Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
the country is ours
کشور مال ما است
Search result with all words
superstructure
سازمانهای اداری ومدیریه کشور
superstructures
سازمانهای اداری ومدیریه کشور
state
جمهوری کشور
state
کشور
state-
جمهوری کشور
state-
کشور
stated
جمهوری کشور
stated
کشور
states
جمهوری کشور
states
کشور
stating
جمهوری کشور
stating
کشور
public
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
imperialism
استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
indent
سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting
سفارش خرید از کشور بیگانه
indents
سفارش خرید از کشور بیگانه
dominion
قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
wonderland
کشور زیبای خیالی
wonderlands
کشور زیبای خیالی
nation
کشور
nations
کشور
realm
کشور
realms
کشور
dumping
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
modus vivendi
توافقی که بین دو کشور بوجود می اید با این هدف که بعدا" شرایط ان دقیقتر و واضحتر تعیین شودهدف این نوع توافق حل مسائلی است که حل انها رانمیتوان به بعد موکول کرد
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
assistance
کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
deportation
تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
deportation
اخراج از کشور
safe conduct
سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
safe conducts
سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
safe-conducts
سمدی که فرستاده دولتی که در حال جنگ با دولت مرسل الیه است قبل از ورود به خاک ان کشور باید تحصیل کند
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
campaign
مسافرت درداخل کشور
campaigned
مسافرت درداخل کشور
campaigning
مسافرت درداخل کشور
campaigns
مسافرت درداخل کشور
Thai
اهل کشور تایلند
Thais
اهل کشور تایلند
condominium
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
condominiums
اعمال حاکمیت مشترک دو یا چند کشور بریک سرزمین را به نحو اشاعه گویند
sovereign
فرمانروا رئیس کشور
sovereigns
فرمانروا رئیس کشور
countries
کشور
country
کشور
expulsion
اخراج از کشور
expulsions
اخراج از کشور
nationwide
در سرتاسر کشور
treason
خیانت به کشور
traitor
خائن به کشور
traitors
خائن به کشور
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
hinterland
مناطق داخلی کشور
hinterlands
مناطق داخلی کشور
Guinea
کشور گینه در افریقا
guineas
کشور گینه در افریقا
leakage
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
leakages
مقدارمالیاتی که به علت خرج نشدن درامد در کشور
soil
کشور
soiling
کشور
soils
کشور
strategies
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
strategy
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
currencies
پول قانونی و رایج هر کشور
currency
پول قانونی و رایج هر کشور
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
enclave
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclaves
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
satellite
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellites
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
secondary
سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
fairyland
کشور پریان
fairylands
کشور پریان
renege
ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneged
ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneges
ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
reneging
ترک تابعیت کشور یا دین خود راکردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
territories
کشور
territory
کشور
import
به کشور اوردن افهار کردن
imported
به کشور اوردن افهار کردن
Other Matches
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
fatherlands
کشور
common wealth
کشور
fatherland
کشور
land n
کشور
Somalia
کشور سومالی
Singapore
کشور سنگاپور
Peru
کشور پرو
Sierra Leone
کشور سیرالئون
Philippines
کشور فیلیپین
Portugal
کشور پرتغال
department of the enterior
وزارت کشور
Qatar
کشور قطر
Czechoslovakia
کشور چکوسلواکی
Rwanda
کشور رواندا
Djibouti
کشور جی بوتی
country of origin
کشور مبداء
Senegal
کشور سنگال
Paraguay
کشور پاراگوئه
Canada
کشور کانادا
attack origine
کشور اغازکننده تک
Vietnam
کشور ویتنام
Costa Rica
کشور کاستاریکا
Cameroon
کشور کامرون
Colombia
کشور کلمبیا
Zambia
کشور زامبیا
Zimbabwe
کشور زیمبابوه
America
کشور امریکا
cloud-cuckoo-land
کشور پریون
ottoman
کشور عثمانی
Venezuela
کشور ونزوئلا
Ukraine
کشور اوکرانی
Uganda
کشور اوگاندا
Sri Lanka
کشور سریلانکا
Cuba
کشور کوبا
Sudan
کشور سودان
Suriname
