English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
Other Matches
apomixis تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
self born از خود بوجود امده
inchoate تازه بوجود امده
ply yarn نخ چندلا [در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
parthenocarpy میوه اوری بدون لقاح
hematogenous از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
parthenogenesis ایجاد مولود بوسیله جنس مونث بدون عمل لقاح
apogamy رشد و نمو گیاه هاگدار بدون عمل لقاح ازسلول جنسی
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
industrial wealth مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
cross fertilization لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
make good <idiom> بوجود آوردن چیزی درست دربیاد
lugs هر عضو جلو امده چیزی
lugged هر عضو جلو امده چیزی
lugging هر عضو جلو امده چیزی
lug هر عضو جلو امده چیزی
churns بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
churned بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
churn بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
wind aided اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
reproduction تکثیر کردن تکثیر نشریات
reproductions تکثیر کردن تکثیر نشریات
i am p to know him بوجود او افتخار می کنم بوجود او سرافراز یا مفتخرم
quatrefoil چهار وجهی [این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
inadvisably بدون اینکه صلاح باشد
off the point بدون اینکه وابستگی داشته باشد
irrelevantly بدون اینکه وابستگی داشته باشد
incomparably بدون اینکه نظر داشته باشد
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
industrial union اتحادیهای که هر نوع کارگر بدون توجه به کارش میتواند در ان عضو باشد
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
forwarding merchant حق الزحمهای دریافت می دارد بدون انکه دروسیله حمل یا پرداخت کرایه شریک باشد
nep پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
equitable mortgage بدون انکه موضوع این عمل یاتاسیس صراحتا" یا منجزا"به رهن دلالت داشته باشد
assistance کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
emptiest بدون چیزی در درون
empties بدون چیزی در درون
empty بدون چیزی در درون
emptied بدون چیزی در درون
emptier بدون چیزی در درون
sites محلی که پایه چیزی باشد
sited محلی که پایه چیزی باشد
cessionary کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
thumbnail هر چیزی که باندازه ناخن باشد
thumbnails هر چیزی که باندازه ناخن باشد
site محلی که پایه چیزی باشد
(buy something) on credit <idiom> بدون پول چیزی راخریدن
contents محتوا یا آنچه دروی چیزی باشد
dag قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
crutch هر عضویا چیزی که کمک ونگهدارچیزی باشد
raee show نمایش چیزی که در صندوق یا جعبه باشد
crutches هر عضویا چیزی که کمک ونگهدارچیزی باشد
standalone ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
do without <idiom> بدون هیچ چیزی کار کردن
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
arguments بحث در باره چیزی بدون توافق
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
argument بحث در باره چیزی بدون توافق
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
enfleurage عطرگیری بوسیلهء روغنهای جاذبinflame
air cool بوسیلهء هوا سرد کردن
fiefdoms هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
fiefdom هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
divan cover [قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
to commandeer something چیزی را [بدون اجازه] برای خود برداشتن
airlifting بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
airlifted بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
airlift بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
airlifts بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
scrap heap policy رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
to die a dry death مردن بدون انکه علت مرگ غرق شدن یاکشته شدن باشد
without lifting a finger بدون اینکه به چیزی دستی بزند [اصطلاح روزمره]
to do without any thing ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
autobiography نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
autobiographies نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
hereditaments هر چیزی که قابل ارث گذاشتن باشد مال موروثی میراث
long shot <idiom> شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
ingrowth رشد ازدرون چیزی که درتوی چیزدیگری روییده یا فرورفته باشد
exceptions چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exception چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
acupuncture روش چینی بی حس سازی بوسیلهء فروکردن سوزن در بدن
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
to suggest it is appropriate to do so [matter] پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد [چیزی ]
annulus دایرهای که بوسیلهء گردش یک دایره وراء محیط خودتشکیل گردد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
off print چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
unmoderated list لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
to be exposed to a constant stream of something در معرض چیزی به طور مداوم بودن [بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
fecundation لقاح
zygosis لقاح
fertilization لقاح
conception لقاح
conceptions لقاح
hybrid چیزی که از چندجزء ناجورساخته شده باشدکلمهای که اجزاء ان اززبانهای مختلف تشکیل شده باشد
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
reg گرده لقاح
autoeroticism لقاح با خود
autoerotism لقاح با خود
anemophilous لقاح شونده در اثرباد
self وضع لقاح کردن
crossfertilize لقاح متقابل کردن
autoerotic مربوط به لقاح با خود
self fertility لقاح خود بخود
oosperm تخم لقاح شده
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
reproduction تکثیر
pullulation تکثیر
reproductions تکثیر
multiplicantion تکثیر
proliferation تکثیر
duplication تکثیر
manifolding تکثیر
multiplication تکثیر
interfertile قابل لقاح در داخل خود
proliferous تکثیر شونده
progation توسعه تکثیر
multiplier تکثیر کننده
multiplied تکثیر کردن
multiplies تکثیر کردن
reproduces تکثیر کردن
reproduced تکثیر کردن
propagator تکثیر کننده
propagation تکثیر تبلیغ
multiply تکثیر کردن
multiplying تکثیر کردن
reproducing تکثیر کردن
reproduce تکثیر کردن
propagable قابل تکثیر
muliply تکثیر کردن
reproducible قابل تکثیر
multiplication افزایش تکثیر
mimeograph دستگاه تکثیر
propagates تکثیر کردن
mimeograph ماشین تکثیر
propagated تکثیر کردن
reproducibility قابلیت تکثیر
reproducer تکثیر کننده
propagate تکثیر کردن
multipliable قابل تکثیر
multiplicable قابل تکثیر
propagating تکثیر کردن
dependent غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
cross polinize بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
gametogenesis ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
autogamy لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
interfruitful قابل گرده افشانی یا لقاح با یکدیگر
cross pollinate بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
conception لقاح تخم وشروع رشد جنین
crossfertilize پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
conceptions لقاح تخم وشروع رشد جنین
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
duplicates تکثیر کردن نسخه ها
duplicate تکثیر کردن نسخه ها
camera ready copy کپی اماده تکثیر
duplicated تکثیر کردن نسخه ها
duplicating تکثیر کردن نسخه ها
proliferous قابل تکثیر شکوفا
agamogenesis تکثیر غیر جنسی
mimeograph تکثیر کردن استنسیل
bolshevism مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
autogamous مربوط به لقاح یا باروری گل بوسیله گرده خودش
zygosity کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
copy plot تکثیر از روی نسخه اصلی
magnetic tape record reproduce system سیستم ضبط و تکثیر نوارمغناطیسی
blastogenesis تکثیر از راه جوانه زدن
agamete تکثیر سلولی غیر جنسی
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
incubation time زمان تولید و تکثیر میکربهادر بدن
fair drawing طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
To come into existence . بوجود آمدن
To bring into existence . بوجود آوردن
zygotic بوجود اید
zygote بوجود اید
give brith to بوجود اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com