Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (1 milliseconds)
English
Persian
football cleats
کفش گل میخ دار فوتبال آمریکایی
Search result with all words
American football
فوتبال آمریکایی
[ورزش]
football
توپ فوتبال آمریکایی
[توپ بیضوی]
football fan
[American English]
طرفدار فوتبال آمریکایی
Other Matches
football
توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
footballs
توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
common bond
[دیوار چینی با آجر آمریکایی یا انگلیسی]
Art Deco
هنر دکو
[سبک تزئینی آمریکایی اروپائی]
Afro-
پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
City Beautiful
[جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
ntsc
انجمن آمریکایی که استانداردها برای تلویزیون و ویدیو تعریف میکند
COMPAQ
شرکت کامپیوتر شخصی آمریکایی که اولین تولید کننده برای IBMPC بود
Aesthetic Movement
[جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
afro
نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
'The Catcher in the Rye'
[by Salinger / work title]
! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت !
[نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
ansi
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
soccer
فوتبال
football
توپ فوتبال
soccer fan
[soccer supporter]
[American English]
طرفدار فوتبال
football game
بازی فوتبال
football fan
[British English]
طرفدار فوتبال
football club
[British Englisch]
باشگاه فوتبال
soccer field
زمین فوتبال
playing field
زمین فوتبال
playing fields
زمین فوتبال
football
بازی فوتبال
footballs
بازی فوتبال
footballer
فوتبال بازی کن
eleven
تیم فوتبال
elevens
تیم فوتبال
association football
اتحادیه فوتبال
left for ward
در فوتبال پیشرو چپ
canadian football
فوتبال کانادایی
kick about
فوتبال هردمبیل
gridition
زمین فوتبال
footballers
فوتبال بازی کن
pigskin
توپ فوتبال
grid
زمین فوتبال
gridiron
زمین فوتبال
grids
زمین فوتبال
boot
کفش فوتبال
soccer
بازی فوتبال
to finish the ball into the net
با توپ گل زدن
[فوتبال]
to play football
فوتبال بازی کردن
football hooligan
خرابگر پر سر و صدای فوتبال
touchline
خط اطراف زمین فوتبال
goalkeepers
دروازه بان فوتبال
goalkeeper
دروازه بان فوتبال
to play soccer
فوتبال بازی کردن
rules of football
قوانین یا قواعد فوتبال
six man football
فوتبال دو تیم 6 نفره
signal caller
مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
soccer ball throw
پرتاب توپ فوتبال
kick off
شروع مسابقه فوتبال
water polo
بازی فوتبال ابی
indoor soccer
فوتبال داخل سالن
I have lost my interest in football .
دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
scrums
نوعی بازی فوتبال راگبی
scrum
نوعی بازی فوتبال راگبی
scrummage
نوعی بازی فوتبال راگبی
lateral pass
پاس توپ فوتبال از پهلو
Playing football is not my idea of fun .
فوتبال هم بنظر من تفریح نشد
speedball
نوعی بازی شبیه فوتبال
hockey
چوگان بازی با اصول فوتبال
he is a novice in football
در بازی فوتبال تازه کار است
uprights
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
low ball
شوت کردن پائین توپ
[فوتبال]
high ball
شوت کردن بالا توپ
[فوتبال]
to keep the ball moving
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
to let the ball do the work
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
short ball
شوت کردن کوتاه توپ
[فوتبال]
The football field must be marked out.
زمین فوتبال را باید خط کشی کرد
flag football
نوعی فوتبال با 6 تا 9 نفر درهر تیم
punts
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
Football pool
[British English]
قماربازی روی نتیجه بازی تیمهای فوتبال
punted
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
movement off-the-ball
بازی بدون توپ
[تمرین ورزش فوتبال]
punt
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
fielder
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
grey cup
مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
Pope, Arthur Upham
آرتور پوپ
[که در ایران به پروفسور پوپ معروف می باشد یک کاشف و منتقد آمریکایی استکه در زمینه های مختلف هنر ایران سال ها تحقیق نموده.]
team area
محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
yardage
تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
broomball
نوعی هاکی روی یخ بدون کفش اسکیت با جارو و توپ فوتبال
lineup
اماده ومجهز کردن ترتیب جای بازیکنان فوتبال طرز قرار گیری
yard marker
خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line
خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
groundhopper
[British English]
طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور
[از خانه]
تیم خود را دیدار میکند.
touch football
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
I am stiff with football.
بعد از بازی فوتبال بدنم چوب شده ( خشک شده )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com