English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 268 (5 milliseconds)
English Persian
flexibility کش دار قابل تغییر
Search result with all words
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
hard که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
harder که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
hardest که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
flexible قابل تغییر
flexible آرایهای که اندازه و حد آن قابل تغییر است
flexible آنچه قابل تغییر است
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
interchangeable آنچه قابل تغییر است
postscript زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscripts زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
read وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
reads وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
streakier ناصاف قابل تغییر
streakiest ناصاف قابل تغییر
streaky ناصاف قابل تغییر
changeable قابل تغییر
protect محل حافظه که قابل تغییر نیست
protect محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protecting محل حافظه که قابل تغییر نیست
protecting محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planed یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planes یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planing یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
variable داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable آنچه قابل تغییر است
variables داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variables آنچه قابل تغییر است
format استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
formats استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
variant قابل تغییر
fix داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
fixes داده نوشته شده روی فایل یا صفحه نمایش برای اطلاع رسانی یا بیان مشخصات و آنچه قابل تغییر توسط کاربر نیست
absolute address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
alterable قابل تغییر
alterable آنچه قابل تغییر است
armature shifting motor موتور با ارمیچر قابل تغییر
commutable قابل تغییر
displaceable قابل تغییر
effable قابل تغییر
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
exchangeable آنچه قابل تغییر است
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
inelastic غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
machine address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
moveable قابل تغییر
ne varirtur غیر قابل تغییر
open policy بیمه نامه قابل تغییر
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
tranformable قابل تغییر شکل
transformative قابل تغییر
transmutative قابل تغییر
turing machine مدل ریاضی یک وسیله که میتواند داده را بخواند و بنویسد بر یک نوار ذخیره سازی قابل کنترل با تغییر وضعیتهای داخلی آن
variable factors عوامل قابل تغییر تولید
variative قابل تغییر
Other Matches
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changing تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changes تغییر کردن تغییر دادن
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
adducible قابل اضهار قابل ارائه
achievable قابل وصول قابل تفریق
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
sensible قابل درک قابل رویت
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
presentable قابل معرفی قابل ارائه
combustible قابل سوزش قابل تراکم
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
presumable قابل استنباط قابل استفاده
observable قابل مشاهده قابل گفتن
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
misalignment تغییر
dachi تغییر پا
vicissitude تغییر
alternation تغییر
fluctuation تغییر
commutation تغییر
amendments تغییر
amendment تغییر
mutation تغییر
shunting تغییر خط
mutations تغییر
modification تغییر
innovation تغییر
changeless بی تغییر
variations تغییر
changing تغییر
changes تغییر
changed تغییر
change تغییر
stationary بی تغییر
variation تغییر
conversions تغییر
conversion تغییر
alteration تغییر
innovations تغییر
versatility قابلیت تغییر
metamorphosis تغییر شکل
to turn something into something تغییر دادن به
to convert something into something تغییر دادن به
turnabouts تغییر موضع
change [in something] [from something] تغییر [در یا از چیزی]
voltage variation تغییر ولتاژها
vicissitudes of time تغییر اوضاع
covariation تغییر همگام
unchangeable تغییر ناپذیر
convertibles تغییر پذیر
deformation تغییر شکل
variational principle اصل تغییر
variational method روش تغییر
variation theorem قضیه تغییر
variation coefficient ضریب تغییر
vacillatory تغییر پذیر
duff تغییر علامت
shifts تغییر دادن
shifts تغییر مکان
transforming تغییر شکل
shifted تغییر جهت
deed poll تغییر نام
shifts تغییر جهت
current displacement تغییر جریان
conversion تغییر مذهب
to turn [into] تغییر کردن
shifted تغییر دادن
turnabouts تغییر عقیده
realigns تغییر دادن
realigning تغییر دادن
realigned تغییر دادن
shift تغییر مکان
shift تغییر دادن
turnabout تغییر عقیده
turnabout تغییر موضع
shifted تغییر مکان
conversions تغییر مذهب
to alter [to] تغییر یافتن
shift تغییر جهت
realign تغییر دادن
kainotophobia تغییر هراسی
inalterability تغییر ناپذیری
modify تغییر دادن
modifying تغییر دادن
immutability تغییر ناپذیری
kaleidoscope تغییر پذیربودن
kaleidoscopes تغییر پذیربودن
varies تغییر کردن
modifies تغییر دادن
kainophobia تغییر هراسی
variability تغییر پذیری
ireversible تغییر ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
invariance تغییر ناپذیری
infelection تغییر شکل
variation تغییر ناپایداری
variations تغییر ناپایداری
flexility قابلیت تغییر
displacement تغییر موضع
displacement تغییر مکان
inalterable تغییر ناپذیر
vary تغییر کردن
transform تغییر شکل
altered تغییر دادن
altering تغییر یافتن
altering تغییر دادن
alters تغییر یافتن
alters تغییر دادن
weather تغییر فصل
upheaval تغییر فاحش
upheavals تغییر فاحش
frequency fluctuation تغییر فرکانس
frequency change تغییر بسامد
variable تغییر پذیر
variables تغییر پذیر
altered تغییر یافتن
alter تغییر دادن
heterophonia تغییر صدا
transformed تغییر شکل
transforms تغییر شکل
mutate تغییر دادن
mutated تغییر دادن
mutates تغییر دادن
mutating تغییر دادن
amend تغییر دادن
amended تغییر دادن
amending تغییر دادن
weathers تغییر فصل
weathered تغییر فصل
alter تغییر یافتن
transiguration تغییر شکل
dimensional change تغییر اندازه
secular change تغییر قرنی
reversal shift تغییر وارون
displaciment تغییر مکان
displeacement of water تغییر مکان اب
transmutation تغییر شکل
rebus sic stautibus تغییر شکل
range of variation ناحیه تغییر
immutable تغییر ناپذیر
put about تغییر مسیردادن
supple تغییر پذیر
invariable تغییر ناپذیر
unalterable تغییر ناپذیر
sex reversal تغییر جنسیت
skittish تغییر پذیر
demand shift تغییر تقاضا
modification تغییر وتبدیل
to undergo a change تغییر یافتن
modifier تغییر دهنده
modifiers تغییر دهنده
ternal دارای سه تغییر
temperature variation تغییر دما
switcheroo تغییر ناگهانی
susceptible of change تغییر پذیر
susceptible of change مستعد تغییر
surface of revolution سطح تغییر
design change تغییر طرح
standpat مخالف تغییر
constantly بدون تغییر
phase shift تغییر فاز
permute تغییر دادن
mean variation تغییر متوسط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com