Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
English
Persian
struggle
کشمکش تنازع
struggled
کشمکش تنازع
struggles
کشمکش تنازع
struggling
کشمکش تنازع
Other Matches
dispute
تنازع
disputed
تنازع
disputes
تنازع
disputing
تنازع
struggle for survival
تنازع بقاء
struggle for existence
تنازع بقا
wrestling
کشمکش
skirmish
کشمکش
skirmishes
کشمکش
melec
کشمکش
row
کشمکش
bouts
کشمکش
bout
کشمکش
scuffle
کشمکش
scuffling
کشمکش
scuffles
کشمکش
scuffled
کشمکش
wintle
کشمکش کردن
tensions
تنش کشمکش
tension
تنش کشمکش
stour
کشمکش عجله
wrestles
کشتی کشمکش
agonist
دچار کشمکش
in-fighting
کشمکش درونی
antagonise
کشمکش کردن
war
کشمکش کردن
conflicted
کشمکش نبرد
conflict
کشمکش نبرد
scrimmage
هنگامه کشمکش
conflicts
کشمکش نبرد
wars
کشمکش کردن
wrestle
کشتی کشمکش
wrestled
کشتی کشمکش
scrimmages
هنگامه کشمکش
spat
کشمکش کردن سیلی
tussling
مسابقه جسمانی کشمکش
tussles
مسابقه جسمانی کشمکش
toiling
کار پر زحمت کشمکش
toiled
کار پر زحمت کشمکش
toil
کار پر زحمت کشمکش
tussle
مسابقه جسمانی کشمکش
cut and thrust
کشمکش دست بیقه
tussled
مسابقه جسمانی کشمکش
scuffled
کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffle
کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffling
کشمکش کردن دست بیقه شدن با
scuffles
کشمکش کردن دست بیقه شدن با
battle royal
نزاع سخت کشمکش خصومت امیز
fabianism
نحله سوسیالیستی معتدل که به سال 4881 درانگلستان تشکیل شد و در واقع پایه حزب کارگر محسوب میشود . اصحاب این مسلک باعقاید مارکس در زمینه لزوم کشمکش طبقاتی و نیز انقلاب و شدت عمل جهت وصول به اهداف سوسیالیزم موافقت ندارند
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com