Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
sending state
کشور اعزام کننده پرسنل
Other Matches
dispatch route
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
dispatcher
اعزام کننده
dispatcher
اعزام کننده امکانات
combined staff
ستاد مختلط ستاد متشکل از پرسنل نظامی چند کشور در عملیات
registrant
پرسنل ثبت نام کننده
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
operating strenght
پرسنل حاضر به خدمت پرسنل موجود یکان
commitment board
هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
donner country
کشور کمک کننده
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
producers
شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
producer
شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
admision rate
میزان اعزام به بهداری نواخت سالیانه اعزام به بهداری
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
gold import point
حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
releasing officer
افسر مسئول ترخیص کالاها افسر ترخیص کننده پرسنل
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
despatching
اعزام
despatches
اعزام
dispatched
اعزام
dispatch
اعزام
send out
اعزام
dispatches
اعزام
despatched
اعزام
dispatching
اعزام
dispatched
اعزام داشتن
dispatched
اعزام کردن
despatched
اعزام داشتن
despatched
اعزام کردن
dispatches
اعزام داشتن
dispatched
اعزام یکانها
dispatches
اعزام کردن
send out
اعزام کردن
dispatches
اعزام یکانها
dispatch
اعزام یکانها
detach
اعزام کردن
despatching
اعزام یکانها
send
اعزام داشتن
sending
اعزام داشتن
despatching
اعزام کردن
despatching
اعزام داشتن
sends
اعزام داشتن
dispatch
اعزام داشتن
dispatch
اعزام کردن
despatched
اعزام یکانها
detaches
اعزام کردن
despatches
اعزام داشتن
despatches
اعزام کردن
detaching
اعزام کردن
despatches
اعزام یکانها
unattached
اعزام نشده
embassage
اعزام سفیر
dispateh
اعزام کردن
to send away
اعزام داشتن
to tell off
اعزام کردن
afforcement
اعزام نیروی امداد
transfer station
محل اعزام افراد
reception station
دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
commit
اعزام داشتن برای
to send upon an e
به سفارت اعزام کردن
commits
اعزام داشتن برای
committed
اعزام داشتن برای
committing
اعزام داشتن برای
he was sent to england
به انگلیس اعزام کردند
despatch
ارسال کردن اعزام
sick slip
برگ اعزام به بیمارستان
personnel
پرسنل
staffed
پرسنل
staffs
پرسنل
staff
پرسنل
delegation
اعزام نماینده هیات نمایندگی
delegations
اعزام نماینده هیات نمایندگی
dispatchment
ارسال
[اعزام]
[گسیل]
[فرستادن ]
complementing
پرسنل سازمانی
permanent party
پرسنل دایمی
trooped
پرسنل دار
adjutant general
دایره پرسنل
complements
پرسنل سازمانی
complemented
پرسنل سازمانی
troop
پرسنل دار
intransit strenth
پرسنل سیال
shipmate
پرسنل هم ناو
trooping
پرسنل دار
complement
پرسنل سازمانی
ship's company
پرسنل ناو
all hands
کلیه پرسنل
crewing
پرسنل ناو
cadre
پرسنل پیمانی
crewed
پرسنل ناو
crew
پرسنل ناو
operating personnel
پرسنل فعال
turout
تجمع پرسنل
personnel officer
افسر پرسنل
cadres
پرسنل پیمانی
operations personal
پرسنل عملیات
crews
پرسنل ناو
service number
شماره خدمتی پرسنل
quarters
محل اسایشگاه پرسنل
turout
جمع شدن پرسنل
ration method
روش تغذیه پرسنل
staff
پرسنل ستاد ستادی
staffed
پرسنل ستاد ستادی
evacuees
پرسنل تخلیه شده
staffs
پرسنل ستاد ستادی
carreer personnel
پرسنل کادر ثابت
regulars
پرسنل کادر منظم
regular
پرسنل کادر منظم
evacuee
پرسنل تخلیه شده
military pay order
لیست حقوقی پرسنل
lag rate
میزان کسری پرسنل
nonoperating strength
پرسنل غیر فعال
manpower cieling
سطح استعداد پرسنل
station complement
پرسنل خدماتی پایگاه
station complement
پرسنل ثابت یک پایگاه
proceed time
زمان انتقال پرسنل
administrative acceptees
پرسنل پذیرفته شده
probationers
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
probationer
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود
The convicts are being sent to concentration camps .
محکومین به اردوگاههای کار اجباری اعزام می شوند
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
blind
بدون دید مستقیم پرسنل
release denial
جلوگیری از ترخیص پرسنل یاکالا
blinded
بدون دید مستقیم پرسنل
overhead personnel
پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
debarkation net
تور پیاده شدن پرسنل
airmen
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
debarkation net
پل تخلیه پرسنل ازکشتی به ساحل
airman
پرسنل نیروی هوایی هوانورد
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
blinds
بدون دید مستقیم پرسنل
retrofit action
بهبودسازی وسایل وتجهیزات و پرسنل
replacement factor
ضریب جایگزینی پرسنل ووسایل
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
enlisted personnel
پرسنل سرباز و درجه دار
battlefield evacuation
تخلیه پرسنل اسیب دیده
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
transport area
منطقه حمل و نقل پرسنل
reimbursable personnel
پرسنل حقوق بگیر نظامی
military pay order
جدول تغییرات حقوقی پرسنل
administrative acceptees
پرسنل قبول شده از نظر اداری
air tropping
ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
conus residents
پرسنل ارتشی مقیم قاره امریکا
station bill
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
reception station
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
constructive school credit
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
quarantined
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantines
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantining
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
stages
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
escape line
مسیر نجات پرسنل درگیر در عملیات پنهانی وچریکی
triage
سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
regulating station
پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
rest and recuperation
عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
stage
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
manning level
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
rail loading
سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
staged crews
پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
manning the rail
گماردن پرسنل به دور ناو یاوسیله برای انجام تشریفات
blockhouse
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
bareboat charter
ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
technical escort
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
deploying
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploy
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
staging
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
transit area
منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
active status
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
complemented
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complements
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
service records
سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
manning table
جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
complementing
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
holdees
پرسنل یا خودروها یا هواپیمایا کشتی که به طور موقت دریک پادگان توقف کرده ومنتظر دستور یا وسایل حرکت به سمت محل ماموریت باشد
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
replacement demand
نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com