunes حرکات جنون امیز
frenzy جنون انی دیوانه کردن
balletomania عشق یا جنون نسبت به بالت
hypochondriacal دچار جنون افسردگی- تهیگاهی
mythomania جنون دروغ یا اغراق گویی
gone amok جنون آنی [روان شناسی]
amuck جنون آنی [روان شناسی]
amok جنون آنی [روان شناسی]
running amok جنون آنی [روان شناسی]
running amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
gone amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
amuck جنون آدم کشی [روان شناسی]
schizo شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
monomaia جنون درمورد بخصوصی وسواس در چیزی
amok جنون آدم کشی [روان شناسی]
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
manic-depressive دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
psychokinesis عملیات جنون امیز در اثراختلالات فکری وروانی
manic depressive دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
manic-depressives دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
general paresis جنون و فلج حاصل در اثرضایعات سیفلیسی مغز
frenzied attacker فرد دچار جنون آدم کشی [روان شناسی]
person running amok فرد دچار جنون آدم کشی [روان شناسی]
amuck یک نوع جنون دراثرمرض مالاریا که منجر به خودکشی میشود
thefts دزدی
theft دزدی
filches دزدی
brigandism دزدی
filched دزدی
spoliation دزدی
nip دزدی
freebooting دزدی
nips دزدی
filch دزدی
larceny دزدی
filching دزدی
abstractions دزدی
nipped دزدی
embezzlement دزدی
lifting دزدی
thievery دزدی
lifts دزدی
lifted دزدی
lift دزدی
robberies دزدی
robbery دزدی
abstraction دزدی
burglaries دزدی
thieving دزدی
burglary دزدی
paranoia جنون ایجاد سوء ذن شدید و هذیان گویی و فقدان بصیرت
nympholepsy جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
burgled شب دزدی کردن
burgles شب دزدی کردن
burgle شب دزدی کردن
picking دله دزدی
kidnapping ادم دزدی
kidnapping بچه دزدی
shop lifting دزدی از مغازه ها
burgling شب دزدی کردن
thieve دزدی کردن
aggravated theft دزدی مشدد
theft, pilferage, non delivery دله دزدی
abaction گله دزدی
kleptomaniac علاقمند به دزدی
kleptomaniacs علاقمند به دزدی
intercepts توپ دزدی
intercepting توپ دزدی
intercept توپ دزدی
petty larceny دله دزدی
thievish خوگرفته به دزدی
thievishness خوی دزدی
heist دزدی کردن
heist دزدی سرقت
heists دزدی کردن
heists دزدی سرقت
kleptomania دزدی بیمارگون
larceny petty دزدی کوچک
cribs دزدی ادبی
cribbing دزدی ادبی
cribbing دله دزدی
cribbed دزدی ادبی
cribbed دله دزدی
crib دزدی ادبی
crib دله دزدی
steal توپ دزدی
steals توپ دزدی
larcenous مربوط به دزدی
cribs دله دزدی
stick up <idiom> دزدی مسلحانه
intercepted توپ دزدی
piracy دزدی دریایی
piracy دزدی ادبی
cycle stealing چرخه دزدی
plagiary دزدی ادبی
commit theft دزدی کردن
Shanghai ادم دزدی
pilferage دله دزدی
piracy دزدی دریائی
cabbage دله دزدی
cabbages دله دزدی
plagiarism دزدی ادبی
petit larceny دله دزدی
pickery دله دزدی
nymphomanic دچار جنون خوابیدن با مرد دیوانه برای بغل خوابی بامرد
pirate دزدی ادبی کردن
pirate دزدی دریایی کردن
pirated دزدی دریایی کردن
pirates دزدی دریایی کردن
pirates دزدی ادبی کردن
pirating دزدی دریایی کردن
pirating دزدی ادبی کردن
pirated دزدی ادبی کردن
pilfered دله دزدی کردن
pilfering دله دزدی کردن
kidnaps ادم دزدی کردن
kleptomania میل و اشتیاق به دزدی
kidnapped بچه دزدی کردن
kidnap ادم دزدی کردن
kidnap بچه دزدی کردن
kidnapped ادم دزدی کردن
snitching دله دزدی کردن
snitches دله دزدی کردن
snitched دله دزدی کردن
snitch دله دزدی کردن
pilfers دله دزدی کردن
pilfer دله دزدی کردن
swagman خریدار مال دزدی
hit طعمه دزدی ماهی
piracy دزدی هنری یاادبی
kidnaps بچه دزدی کردن
hits طعمه دزدی ماهی
software piracy دزدی نرم افزار
hitting طعمه دزدی ماهی
peculate حیف ومیل دزدی
robbery دزدی مقرون به ازار یا تهدید
robberies دزدی مقرون به ازار یا تهدید
maraud دله دزدی یاتلاش کردن
kleptolagnia تحریک جنسی توام با دزدی
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
they accused him of the ft اورابه دزدی متهم ساختند
tpnd دله دزدی وعدم تحویل
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com