Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (8 milliseconds)
English
Persian
classroom
کلاس درس
classrooms
کلاس درس
homeroom
کلاس درس
classroom
کلاس درس
formroom
کلاس درس
schoolroom
کلاس درس
form room
[British
کلاس درس
]
کلاس درس
Search result with all words
class
کلاس
class
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classed
کلاس
classed
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes
کلاس
classes
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classing
کلاس
classing
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
inherit
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inheriting
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inherits
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
schoolroom
کلاس
schoolrooms
کلاس
sub-
تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
classification
روش کلاس بندی
classifications
روش کلاس بندی
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
grade
کلاس
grade
کلاس کیفیت
grades
کلاس
grades
کلاس کیفیت
inheritance
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritances
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
summer school
کلاس تابستانی
summer schools
کلاس تابستانی
surveyor
مبصر کلاس پیمایشگر
surveyors
مبصر کلاس پیمایشگر
he stands first in his class
او در کلاس خود
high class communication set
دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
homeroom
کلاس
insulation class
کلاس ایزولاسیون
insulation class
کلاس عایق بندی
resident school
مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
skull practice
کلاس اموزشی
surveillant
مبصر کلاس
taxi dancer
دختری که در کلاس رقص یاکاباره در مقابل پول بامشتریان دیگر میرقصد
work sheet
کار در کلاس برگ کار
cl
کلاس
day school
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
day schools
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
He is at the bottom of the class.
اوشاگرد آخر کلاس است
I benefited greatly from the english course.
از کلاس انگلیسی استفاده فراوانی بردم .
The professor stepped into the classroom.
استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
hit the books
<idiom>
برای کلاس آماده شدن
economy class
اکونومی کلاس
first class
فرست کلاس
lower class
بی کلاس
[در جامعه]
subclass
بی کلاس
[در جامعه]
underclass
بی کلاس
[در جامعه]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com