English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
opera hat کلاه له شو
Search result with all words
fraudulent کلاه بردار
cloche کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
cloches کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
fraud کلاه برداری
frauds کلاه برداری
sou'wester کلاه مخصوص مواقع توفانی دریا
poll راس کلاه
polled راس کلاه
polls راس کلاه
casket کلاه خدمت
caskets کلاه خدمت
mortarboard کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboards کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
capping کلاه سازی
milliner کلاه فروش
milliner زنی که کلاه زنانه میدوزد
milliners کلاه فروش
milliners زنی که کلاه زنانه میدوزد
plume پر کلاه زنان تل
plumes پر کلاه زنان تل
panama hat کلاه پاناما
panama hats کلاه پاناما
peak کلاه نوک تیز
peaking کلاه نوک تیز
peaks کلاه نوک تیز
hatter کلاه فروش
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
fez کلاه قرمز منگوله دار فس
fezzes کلاه قرمز منگوله دار فس
square مرتب کردن کلاه
squared مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
squaring مرتب کردن کلاه
poncho بارانی سبک کلاه دار
ponchos بارانی سبک کلاه دار
swindler کلاه گذار
swindler کلاه بردار
swindlers کلاه گذار
swindlers کلاه بردار
foolscap کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
bowler نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
bowlers نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
cask کلاه جنگی کلاه خود
casks کلاه جنگی کلاه خود
bonnet نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
bonnet کلاه سرگذاشتن
bonnets نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
bonnets کلاه سرگذاشتن
kiosk مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosks مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
helmet کلاه خود
helmet کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
helmet کلاه اهنی
helmets کلاه خود
helmets کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
helmets کلاه اهنی
pergola کلاه فرنگی
pergolas کلاه فرنگی
pavilion عمارت کلاه فرنگی
pavilion کلاه فرنگی
pavilions عمارت کلاه فرنگی
pavilions کلاه فرنگی
derbies نوعی کلاه نمدی لبه دار
derby نوعی کلاه نمدی لبه دار
outfox کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxes کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxing کلاه سرکسی گذاشتن
wig کلاه گیس
wigs کلاه گیس
swindle کلاه برداری
swindle کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindled کلاه برداری
swindled کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles کلاه برداری
swindles کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
defraud کلاه برداری کردن
defrauded کلاه برداری کردن
defrauding کلاه برداری کردن
defrauds کلاه برداری کردن
crook ادم قلابی کلاه بردار
crooking ادم قلابی کلاه بردار
crooks ادم قلابی کلاه بردار
Welsh کلاه گذاشتن
silks ژاکت و کلاه مخصوص سوارکار یا ارابه ران
hood باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hood کلاه خود
hood کلاه اهنی
hoods باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hoods کلاه خود
hoods کلاه اهنی
mantle کلاه توری
mantles کلاه توری
fraudulence کلاه برداری
turban کلاه عمامه مانند
turbans کلاه عمامه مانند
top hat کلاه مردانه استوانهای
top hats کلاه مردانه استوانهای
nightcap شب کلاه
Other Matches
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
bilk کلاه سر
jack a dandy کج کلاه
panache پر کلاه
aigret گل کلاه
beau کج کلاه
pretty fellow کج کلاه
chapeau کلاه
pompom گل کلاه
cappa کلاه
headgear کلاه
ice cap یخ کلاه
ice-cap یخ کلاه
ice-caps یخ کلاه
nightcaps شب کلاه
hat کلاه
hats کلاه
head piece کلاه
cap کلاه
capped کلاه
balaclavas کلاه دوچشمی
fop کج کلاه ابله
door lintel کلاه چهارچوب
galea کلاه خود
d's cap کلاه قیفی
crush hat کلاه بازیگرخانه
cockade نشان کلاه
gaud کلاه برداری
fools cap کلاه قیفی
casque کلاه خود
black cap کلاه سیاه
balaclava کلاه دوچشمی
hat کلاه کاردینالی
hats کلاه کاردینالی
hatbox جعبه کلاه
cock کج نهادگی کلاه
cocking کج نهادگی کلاه
cocks کج نهادگی کلاه
skullcap کلاه بره
skullcaps کلاه بره
berets کلاه بره
tiara کلاه پادشاهی
tiaras کلاه پادشاهی
hatboxes جعبه کلاه
beret کلاه بره
