English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
floor gully کف خواب
Search result with all words
dressing gown لباس خواب
dressing gowns لباس خواب
nightdress لباس خواب
nightdresses لباس خواب
nightclothes لباس خواب
sleeping sickness مرض خواب
sleeping pill قرص خواب
sleeping pills قرص خواب
dormice موش زمستان خواب
dormouse موش زمستان خواب
bedroom اطاق خواب
bedrooms اطاق خواب
sleeping room اطاق خواب
ewer کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
ewers کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
drowsiness خواب الودگی
drowsiness کسالت یا سنگینی خواب
dream خواب
dream خواب دیدن
dreamed خواب
dreamed خواب دیدن
dreaming خواب
dreaming خواب دیدن
dreams خواب
dreams خواب دیدن
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
rises از خواب برخاستن طغیان کردن
watchful بی خواب دقیق
nap خواب نیمروز
nap خواب
napped خواب نیمروز
napped خواب
napping خواب نیمروز
napping خواب
naps خواب نیمروز
naps خواب
sack کیسه خواب کیسه سربازی
sacked کیسه خواب کیسه سربازی
sacks کیسه خواب کیسه سربازی
sleepier خواب الود
sleepiest خواب الود
sleepy خواب الود
sleepily بطور خواب الود
sleepyhead ادم خواب الود
sleepyheads ادم خواب الود
dreamlike خواب مانند
lay خواب طناب
lays خواب طناب
nightmare خواب ناراحت کننده و غم افزا
nightmares خواب ناراحت کننده و غم افزا
sleeper خواب رونده
sleepers خواب رونده
terrace بهار خواب
terraces بهار خواب
somnolent خواب الود
somnolent درحالت خواب وبیدار
sleepless بی خواب
soporific خواب الود
soporific داروی خواب اور
soporific خواب اور
hypnotic خواب اور
hypnotic تولیدکننده خواب
hypnotic مولد خواب مصنوعی
bedfellow هم خواب
bedfellows هم خواب
heavier غلیظ خواب الود
heavies غلیظ خواب الود
heaviest غلیظ خواب الود
heavy غلیظ خواب الود
plushier خواب دار
plushiest خواب دار
plushy خواب دار
disillusion بیداری از خواب وخیال
disillusioning بیداری از خواب وخیال
disillusions بیداری از خواب وخیال
hypnotism علم هیپنوتیزم یاطریقه خواب اوری مصنوعی
fleece خواب پارچه پشم چیدن از
fleeces خواب پارچه پشم چیدن از
fleecing خواب پارچه پشم چیدن از
catnap خواب سبک وکوتاه
catnapped خواب سبک وکوتاه
catnapping خواب سبک وکوتاه
catnaps خواب سبک وکوتاه
drowse خواب الود کردن
drowsed خواب الود کردن
drowses خواب الود کردن
drowsing خواب الود کردن
siesta خواب نیمروز
siesta خواب بعدازفهر کردن
siestas خواب نیمروز
siestas خواب بعدازفهر کردن
hypnotised خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotised بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotises خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized خواب هیپنوتیزم کردن
Other Matches
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamier خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
morpheus الهه خواب خواب پرور
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
hypnogogic خواب اور خواب کننده
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
noctambulation خواب
noctambulism خواب
sleeping خواب
watchfulness بی خواب
sleep خواب
isocline هم خواب
sleeps خواب
asleep خواب
post dormitum پس خواب
shut-eye خواب
night clothes جامه خواب
hypnophobia خواب هراسی
interpretation of a dream تعبیر خواب
hypnos or nus رب النوع خواب
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
hypnopompic خواب و بیدار
hypnopompic خواب زدا
hypnopompic بی خواب کننده
drowsier خواب الود
hypnology خواب شناسی
dozy خواب الود
lights out ساعت خواب
hypnosis خواب هیپنوتیزم
narcosis خواب شیمیایی
hypnosis خواب در اثرتلقین
hypnosis خواب مصنوعی
narcolepsy حمله خواب
dozier خواب الود
narcitic خواب اور
doziest خواب الود
mesmerism خواب مغناطیسی
maya خواب و خیال
drowsiest خواب الود
hypnologist خواب شناس
drowsy خواب الود
he is a او خواب است
get off to sleep خواب رفتن
dream reader خواب تعبیرکن
footsack کیسه خواب
hypnogenesis ایجاد خواب
drowsihead سنگینی خواب
drowsihead خواب الودگی
dreamful خواب مانند
cataplexy خواب حیوانی
coved cornice قرنیز کف خواب
hypersomnia خواب زدگی
bed room اطاق خواب
