English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (10 milliseconds)
English Persian
officiant کشیش سرپرست
Search result with all words
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
Other Matches
presbyteries داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbytery داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
priestly در خور کشیش یا کاهن مانند کشیش یا کاهن وابسته به کشیش یا کاهن
symposiarch سرپرست
attendant سرپرست
attendants سرپرست
skipper سرپرست
warden سرپرست
superintendents سرپرست
superintendent سرپرست
caretakers سرپرست
caretaker سرپرست
skippered سرپرست
skippering سرپرست
tutelar سرپرست
guideless بی سرپرست
guardians سرپرست
guardian سرپرست
mandatory سرپرست
wardens سرپرست
warden سرپرست
leaders سرپرست
leader سرپرست
sponsors سرپرست
sponsoring سرپرست
sponsor سرپرست
skippers سرپرست
supervisors سرپرست
supervisor سرپرست
directors سرپرست
director سرپرست
padres کشیش
ecclesiastics کشیش
herdsmen کشیش
herdsman کشیش
clergyman کشیش
clergymen کشیش
priests کشیش
priest کشیش
churchman کشیش
ecclesiastic کشیش
druid کشیش
hieratic کشیش
presbyterate کشیش
churchmen کشیش
abbe کشیش
clerics کشیش
cleric کشیش
druids کشیش
padre کشیش
provosts کشیش
provost کشیش
predicant کشیش
evengelist کشیش
network administrator سرپرست شبکه
husbandman سرپرست خانه
hierarch شیخ سرپرست
drop master سرپرست پرش
archon افسر سرپرست
scoutmasters سرپرست پیشاهنگان
lead through تعویض سرپرست
sponsored حامی سرپرست
scoutmaster سرپرست پیشاهنگان
custodian مسئول سرپرست
custodians مسئول سرپرست
maverick ادم بی سرپرست
leader of the negotiations سرپرست مذاکرات
negotiator سرپرست مذاکرات
overseers نافر سرپرست
chief negotiator سرپرست مذاکرات
headman پیشوا سرپرست
headmen پیشوا سرپرست
protector حامی سرپرست
matron سرپرست کودکان
mavericks ادم بی سرپرست
protectors حامی سرپرست
overseer نافر سرپرست
hedge priest کشیش روستا
high priest کشیش اعظم
presbyterial وابسته به کشیش ها
priestlike کشیش وار
priestliness کشیش مابی
right reverend جناب کشیش
sacerdocy کشیش منشی
presbyteries خانه کشیش
presbytery خانه کشیش
sacerdotalism کشیش مابی
shaveling سرتراشیده کشیش
Reverend جناب کشیش
lay brother نیمچه کشیش
priestcraft کشیش بازی
holy joe کشیش دهکده
clerkly وابسته به کشیش
residentiary کشیش مقیم
primate کشیش ارشد
lamas کشیش بودایی
lama کشیش بودایی
priesthood مقام کشیش
priesthood کشیش بودن
vicars کشیش بخش
vicar کشیش بخش
rectors کشیش بخش
rector کشیش بخش
parson کشیش بخش
parsons کشیش بخش
archpriest کشیش بزرگ
acolytes دستیار کشیش
acolyte دستیار کشیش
returning officer سرپرست انتخابات برزن
derelict بی سرپرست کشتی متروکه
tutelary دارای قیم یا سرپرست
returning officers سرپرست انتخابات برزن
directors سرپرست تیم بولینگ
jumpmaster مربی یا سرپرست چتربازان
director سرپرست تیم بولینگ
truck master مامور یا سرپرست چندکامیون
liquidators سرپرست تسویه حساب
svc فراخوانی نافر یا سرپرست
liquidator سرپرست تسویه حساب
rectrix بانوی کشیش بخش
Imhotep کشیش [دربار مصر]
prsbytery محل جلوس کشیش
pontiff کشیش بزرگ پاپ
chancels جای مخصوص کشیش
parsonage قلمرو کشیش بخش
kirkman عضوکلیسای اسکاتلندی کشیش
rectory خانه کشیش بخش
divining کشیش استنباط کردن
divines کشیش استنباط کردن
divined کشیش استنباط کردن
divine کشیش استنباط کردن
lamaistic وابسته به کشیش بودایی
minister وزیر مختار کشیش .
papas پاپ کشیش ناحیه
papa پاپ کشیش ناحیه
ministers وزیر مختار کشیش .
chancel جای مخصوص کشیش
cassocks خرقه پوش کشیش
pontiffs کشیش بزرگ پاپ
pardoner کشیش امرزنده گناه
curate معاون کشیش بخش
officiating priest کشیش پیش نماز
curates معاون کشیش بخش
rectories خانه کشیش بخش
monseigneur مسیو کشیش کاتولیک
parsonages قلمرو کشیش بخش
cassock خرقه پوش کشیش
chief programmer team سرپرست یک تیم برنامه نویسی
master of سرپرست گروه شکار روباه
superintendent registrar سرپرست ثبت احوال یک ناحیه
straw boss [سرپرست فاقد اختیارات کافی]
prelate اسقف اعظم کشیش ارشد
prelates اسقف اعظم کشیش ارشد
manses محل سکنی خانه کشیش
sacerdotage کشیش مابی جماعت کشیشان
curacies معاونت کشیش بخش یادهستان
he was ordained priest اورا بسمت کشیش گماشتند
curacy معاونت کشیش بخش یادهستان
manse محل سکنی خانه کشیش
ministerial وابسته به وزیر یا کشیش اداری
lady paramount بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
zucchetto شبکلاه یا عرقچین سفیدرنگ کشیش کاتولیک
officiant کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
tunicle لباس رویی کشیش در عشاء ربانی
paddock judge داور سرپرست اماده شدن اسبهای مسابقه
priestcraft دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
the sovereign پاپ اعظم کشیش بخش درکلیسای خاور
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
receiver خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
receivers خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
mandatory power دولتی که قیم و سرپرست دولت یا حکومت یا سرزمین دیگری باشد
parish clerk کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
nonagium عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
lavabo ایین دست شستن کشیش هنگام پیش بردن عشاه ربانی
deacon خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacons خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
pastorally چوپان وار کشیش وار
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com