Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
capping
کلاه سازی
Search result with all words
platting
حصیر بافته برای کلاه سازی
Other Matches
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
To live on borrowed money . To play for time .
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
casks
کلاه جنگی کلاه خود
cask
کلاه جنگی کلاه خود
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
modiste
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
panache
پر کلاه
cap
کلاه
opera hat
کلاه له شو
chapeau
کلاه
capped
کلاه
cappa
کلاه
bilk
کلاه سر
beau
کج کلاه
head piece
کلاه
aigret
گل کلاه
jack a dandy
کج کلاه
headgear
کلاه
hats
کلاه
ice cap
یخ کلاه
pompom
گل کلاه
ice-caps
یخ کلاه
nightcaps
شب کلاه
ice-cap
یخ کلاه
nightcap
شب کلاه
hat
کلاه
pretty fellow
کج کلاه
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
streamers
نوارلباس یا کلاه
streamer
نوارلباس یا کلاه
stetson
کلاه کابوی
rip-offs
کلاه برداری
hairpiece
کلاه گیس
pavilion
کلاه فرنگی
rip-off
کلاه برداری
postiche
کلاه گیس
hairpieces
کلاه گیس
hatpin
گیرهی کلاه
hat tree
کلاه اویز
hatpins
گیرهی کلاه
pergolas
کلاه فرنگی
stetsons
کلاه کابوی
stetsons
کلاه وسترن
door lintel
کلاه چهارچوب
balaclava
کلاه دوچشمی
stetson
کلاه وسترن
belvidere
کلاه فرنگی
high hat
کلاه بلند
wig
کلاه گیس
helmet liner
کلاه کاسک
steel cap
کلاه فولادی
steel helmet
کلاه اهنی
helmet liner
کلاه فیبری
rain hat
کلاه بارانی
rain cap
کلاه کریلی
trilbies
کلاه شاپو
pavilions
کلاه فرنگی
snowcap
برف کلاه
crash helmets
کلاه ایمنی
mantle
کلاه توری
helmet
کلاه اهنی
mantles
کلاه توری
milliner
کلاه فروش
helmet
کلاه خود
gaud
کلاه برداری
d's cap
کلاه قیفی
galea
کلاه خود
tricorn
کلاه سه ترک
tricone
کلاه سه ترک
milliners
کلاه فروش
fraudulence
کلاه برداری
bonnets
کلاه سرگذاشتن
bonnet
کلاه سرگذاشتن
fop
کج کلاه ابله
uncap
کلاه از سر برداشتن
caskets
کلاه خدمت
casket
کلاه خدمت
bathing caps
کلاه حمام
bathing cap
کلاه حمام
pergola
کلاه فرنگی
hat in hand
کلاه دردست
hat block
قالب کلاه
casque
کلاه خود
summer house
کلاه فرنگی
cockade
نشان کلاه
welch
کلاه گذاشتن
crush hat
کلاه بازیگرخانه
helmets
کلاه اهنی
helmets
کلاه خود
fools cap
کلاه قیفی
swindlers
کلاه بردار
hat
کلاه کاردینالی
berets
کلاه بره
tiara
کلاه پادشاهی
tiaras
کلاه پادشاهی
poll
راس کلاه
polled
راس کلاه
polls
راس کلاه
petasus
کلاه بالدار
hood
کلاه خود
cock
کج نهادگی کلاه
hatbox
جعبه کلاه
hatboxes
جعبه کلاه
hood
کلاه اهنی
pitch cap
کلاه زفت
mutch
کلاه کتانی
beret
کلاه بره
fraudulent
کلاه بردار
frauds
کلاه برداری
hats
کلاه کاردینالی
panama hat
کلاه پاناما
panama hats
کلاه پاناما
balaclavas
کلاه دوچشمی
cocking
کج نهادگی کلاه
cocks
کج نهادگی کلاه
Welsh
کلاه گذاشتن
peruke
کلاه گیس
skullcap
کلاه بره
skullcaps
کلاه بره
periwig
کلاه گیس
fraud
کلاه برداری
miyred
کلاه دار
hatter
کلاه فروش
hoods
کلاه خود
hoods
کلاه اهنی
swindle
کلاه برداری
swindler
کلاه گذار
plumes
پر کلاه زنان تل
bareheaded
بدون کلاه
service cap
کلاه خدمت
wigs
کلاه گیس
plume
پر کلاه زنان تل
black cap
کلاه سیاه
swindled
کلاه برداری
avant-sorps
کلاه فرنگی
swindles
کلاه برداری
rug
[American E]
کلاه گیس
swindler
کلاه بردار
swindlers
کلاه گذار
kepi
کلاه کپی
belvedere
کلاه فرنگی
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
i was bitten
کلاه سرم رفت
squaring
مرتب کردن کلاه
tipcat
کلاه نوک تیز
to block a hat
قالب کردن یک کلاه
periwigged
کلاه گیس دار
periwig
کلاه گیس زدن
fur ruff
کلاه پشمی کت پارکا
tin hat
کلاه خود فلزی
shako
کلاه بلند نظامی
mitriform
مانند کلاه اسقف
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
postillion
نوعی کلاه زنانه
pot hat
کلاه وکلای دادگستری
steel helmet
کلاه خود اهنی
squares
مرتب کردن کلاه
headguard
کلاه تمرین بوکس
postilion
نوعی کلاه زنانه
lappet
لبه اویخته کلاه
leghorn
کلاه سبدی ایتالیایی
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
head gear
کلاه تمرین بوکس
to bonnet a person
کلاه سرکسی گذاشتن
miyred
مانند کلاه اسقف
square
مرتب کردن کلاه
peaks
کلاه نوک تیز
porkpie hat
کلاه تمام لبه
peak
کلاه نوک تیز
gross f.
کلاه برداری بزرگ
squared
مرتب کردن کلاه
headharness
کلاه تمرین بوکس
sunbonnet
کلاه افتابی زنانه
sung hat
کلاه افتاب گیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com