کشور سورینام
Swaziland
کشور سوازیلند
Sweden
کشور سوئد
Tanzania
کشور تانزانیا
Thailand
کشور تایلند
Togo
کشور توگو
Tunisia
کشور تونس
oversea
خارج از کشور
Eire
کشور ایرلند
Ecuador
کشور اکوادر
Jamaica
کشور جامائیکا
Cambodia
کشور کامبوج
Kenya
کشور کنیا
independency
کشور مستقل
Kiribati
کشور کیریباتی
Kuwait
کشور کویت
Laos
کشور لائوس
host nation
کشور میزبان
host country
کشور میزبان
Ghana
کشور غنا
Morocco
کشور مغرب
Indonesia
کشور اندونزی
Hungary
کشور مجارستان
Fiji
کشور فیجی
Finland
کشور فنلاند
Gabon
کشور گابن
Liberia
کشور لیبریا
Ghana
کشور گانا
land of the rising sun
کشور ژاپن
Great Britain
کشور انگلیس
Guatemala
کشور گواتمالا
Korea
کشور کره
kingdom
کشور قلمروپادشاهی
Guyana
کشور گیانا
Honduras
کشور هندوراس
Lesotho
کشور لسوتو
home country
کشور اصلی
fisc
خزانه کشور
Myanmar
کشور میانمار
midland
داخله کشور
Namibia
کشور نامیبی
Namibia
کشور نامیبیا
Nepal
کشور نپال
New Zealand
کشور زلاندنو
Nicaragua
کشور نیکاراگوا
Niger
کشور نیجر
Nigeria
کشور نیجریه
Oman
کشور عمان
Egypt
کشور مصر
Mozambique
کشور موزامبیک
Mexico
کشور مکزیک
forwarding country
کشور فرستنده
Holland
کشور هلند
Libya
کشور لیبی
Luxembourg
کشور لوکزامبورگ
high court of
دیوانعالی کشور
Greece
کشور یونان
great power
کشور با قدرت
Malawi
کشور مالاوی
Malaysia
کشور مالزی
friendly state
کشور خودی
friendly state
کشور دوست
Maldives
کشور مالدیو
Mali
کشور مالی
Pakistan
کشور پاکستان
sending state
کشور فرستنده
Spain
کشور اسپانیا
the youth of the country
جوانان کشور
the superme court
دیوانعالی کشور
the play of europe
کشور سویس
neighbouring country
[British E]
کشور همسایه
neighboring state
[American E]
کشور همسایه
bordering country
کشور همسایه
traitor to the countruy
خائن کشور
traitor to one's country
خائن به کشور
theocrat
خداوند کشور
southland
کشور نیمروز
assyria
کشور اشور
Hungary
مجارستان
[کشور]
respublica
کشور جمهوری
Bahamas
کشور باهاما
abroad
خارج از کشور
inland
درون کشور
ministry of the interior
وزارت کشور
Home Office
وزارت کشور
respublica
جمهوری کشور
Botswana
کشور بوتسوانا
mother country
کشور اصلی
turkey
کشور ترکیه
turkeys
کشور ترکیه
Burma
کشور برمه
per pais
بوسیله کشور
Bhutan
کشور بوتان
dependency
کشور غیرمستقل
Belize
کشور بلیز
dependencies
کشور غیرمستقل
Bangladesh
کشور بنگلادش
Bahrain
کشور بحرین
mother countries
کشور اصلی
interior ministry
وزارت کشور
in this country
<adv.>
در این کشور
secretary of state for home affairs
وزیر کشور
in these parts
<adv.>
در این کشور
Albania
کشور آلبانی
Andorra
کشور آندورا
Uruguay
کشور اوروگوئه
sea power
کشور دریایی
Angola
کشور انگولا
Argentina
کشور آرژانتین
Cape Verde
کشور کیپ ورد
traitor to the countruy
خائن نسبت به کشور
Burkina Faso
کشور بورکینا فاسو
turk
اهل کشور ترکیه
Judaic
وابسته به کشور یهودیه
upcountry
درداخل یا درون کشور
up country
نواحی داخل کشور
Barbados
کشور بار بادوس
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
Antigua and Barbuda
کشور آنتیگوا و باربوداس
United Kingdom
کشور متحده پادشاهی
the talnet of the country
مردم با استعداد کشور
Dominican Republic
کشور جمهوری دمینیکان
to go abroad
به خارج
[از کشور]
رفتن
Civil Aviation Organization
سازمان هواپیمایی کشور
Department of Homeland Security
[DHS]
وزارتخانه امنیت کشور
Home Office
[British E]
دفتر وزارت کشور
Department of the Interior
[American E]
دفتر وزارت کشور
one country or another
این یا یک کشور دیگری
at home and abroad
در داخل و خارج
[از کشور]
internally or abroad
در داخل و خارج
[از کشور]
neck of the woods
<idiom>
ناحیه یا قسمتی از کشور
Western Samoa
کشور ساموآی غربی
Trinidad and Tobago
کشور ترینیداد و توباگو
Sucre
پول کشور اکوادور
San Marino
کشور سان مارینو
Papua New Guinea
کشور پاپوا - گینهی نو
Ivory Coast
کشور ساحل عاج
Guinea-Bissau
کشور گینه بیسائو
Equatorial Guinea
کشور گینهی استوایی
supreme court
دیوان عالی کشور
home market
بازار داخل کشور
citizens
تبعه یک کشور شهروند
outbound cargo
بار خارج از کشور
Ethiopia
کشور حبشه یااتیوپی
assyrian
اهل کشور اشور
Panama
کشور جمهوری پاناما
Tibetan
اهل کشور تبت
donner country
کشور کمک کننده
donee country
کشور کمک گیرنده
citizen
تبعه یک کشور شهروند
hight court of cassetion
دیوان عالی کشور
high court of cassation
دیوان عالی کشور
inbound traffic
مسیر خارج از کشور
korean
اهل کشور کره
foreign currency
پول کشور خارجی
expatriates
از کشور خود راندن
Lima
پایتخت کشور پرو
lithuanian
اهل کشور لیتوانی
finn
اهل کشور فنلاند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com