English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
electric traction کشش الکتریکی
Search result with all words
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
field محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fielded محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
fields محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
card مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
cards مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود.
alternating current جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
grapnel لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
grapnels لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
hard یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
harder یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
hardest یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
socket [سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
cable اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
cabled اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
toggle یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
toggles یچ الکتریکی که فقط دو وضعیت دارد
polarities بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarities تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarities بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
polarity بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است
polarity تعریف اینکه سیگنال الکتریکی مثبت است یا متن
polarity بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
charge بار الکتریکی
charge مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
charge وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
charges بار الکتریکی
charges مین وسایل با بار الکتریکی شارژ می شوند
charges وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
generator دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generators دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
lead سیر هدایت الکتریکی
leads سیر هدایت الکتریکی
graphics در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
component 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
scanner وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله مبدل تصویر به سیگنال الکتریکی که قابل ذخیره سازی و نمایش در کامپیوتراست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
circuit جریان الکتریکی
circuit اتصال الکتریکی
circuits جریان الکتریکی
circuits اتصال الکتریکی
corona تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
coronas تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powered اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powered روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powering اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powering روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
powers که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powers اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
powers روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
ground اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
flux فلوی الکتریکی
flux فلوی مغناطیسی شار الکتریکی یامغناطیسی
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
cathode ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathodes ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
engine موتورغیر الکتریکی
busied 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busier 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
volt واحد نیروی محرکه الکتریکی در سیستم متریک
volt واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
Other Matches
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
gas electric generating set مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
electrotechnical الکتریکی
electrical الکتریکی
electric الکتریکی
electric shocks شوک الکتریکی
electrical breeze وزش الکتریکی
voltage فشار الکتریکی
discharge تخلیه الکتریکی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
electrical transcription ضبط الکتریکی
electrical conductivity هدایت الکتریکی
electrical conduction رسانش الکتریکی
electrical conductance رسانایی الکتریکی
static breeze وزش الکتریکی
electric shock شوک الکتریکی
voltages فشار الکتریکی
electrical bounding اتصال الکتریکی
electrical angle زاویه الکتریکی
resistor مقاومت الکتریکی
air dielectric دی الکتریکی هوا
all electric تماما" الکتریکی
electric traction قوه الکتریکی
electric tension فشار الکتریکی
specific conductance رسانندگی الکتریکی
tachogenerator دورسنج الکتریکی
resistors مقاومت الکتریکی
electric unit واحدهای الکتریکی
electric welding جوشکاری الکتریکی
hot seat صندلی الکتریکی
electrical analogue مشابهات الکتریکی
images تصویر الکتریکی
image تصویر الکتریکی
electric wind باد الکتریکی
electric wave موج الکتریکی
conduction رسانایی الکتریکی
electron bombbardment بمباران الکتریکی
electropathy مداوای الکتریکی
electrolytic iron اهن الکتریکی
electrolytic capacitor خازن الکتریکی
electrovalence فرفیت الکتریکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electro erosion فرسایش الکتریکی
electrifying الکتریکی کردن
electromotor موتور الکتریکی
electromotor محرک الکتریکی
isolating به صورت الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
isolate به صورت الکتریکی
electromagnet اهنربای الکتریکی
electrified الکتریکی کردن
electrifies الکتریکی کردن
electromigration مهاجرت الکتریکی
