English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 263 (24 milliseconds)
English Persian
floor کف سازی کردن
floored کف سازی کردن
floors کف سازی کردن
Search result with all words
simulate شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate وانمود سازی کردن
simulates شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates وانمود سازی کردن
simulating شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating وانمود سازی کردن
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
copied بدل سازی کردن
copies بدل سازی کردن
copy بدل سازی کردن
copying بدل سازی کردن
clearance پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
junk پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
compact کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacted کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacting کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
maintenance فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
imagery شبیه سازی عکاسی کردن
subvert درون واژگون سازی کردن
subverted درون واژگون سازی کردن
subverting درون واژگون سازی کردن
subverts درون واژگون سازی کردن
address قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addressed قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addresses قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
refresh بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
conditioning شرطی کردن شرطی سازی
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
delete پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleting پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
bastardization بدل سازی حرامزاده کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
calker زیرپوش سازی کردن
compaction فشرده سازی متراکم کردن
insculp مجسمه سازی کردن
jerry build بنا سازی کردن
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
To cook the books. حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
To forge a document (documents). سند ومدرک سازی کردن
pave [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
Other Matches
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
compaction تو پر سازی
pavements کف سازی
retortion کج سازی
stylization مد سازی
retortion خم سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
flooring کف سازی
repk lection پر سازی
flection خم سازی
pavement کف سازی
individualizing تک سازی
individualised تک سازی
truncation بی سر سازی
individualizes تک سازی
padding له سازی
idolization بت سازی
bridgework پل سازی
local anasthesia سر سازی
individualized تک سازی
individualize تک سازی
deflexion خم سازی
individualises تک سازی
individualising تک سازی
bridge building پل سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
brick works اجر سازی
compactions فشرده سازی
disclosure فاش سازی
foundation materials مصالح پی سازی
summarization خلاصه سازی
supersession لغو سازی
simplifcation ساده سازی
computer simulation شبیه سازی
conceptualization مفهوم سازی
disclosures فاش سازی
detection اشکار سازی
detection نمایان سازی
afforestation جنگل سازی
soapmaking صابون سازی
grillwork شبکه سازی
mimicry شکلک سازی
subtilization نرم سازی
grillwork سبد سازی
housing خانه سازی
gunsmithery تفنگ سازی
solidification سفت سازی
soilure الوده سازی
lobe دایره سازی
lobes دایره سازی
implementation پیاده سازی
roofing سقف سازی
sinter کلوخه سازی
landscape paiting منظره سازی
formularization فرمول سازی
vaporization بخار سازی
tankage مخزن سازی
confectionary شیرینی سازی
bonification به سازی محیط
heterodyne reception زنه سازی
frosted دهاتی سازی
systemization اسلوب سازی
histogenesis بافت سازی
sheet metal work حلبی سازی
series production سری سازی
simulation همانند سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
tanning چرم سازی
rip-off مغبون سازی
rip-offs مغبون سازی
simplifying ساده سازی
synchronization همزمان سازی
synchronization همگاه سازی
pacification ارام سازی
harmonization هم اهنگ سازی
throwbacks متوقف سازی
form work کاذب سازی
throwback متوقف سازی
simplify ساده سازی
ship building کشتی سازی
image formation تصویر سازی
notification اگاه سازی
relocation جابجا سازی
in the pipeline [Colloquial] در آماده سازی
fittings جفت سازی
simplifies ساده سازی
forging signatures امضا سازی
cartwright's shop دوچرخه سازی
mutilation معیوب سازی
calcination اهک سازی
calico printing چیت سازی
canalization مجرا سازی
glasswork شیشه سازی
separating جدا سازی
solution چاره سازی
glycogenesis گلیکوژن سازی
gemination جفت سازی
stripping برهنه سازی
replacements جانشین سازی
stupefaction گیج سازی
abbreviation کوته سازی
abbreviations کوته سازی
canalization ابراه سازی
carnification گوشت سازی
stigmatization بدنام سازی
standardization استاندارد سازی
insulate عایق سازی
standardization یکنواخت سازی
cavitation حفره سازی
standardization متعارف سازی
carbonize کربن سازی
capitalization سرمایه سازی
canalization کانال سازی
ceiling construction سقف سازی
insulating عایق سازی
curtailment کوتاه سازی
insulates عایق سازی
capital building سرمایه سازی
solutions چاره سازی
gelatination دلمه سازی
spoliation تباه سازی
stylography گراور سازی
scaling مقیاس سازی
fumigation ضد عفونی سازی
forgeries صورت سازی
carcassing اسکلت سازی
gold beating زرورق سازی
coking chamber اطاقک کک سازی
coking period زمان کک سازی
extinction خاموش سازی
submergence مخفی سازی
planning زمینه سازی
forgery صورت سازی
coking time زمان کک سازی
forgery سند سازی
gaingiving مشتبه سازی
ceramics سفال سازی
cabinetwork مبل سازی
channelization مجرا سازی
channelization ترعه سازی
gnomonics فن شاخص سازی
churning کره سازی
neutralization خنثی سازی
cabinetwork قفسه سازی
channelization تنگه سازی
forgeries سند سازی
christianization عیسوی سازی
replacement جانشین سازی
slitting میخ سازی
modelling قالب سازی
neutralization بی اثر سازی
suboptimization زیربهینه سازی
simulations شبیه سازی
deconditioning ناشرطی سازی
enthralment بنده سازی
equality gate برابر سازی
wooden lattice work گره سازی
xeransis خشک سازی
debilitation ناتوان سازی
zymoplastic انزیم سازی
decryption اشکار سازی
deep foundation پی سازی در عمق
defeasance باطل سازی
weight training بدن سازی
what instrument can you play? چه سازی میتوانیدبزنید
depletion تهی سازی
wicking فتیله سازی
denaturation مصنوعی سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com