hypnagogic خواب اور
hypnolepsy حمله خواب
hypnoidal خواب گونه
hypnogenic خواب انگیز
hypnoid خواب گونه
an interpreter of dreams خواب تعبیر کن
antihypnotic خواب شکن
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
mummy bag کیسه خواب
bed clothes جامه خواب
hypnic خواب اور
dogsleep خواب سبک
nightshirts پیراهن خواب
nightshirt پیراهن خواب
nightlights چراغ خواب
nightlight چراغ خواب
beauty sleep خواب اضافی
uprise از خواب برخاستن
to sleep fast خواب خوش
to rock to sleep خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to oversleep oneself خواب ماندن
to lull to sleep خواب کردن
the new of dreams عالم خواب
steeped in slumber مست خواب
sopor خواب عمیق
wool-gathering خواب و خیال
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
Beauty sleep . خواب ناز
dortour اتاق خواب
dorter اتاق خواب
to fall asleep به خواب رفتن
to doze off به خواب رفتن
sopite خواب کردن
somnolism خواب مصنوعی
somnolence خواب الودگی
somniloquy خواب گفتاری
sleep talking خواب گفتاری
sleep spindles دوکهای خواب
sleep deprivation محرومیت از خواب
sleep center مرکز خواب
silent hours ساعات خواب
profound sleep خواب سنگین
predormitum پیش خواب
parasomnia نابهنجاری خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
pajama لباس خواب
oneirocritic خواب تعبیر کن
noctambulant در خواب راه رو
night suit جامه خواب
night robe لباس خواب
sleepiness خواب الودی
sleeplike مثل خواب
sleeplike خواب مانند
somnifugous خواب زدا
somniferous خواب اور
somnifacient خواب الود
somnifacient خواب اور
somnambulistic خواب گرد
somnambulism خواب گردی
somnambulation خواب گردی
slumbrous خواب الود
slumbrous خواب اور
slumbery خواب الود
slumbery خواب اور
slumberous خواب الود
slumberous خواب اور
slumb خواب ژور
slumb خواب الود
night gown خواب جامه
oversleeping خواب ماندن
oversleep خواب ماندن
dreamt خواب دیدن
oversleeps خواب ماندن
overslept خواب ماندن
opiates خواب اور
opiate خواب اور
piled خواب پارچه
pile خواب پارچه
bedtimes وقت خواب
bedtime وقت خواب
slumbering خواب سبک
slumbered خواب سبک
slumber خواب سبک
slumbers خواب سبک
bedding وسایل خواب
fluffs خواب پارچه
fluffing خواب پارچه
fluff خواب پارچه
fluffed خواب پارچه
to charm asleep با افسون خواب کردن
somnolence حالت خواب الودی
somnolence حالت خواب وبیداری
somnolency حالت خواب الودی
squad room اطاق خواب سربازان
somnolency حالت خواب وبیداری
somnambulation راه رفتن در خواب
sleep was lost to me خواب بمن حرام شد
somnambulate در خواب راه رفتن
Where is the sleeping car? واگن خواب کجاست؟
somnambulism راه رفتن در خواب
additional bed [accommodation of persons] تخت خواب اضافه
extra bed تخت خواب اضافه
to break the sleep از خواب بیخواب کردن
torpidily حالت خواب بیحالی
to have a terrible dream خواب وحشتناک دیدن
hit the deck <idiom> از خواب بیدار شدن
dead to the world <idiom> زود به خواب رفتن
He eats and sleep little . کم خواب وخوراک است
rise and shine! <idiom> بلند شو از تخت خواب !
I had a dream last night. دیشب خواب دیدم
zonk out <idiom> سریع به خواب رفتن
downer داروی خواب آور
He was sleepwalking. او در خواب راه می رفت.
The thirsty dreams of water . <proverb> تشنه در خواب آب مى بیند .
I feel pins and needles in my foot. پایم خواب رفته
slow-wave sleep [SWS] خواب عمیق [روانشناسی]
fantasize به خواب و خیال فرورفتن
fantasising به خواب و خیال فرورفتن
fantasises به خواب و خیال فرورفتن
fantasised به خواب و خیال فرورفتن
dreamless عاری از خواب دیدن
downers داروی خواب آور
cloud-cuckoo-land سرزمین خواب و خیال
Br مخفف اتاق خواب
beauty sleep خواب پیش از نیمه شب
fantasized به خواب و خیال فرورفتن
fantasizes به خواب و خیال فرورفتن
deep sleep خواب عمیق [روانشناسی]
I didnt sleep a wink. خواب به چشمم نیامد
to be dead asleep در خواب عمیق بودن
direction جهت خواب فرش
I just couldnt go back to sleep again. خواب از سرم پرید.
fantasizing به خواب و خیال فرورفتن
torpidness حالت خواب بیحالی
oversleeps دیر از خواب بلندشدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com