Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
elasticity of factor substitution
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
Other Matches
euler theorem
در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
production factors
عوامل تولید
agents of production
عوامل تولید
factors of production
عوامل تولید
elements of expense
عوامل تولید هزینه
fixed factor
عوامل تولید ثابت
inputs
عوامل تولید منابع
fixed factor
عوامل ثابت تولید
factor mobility
تحرک عوامل تولید
mobility of factors of production
تحرک عوامل تولید
factor cost line
خط هزینه عوامل تولید
factor markets
بازارهای عوامل تولید
factor earnings
درامد عوامل تولید
variable factors
عوامل قابل تغییر تولید
non specific factors of production
عوامل غیر اختصاصی تولید
factor payments
پرداختهای عوامل تولید مانند
increasing cost industry
حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
neutral technology
تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
input output table
این جدول جریان عوامل تولید
declassified cost
هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
fission products
عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
functional distribution
توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
v , series
سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
replacements
جانشینی
substitution
جانشینی
subrogation
جانشینی
locum tenecy
جانشینی
successions
جانشینی
succession
جانشینی
vicarious
جانشینی
vicariousness
جانشینی
vicegerency
جانشینی
replacement
جانشینی
paradigmatic axis
محور جانشینی
substitutionary
تعویض جانشینی
subsittution effect
اثر جانشینی
potential substitution
جانشینی بالقوه
subsitute
جانشینی کالاها
succession
ردیف جانشینی
expromission
جانشینی بدهکار
replacement capital
سرمایه جانشینی
substitute material
مواد جانشینی
displacement reaction
واکنش جانشینی
partial substitution
جانشینی مصرف
substitution effect
اثر جانشینی
elasticity of substitution
کشش جانشینی
complete substitution
جانشینی کالاها
standby equipment
تجهیزات جانشینی
standby time
زمان جانشینی
successions
ردیف جانشینی
substitution
تعویض جانشینی
vicarious conditioning
شرطی شدن جانشینی
who claims the succession ?
چه کسی ادعای جانشینی
substitutional solid solution
محلول جامد جانشینی
symptom substitution theory
نظریه جانشینی نشانه ها
marginal rate of substitution
نرخ نهائی جانشینی
supersession
جانشینی لغو شدگی
alias
نام جانشینی که به فایل
import substitution policy
سیاست جانشینی واردات
replacement investment
سرمایه گذاری جانشینی
displacement titration
تیتر کردن جانشینی
aliases
نام جانشینی که به فایل
partial substitution
جانشینی کامل برای دو کالا
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
standard
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
effects
عوامل
m factors
عوامل ام
u
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
technical data
عوامل فنی
psychological factors
عوامل روانی
balancing factors
عوامل جبرانی
growth factors
عوامل رشد
demand factors
عوامل تقاضا
natural agents
عوامل طبیعی
institutional factors
عوامل نهادی
total factor productivity
بازدهی کل عوامل
excusatory conditions
عوامل رافعه
factor price
قیمت عوامل
allocative factors
عوامل تخصیصی
aerodynamic factors
عوامل ایرودینامیکی
elements of expense
عوامل هزینهای
variable factors
عوامل متغیر
complementary factors
عوامل مکمل
motivational factors
عوامل محرکه
factor demand
تقاضای عوامل
factor proportion
نسبت عوامل
factor productivity
بازدهی عوامل
constant factors
عوامل ثابت
justificatory conditions
عوامل موجهه
human factor
عوامل انسانی
adverse factors
عوامل نامساعد
blind score
امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
market forces
عوامل موثردر بازار
diseconomies
عوامل زیان اور
retarding factors
عوامل کند کننده
factor analysis
تجزیه و تحلیل عوامل
human factors engineering
مهندسی عوامل انسانی
mechanisms
عوامل مکانیکی مکانیزم
weathering
اثر عوامل جوی
factor price distortions
انحراف قیمت عوامل
mechanism
عوامل مکانیکی مکانیزم
o technique
تحلیل عوامل زمانی
ingredients
داخل شونده عوامل
factor price equalization
برابرسازی قیمت عوامل
factor productivity
بهره دهی عوامل
aiming group
عوامل مثلث گیری
polygene
عوامل توارثی غیرهمردیف
competitive factors
عوامل محرک رقابت
ingredient
داخل شونده عوامل
cryptovariable
عوامل متغیر رمز
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
aerometeorograph
دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
geopolitics
مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
net factor income from abroad
خالص درآمد عوامل از خارج
map k
ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
unpredictable factors
عوامل غیر قابل پیش بینی
mechanical powers
نیروها یا عوامل مکانیکی ماشینهای ساده
columnar transposition
تغییر مکان دادن عوامل در ستون
elasticity of factor substitution
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
ceteris paribus
ثابت بودن تمام عوامل دیگر
self buried
مدفون شده در اثر عوامل طبیعی
shift forward
انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
bleaching materiel
پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
eurytopic
دارای قدرت تحمل زیاد نسبت به تغییرات عوامل محیط
danc solution
نوعی محلول شیمیایی برای رفع الودگی عوامل تاول زا
m factors
عوامل موثر دربازاریابی که عبارتند از :messages ,motives,markets ,moneymerchandise and media
sound effects
عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
escarpment
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpments
پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
physiocracy
حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
two input firm
بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
federal privacy act
قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
lysenkoism
نظریهای که معتقد است عوامل جسمانی وبدنی وشرایط محیط در وراثت موثر است
pile height
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
elements of weather
عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
production process
فرایند تولید
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
rug condition
[وضعیت ظاهری و ارزش واقعی فرش که به عوامل مختلفی از جمله اندازه، رنگ، عدم پارگی نخ هاخسارت ناشی از بیدزدگی، نداشتن ریشه تقلبی، ارتفاع پرز مناسب و غیره بستگی دارد.]
chemical survey
بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
productivity
قابلیت تولید
MTA
نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
planning factor
معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
image printer
چاپگر نقطه ماتریسی که قابلیت تولید خروجی متن وگرافیک با کیفیت بالا را دارد
commensurability
هم مقیاسی
two scale
دو مقیاسی
scale value
ارزش مقیاسی
binary scale
مقیاسی که 2 ماخذ عددشماری انست نه 10
track per inch
مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
progenitive
تولیدی
output
تولیدی
productive
تولیدی
generative
تولیدی
outputs
تولیدی
counterproductive
ضد تولیدی
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
business goods
کالای تولیدی
producer's goods
مواد تولیدی
producer goods
کالاهای تولیدی
productive sector
بخش تولیدی
manufactoring plant
کارخانه تولیدی
productive work
کار تولیدی
productive capacity
فرفیت تولیدی
government enterprise
موسسات تولیدی دولتی
producer durable equipment
تجهیزات با دوام تولیدی
opportunity cost
هزینههای کالای تولیدی
representative firm
بنگاه تولیدی نمونه
producer price index
شاخص قیمت تولیدی
generation data set
مجموعه دادههای تولیدی
atomistic society
واحدهای کوچک تولیدی
average cost
میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
capacity cost
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
user cost of capital
هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
finished
کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
pilot line operation
کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
component
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components
1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com