English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (9 milliseconds)
English Persian
ring tension کشش حلقوی
Search result with all words
card فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
convoluted بهم تابیده حلقوی
ring جسم حلقوی
slot تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slots تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slotting تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
ruff یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ruffs یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ringing حلقوی شدن
vortex جریان حلقوی یا گردابی
vortexes جریان حلقوی یا گردابی
vortices جریان حلقوی یا گردابی
rotate جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotated جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotates جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
atoll جزیره مرجانی حلقوی
atolls جزیره مرجانی حلقوی
wake جریانهای حلقوی بال
waked جریانهای حلقوی بال
wakes جریانهای حلقوی بال
annular حلقوی
annular وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
annular burner مشعل حلقوی
annular eclipse کسوف حلقوی
annular jet فوران حلقوی
annular projection برامدگی حلقوی
annulate حلقوی
annulated حلقوی
annulus حلقه حلقوی
apple ring fender دفرای حلقوی
bagel نان شیرینی حلقوی
bustle pipe لوله حلقوی
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
circular list لیست مدور لیست حلقوی
circular shift تغییر مکان حلقوی
coil antenna انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
convolute حلقوی
cricoid حلقوی
cup point تیزی حلقوی
curl field میدان حلقوی
fairy ring قارچ حلقوی
induction ring heater گرمکن حلقوی القائی
loop antenna انتن حلقوی
loop code کد حلقوی
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
loop knot tie گره حلقوی
loop mill rolling نوردکاری حلقوی
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
lyraring nebula ابری حلقوی شلیاق
lyraring nebula سحابی حلقوی شلیاق
mantle ring تیر حمال حلقوی شکل
orbiculate حلقوی
peristalsis حرکات حلقوی
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
ring and bead sight دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
ring armature ارمیچر حلقوی
ring cartilage حلقوی
ring nebula ابری حلقوی
ring nebula سحابی حلقوی
ring network شبکه حلقوی
ringbolt hitching خفت حلقوی
ruffe یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
sigmoid حلقوی
snap ring خار حلقوی
terete حلقوی
toothed ring armature ارمیچر حلقوی دندانه دار
verticillation ارایش حلقوی
vortex breakdown/brust جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
vortex drag پسای جریانهای حلقوی
vortex filament خطی که شدت یا تمرکزجریانهای حلقوی دران بیشتراست
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
vortex sheet لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
vortex trail دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
vortical حلقوی
vortiginous حلقوی
uncoil غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiled غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiling غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoils غیر حلقوی کردن یا شدن
interlocking حلقوی بافتن
loop pile پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
warp-loop fringe ریشه حلقوی [در قالی همدان]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com