English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
insulation class کلاس عایق بندی
Other Matches
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
insulation عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
classifications روش کلاس بندی
classification روش کلاس بندی
laggin عایق بندی
insulation strength استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation voltage ولتاژ عایق بندی
insulation protection حفافت عایق بندی
insulating asphalt اسفالت عایق بندی
insulation resistance مقاومت عایق بندی
insulation loss تلف عایق بندی
insulating brick اجر عایق بندی
insulation defect نقص عایق بندی
insulation fault نقص عایق بندی
winding insulation عایق بندی سیم پیچی
insulation power factor ضریب قدرت عایق بندی
clothing عایق بندی روکش کشیدن
insulation indicator دستگاه ازمایش عایق بندی
insulated cable کابل عایق بندی شده
insulation tester دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation shielding زره پوش کردن عایق بندی
insulation detector دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
insulators عایق کننده روکش عایق
insulators جسم عایق ماده عایق
insulator جسم عایق ماده عایق
insulator عایق کننده روکش عایق
insulated instrument transformer ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
homeroom کلاس
class کلاس
schoolrooms کلاس
classes کلاس
schoolroom کلاس
cl کلاس
classing کلاس
grade کلاس
grades کلاس
classed کلاس
formroom کلاس درس
insulation class کلاس ایزولاسیون
grades کلاس کیفیت
summer school کلاس تابستانی
summer schools کلاس تابستانی
classroom کلاس درس
form room [British کلاس درس
skull practice کلاس اموزشی
schoolroom کلاس درس
] کلاس درس
grade کلاس کیفیت
first class فرست کلاس
homeroom کلاس درس
he stands first in his class او در کلاس خود
classroom کلاس درس
classrooms کلاس درس
lower class بی کلاس [در جامعه]
subclass بی کلاس [در جامعه]
economy class اکونومی کلاس
surveillant مبصر کلاس
underclass بی کلاس [در جامعه]
surveyors مبصر کلاس پیمایشگر
surveyor مبصر کلاس پیمایشگر
He is at the bottom of the class. اوشاگرد آخر کلاس است
hit the books <idiom> برای کلاس آماده شدن
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
I benefited greatly from the english course. از کلاس انگلیسی استفاده فراوانی بردم .
day schools مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
classed محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
day school مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
classes محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
The professor stepped into the classroom. استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
classing محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
class محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
sub- تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
inheritances انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritance انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheriting یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inherits یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class. اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
inherit یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
resident school مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
taxi dancer دختری که در کلاس رقص یاکاباره در مقابل پول بامشتریان دیگر میرقصد
dielectric عایق
insulation عایق
detent عایق
insulators عایق
cloggy عایق
waterproof عایق اب
waterproofed عایق اب
waterproofs عایق اب
drag chain عایق
non conductor عایق
pawl عایق
insulator عایق
impediments عایق
impediment عایق
floor insulator عایق کف
insulant عایق
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
electrical insulator عایق الکتریکی
wall insulator عایق دیوار
fish paper عایق کاغذی
insulating cement سیمان عایق
insulant ماده عایق
insulating bushing بوش عایق
insulated wire سیم عایق
circular loom نای عایق
insulated layer لایه عایق
insulated wall دیواره عایق
insulated plier انبر عایق
cleat عایق انگلیسی
dielectric isolation جداسازی با عایق
rainproof عایق باران
brakes عایق مانع
braked عایق مانع
brake عایق مانع
insulated عایق دار
obstructions مانع عایق
obstruction مانع عایق
resistance عایق مقاومت
weatherproof عایق هوا
ideal dielectric عایق کامل
drag hook قلاب عایق
insulated tongs انبر عایق
insulating compound مواد عایق
adiabatic عایق گرما
insulating عایق کردن
insulating عایق سازی
insulates عایق کردن
insulates عایق سازی
insulation عایق کاری
non conducting عایق گرما
braking عایق مانع
battery insulator عایق باتری
insulative عایق کردن
insulation testing apparatus عایق سنج
slot insulation عایق شیار
sound insulation عایق صدا
soundproof عایق صدا
insulating varnish لعاب عایق
rachet گیره عایق
mica dielectric عایق میکا
insulating material ماده عایق
insulate عایق کردن
insulate عایق سازی
insulation عایق گذاری
insulation board صفحه عایق
insulating material مواد عایق
insulating material جسم عایق
non conducting عایق برق
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineaments طرح بندی صورت بندی
wording جمله بندی کلمه بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classifications طبقه بندی رده بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
isolate عایق دار کردن
damper عایق تعدیل کننده
isolating عایق دار کردن
form insulation عایق کاری قالب
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
isolates عایق دار کردن
mess kit فرف عایق غذاخوری
lead in insulator عایق سیم انتن
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
insulation breakdown test ازمایش شکست عایق
acoustic ceiling سقف عایق پوش
insulated intermediate layer لایه میانی عایق
utilidor لوله عایق کننده
to deafen a wall عایق کردن دیوار
to deaden a wall عایق کردن دیوار
tightening material مواد عایق کننده
insulated conduit tube لوله عایق شده
insulated conductor هادی عایق شده
insulated cable کابل عایق شده
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
insulation of concrete عایق کاری بتن
insulate با عایق مجزا کردن
heat insulation عایق کاری حرارتی
insulation fault نقص عایق کاری
insulating با عایق مجزا کردن
insulates با عایق مجزا کردن
insulated bearing یاطاقان عایق شده
thermal insulation عایق کاری گرمایشی
weatherbeater <adj.> عایق رطوبتی، آب بند
flameproof عایق شعله ضد اتش
insulated bearing housing پوسته یاطاقان عایق شده
insulation روپوش کشی عایق کردن
ferroxcube مواد مغناطیسی عایق غیرفلزی
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com