electrify الکتریکی کردن
flash fuze چاشنی الکتریکی
electrise الکتریکی کردن
electroplating ابکاری الکتریکی
electrical interface تداخل الکتریکی
electrical insulator عایق الکتریکی
transcriptions ضبط الکتریکی
transcription ضبط الکتریکی
electrodes قطب الکتریکی
electrode قطب الکتریکی
electrical degree درجه الکتریکی
electrolysis تجزیه الکتریکی
electrical سیستم الکتریکی
galvano cautery داغ الکتریکی
gasoline electric بنزین الکتریکی
gold contacts اتصالات الکتریکی
gyro compass قطبنمای الکتریکی
electrical schematic نمودار الکتریکی
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
electrical prospecting کاوش الکتریکی
electrical model مدل الکتریکی
discharges تخلیه الکتریکی
electric connection اتصال الکتریکی
dielectric stress بار دی الکتریکی
electric coupling پیوست الکتریکی
electric coupling تزویج الکتریکی
electric attraction جاذبه الکتریکی
electric arc قوس الکتریکی
magic eye چشم الکتریکی
electric eye چشم الکتریکی
electric discharge تخلیه الکتریکی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
electrical connections اتصالات الکتریکی
electric apparatus دستگاه الکتریکی
electric balance تعادل الکتریکی
electric charge بار الکتریکی
electric contact کنتاکت الکتریکی
electric circuit مدار الکتریکی
electric clock ساعت الکتریکی
electric constant ثابت الکتریکی
electric component قطعه الکتریکی
electric brake ترمز الکتریکی
electric break down شکست الکتریکی
electric bulb لامپ الکتریکی
electric control کنترل الکتریکی
dielectric viscosity لختی دی الکتریکی
electric field میدان الکتریکی
corona discharge تخلیه الکتریکی
voltaism ولتاژ الکتریکی
electric primer چاشنی الکتریکی
electric resistance مقاومت الکتریکی
electric drive محرکه الکتریکی
electric energy انرژی الکتریکی
conductivity رسانندگی الکتریکی
electric filter صافی الکتریکی
electric flux شار الکتریکی
electric force نیروی الکتریکی
electric heater گرم کن الکتریکی
capacitance فرفیت الکتریکی
dielectric power قدرت دی الکتریکی
dielectric strain بار دی الکتریکی
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
dielectric polarization قطبش دی الکتریکی
electric potential پتانسیل الکتریکی
electric machine ماشین الکتریکی
electroerosive فرسایش قوس الکتریکی
electro erosion process فرایند فرسایش الکتریکی
failure مین توان الکتریکی
failures مین توان الکتریکی
luminous discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
electro spark process فرایند قوس الکتریکی
electric discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
collector جاروی الکتریکی جارو
electrolytical مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
electric field strength شدت میدان الکتریکی
electric horsepower اسب بخار الکتریکی
coupler plug دوشاخه وسایل الکتریکی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
collectors جاروی الکتریکی جارو
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
contact potential فشار الکتریکی تماسی
conservation of charge بقای بار الکتریکی
connector مین مسیر الکتریکی
electric flux density چگالی شار الکتریکی
dielectric loss angle زاویه اتلاف دی الکتریکی
dielectric loss factor ضریب اتلاف دی الکتریکی
dielectric phase angle زاویه فاز دی الکتریکی
electrically operated chuck سه نظام با عملکرد الکتریکی
klaxon بوق الکتریکی پرصدا
klaxons بوق الکتریکی پرصدا
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
electric arc current جریان قوس الکتریکی
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
electrical double layer لایه مضاعف الکتریکی
echo sounding machine عمق یاب الکتریکی
dielectric resistance مقدار مقاومت دی الکتریکی
dielectric power factor ضریب قدرت دی الکتریکی
back voltage نیروی ضد محرکه الکتریکی
strobe پاس مدار الکتریکی
voltage drop افت فشار الکتریکی
rheostat جنبه مقاومت الکتریکی
low loss ceramics سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
terminal نقطه اتصال الکتریکی
terminals نقطه اتصال الکتریکی
line of electric field strength خط شدت میدان الکتریکی
latent electronic image تصویر الکتریکی پنهان
internal electerical potential پتانسیل الکتریکی داخلی
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
intensity of current شدت جریان الکتریکی
discharge اخراج تخلیه الکتریکی
discharges اخراج تخلیه الکتریکی
industrial electric locomotive لکوموتیو الکتریکی صنعتی
inductor اندوکتور جاروی الکتریکی
mechanical energy reservoir منبع انرژی الکتریکی
voltage source منبع فشار الکتریکی
voltage stability ثبات فشار الکتریکی
shielded arc welding جوشکاری قوسی الکتریکی
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
residual charge بار الکتریکی مانده
brainwave موج الکتریکی مغز
portable electric tool ابزار الکتریکی دستی
photoelectric reader خواننده فتو الکتریکی
contact اتصال الکتریکی برخورد
specific electrical conductivity هدایت الکتریکی مخصوص
contacted اتصال الکتریکی برخورد
permitivity نفوذ پذیری الکتریکی
contacting اتصال الکتریکی برخورد
full-load adjustment screw پیچ تنظیم الکتریکی
pelorus پایه قطبنمای الکتریکی
contacts اتصال الکتریکی برخورد
oil filled cable کابل روغنی الکتریکی
electric potential difference اختلاف پتانسیل الکتریکی
a dedicated wiring circuit یک مدار الکتریکی اختصاصی
bias سطح مرجع الکتریکی
galvano cautery داغ کردن الکتریکی
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
biases سطح مرجع الکتریکی
electromotive force نیروی محرکه الکتریکی
conduction رسانش الکتریکی هدایت
flash fuze ماسوره الکتریکی یا جرقهای
intensity electric field شدت میدان الکتریکی
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com