English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (8 milliseconds)
English Persian
gas cap کلاهک گاز
Search result with all words
sprint نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprints نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
truck کلاهک بالای دکل
trucked کلاهک بالای دکل
trucking کلاهک بالای دکل
trucks کلاهک بالای دکل
chimney pot کلاهک دودکش
chimney pots کلاهک دودکش
bonnet کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bonnet کلاهک
bonnet کلاهک دودکش
bonnets کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bonnets کلاهک
bonnets کلاهک دودکش
helmet کلاهک
helmets کلاهک
titan نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
titans نوعی موشک دو طبقه قاره پیمای بالیستیکی مجهز به کلاهک اتمی
overhang کلاهک
overhangs کلاهک
hood روپوش کلاهک دودکش
hood کلاهک دودکش
hood کلاهک کاپوت ماشین روپوش
hood کلاهک
hoods روپوش کلاهک دودکش
hoods کلاهک دودکش
hoods کلاهک کاپوت ماشین روپوش
hoods کلاهک
lid کلاهک
lid کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
lids کلاهک
lids کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
cocked hat کلاهک مسلح شدن مین کلاهک برجسته
cocked hats کلاهک مسلح شدن مین کلاهک برجسته
dart پیکان پیکان یا کلاهک موشکها
darted پیکان پیکان یا کلاهک موشکها
darting پیکان پیکان یا کلاهک موشکها
ice cap کلاهک یخی
ice-cap کلاهک یخی
ice-caps کلاهک یخی
nose دماغه کلاهک موشک
noses دماغه کلاهک موشک
warhead کلاهک
warhead کلاهک جنگی
warhead کلاهک موشک سر جنگی
warheads کلاهک
warheads کلاهک جنگی
warheads کلاهک موشک سر جنگی
cap کلاهک
capped کلاهک
percussion cap کلاهک ضربتی
percussion caps کلاهک ضربتی
dome کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
domes کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
abat vent کلاهک دودکش بخاری
air defense weapon control case روش استفاده از کلاهک اتمی در جنگ افزارهای پدافندهوایی
all weather hood کلاهک مخصوص هوا
armor piercing capped دارای کلاهک ثاقب
blasting cap کلاهک چاشنی
blasting cap کلاهک منفجرکننده
blind flange فلانژ کلاهک
cap nut مهره کلاهک دار
cap wale کلاهک
countersink خزانه نمودن کلاهک دار کردن خزینه دار کردن خزینه
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
cowel کلاهک دودکش دار
crown top کلاهک
cucullate کلاهک دار
cupule کلاهک
detonation cap کلاهک منفجرکننده
detonation cap کلاهک چاشنی
door lintel نعل درگاه کلاهک
false ogive روکش کلاهک گلوله
glans کلاهک احلیل
head stock کلاهک
hound dog موشک هوا به زمین مخصوص هواپیماهای ب-25 با کلاهک اتمی
igniter خرج مشتعل کننده کلاهک منفجرکننده
igniting fuze کلاهک مشتعل کننده
ignition cap کلاهک چاشنی
ignition cap کلاهک مشتعل کننده
lower fungus قارچ بدون کلاهک هاگ
mine casemate بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
minuteman نوعی موشک سه مرحلهای قاره پیمایی که کلاهک اتمی حمل میکند
mushromm could کلاهک اتمی
pile cap کلاهک شمع
pileate دارای کلاهک
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
snowcap کلاهک برفی
tallboy کلاهک دودکش
tegmentum کلاهک
dome کلاهک دودکش [شیمی]
hood کلاهک دودکش [شیمی]
collar کلاهک
lidding film کلاهک لیوان
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com