English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (5 milliseconds)
English Persian
mixed tides کشندهای امیخته
Other Matches
zygose امیخته
motley امیخته
portmanteaux امیخته
portmanteaus امیخته
portmanteau امیخته
mixtures امیخته
mixture امیخته
interwrought در هم امیخته
medley امیخته
medleys امیخته
mixed امیخته
mixed mode باب امیخته
cold mix امیخته سرد
coalescent بهم امیخته
mixed gas گاز امیخته
immiscible امیخته نشدنی
mixed number عدد امیخته
impanate امیخته بنان
mixed crystal کریستال امیخته
lemon squash شربت امیخته ازابلیمووسوداواتر
gold amalgam جیوه امیخته بازر
pranks شوخی امیخته بافریب
mixed mode experssion عبارت امیخته یاب
oil is immiscible with water روغن با اب امیخته نمیشود
oxyhydrogen اکسیژن امیخته به ایدروژن
mincemeat قیمه امیخته باکشمش
prank شوخی امیخته بافریب
chrism روغن امیخته بابلسان
mixed radix notation نشان گذاری امیخته مبنا
deep laid امیخته به زیرکی یا حیله نهانی
d. butter کره اب کرده و امیخته با ارد
mixed mode macro درشت دستور امیخته باب
neo platonism فلسفه افلاطونی امیخته با تصوف شرقی
poudrette کودی که از مدفوع و زغال امیخته باشد
law french اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
loam خاک رس وشن که با گیاه پوسیده امیخته باشد
lingua francas زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
lingua franca زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
oxyhydrogen blowpipe بوری زرگری که دران اکسیژن و ایدروژن با هم امیخته میشوند
imbroglio قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglios قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
omnim gatherum امیختگی چندین چیز باهم توده امیخته جنگ
ingratiatory طرف توجه قرار دهنده امیخته بخود شیرینی
tragi comedy نمایشی که دران مطالب جدی ومضحک باهم امیخته باشد
kamptulicon یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
incorporating mill کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
gouache رنگ کاری با رنگی که در اب حل شده و با عسل و صمغ امیخته شده
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com