bareheaded بدون کلاه
belvedere کلاه فرنگی
belvidere کلاه فرنگی
streamers نوارلباس یا کلاه
stetsons کلاه کابوی
stetson کلاه وسترن
stetson کلاه کابوی
rip-offs کلاه برداری
rip-off کلاه برداری
hatpins گیرهی کلاه
hatpin گیرهی کلاه
hairpieces کلاه گیس
hairpiece کلاه گیس
crash helmets کلاه ایمنی
stetsons کلاه وسترن
trilbies کلاه شاپو
rug [American E] کلاه گیس
avant-sorps کلاه فرنگی
rain hat کلاه بارانی
rain cap کلاه کریلی
bathing caps کلاه حمام
bathing cap کلاه حمام
peruke کلاه گیس
periwig کلاه گیس
mutch کلاه کتانی
miyred کلاه دار
kepi کلاه کپی
high hat کلاه بلند
helmet liner کلاه کاسک
helmet liner کلاه فیبری
hat tree کلاه اویز
hat in hand کلاه دردست
petasus کلاه بالدار
pitch cap کلاه زفت
welch کلاه گذاشتن
uncap کلاه از سر برداشتن
tricorn کلاه سه ترک
tricone کلاه سه ترک
summer house کلاه فرنگی
steel helmet کلاه اهنی
steel cap کلاه فولادی
snowcap برف کلاه
service cap کلاه خدمت
postiche کلاه گیس
hat block قالب کلاه
streamer نوارلباس یا کلاه
steel helmet کلاه خود اهنی
postilion نوعی کلاه زنانه
lappet لبه اویخته کلاه
porringer کلاه کاسه مانند
postillion نوعی کلاه زنانه
pot hat کلاه وکلای دادگستری
head gear کلاه تمرین بوکس
headharness کلاه تمرین بوکس
i was bitten کلاه سرم رفت
chatri [کلاه فرنگی هندی]
neck or nothing یا سر میرود یا کلاه می اید
miyred مانند کلاه اسقف
headguard کلاه تمرین بوکس
periwig کلاه گیس زدن
periwigged کلاه گیس دار
mitriform مانند کلاه اسقف
leghorn کلاه سبدی ایتالیایی
porkpie hat کلاه تمام لبه
shako کلاه بلند نظامی
shiner ستاره کلاه ابریشمی
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
She was left out in the cold . she was left high and dry . سرش بی کلاه ماند
palm off <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
take for a ride <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
To puff with pride. <proverb> باد در کلاه افکندن.
give right arm <idiom> کلاه به آسمان انداختن
casita [کلاه فرنگی کوچک]
gloriette عمارت کلاه فرنگی
hooded anorak کاپشن کلاه دار
to bewig کلاه گیس زدن
crash helmets کلاه خود ایمنی
boaters کلاه حصیری لبهدار
sun hat کلاه افتاب گیر
sung hat کلاه افتاب گیر
sunbonnet کلاه افتابی زنانه
tin hat کلاه خود فلزی
tipcat کلاه نوک تیز
to block a hat قالب کردن یک کلاه
to bonnet a person کلاه سرکسی گذاشتن
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
tri corn کلاه سه گوشه سه شاخه
unbonnet کلاه رااز سربرداشتن
wigmaker کلاه گیس ساز
with intent to defraud بقصد کلاه برداری
burgonet نوعی کلاه خود
aigrette مرغ ماهیخوار کلاه پر
gaskets یکنوع کلاه کاسک
busby یکجور کلاه پوستی
be covered کلاه برسر بگذارید
cucullate شبیه کلاه خود
gasket یکنوع کلاه کاسک
belvedere کلاه فرنگی مهتابی
capeline کلاه خود کوچک
capeline نوعی کلاه زنانه
barbers block قالب کلاه گیس
capuche باشلق یا کلاه شنل
casquet کلاه خودسبک وباز
fedora کلاه نمدی مردانه
balaclavas نوعی کلاه اسکی
fur ruff کلاه پشمی کت پارکا
balaclava نوعی کلاه اسکی
hatband روبان دور کلاه
busbies یکجور کلاه پوستی
hatbands روبان دور کلاه
gross f. کلاه برداری بزرگ
berets کلاه گرد ونرم پشمی
To swindle someoue . To take someone for a ride. سر کسی کلاه گذاشتن ( کلاهبرداری )
To give it an appearance ( a semblance ) of leagality . To ligitimize something . کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
that hat does not become you این کلاه به شما نمیاید
sweatband نوار چرمی دور کلاه
vizor لبه پیش امده کلاه
tuque کلاه بافته پشمی زمستانی
beret کلاه گرد ونرم پشمی
trencher cap کلاه چهار گوش دانشکده
toque کلاه زنانه کوچک و بی لبه
visors لبه پیش امده کلاه
to p one's cap over one's ear کلاه خودراروی گوشهای خودکشیدن
to bonnet a person کلاه کسیراپیش چشمش اوردن
sweatbands نوار چرمی دور کلاه
balmoral یکنوع کلاه نوک تیز
calotte [گنبد خانه ها در رم شبیه شب کلاه]
play a legal trick کلاه شرعی سر چیزی گذاشتن
opera hat کلاه نرم که بازیگران برسرمیگذارند
coronel حلقه زرین دور کلاه
combat helmet کلاه ایمنی جنگی [ارتش]
sombreros کلاه لبه پهن اسپانیولی
deer stalker کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
sombrero کلاه لبه پهن اسپانیولی
visor لبه پیش امده کلاه
fool's cap کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
mortar board کلاه چتر گوش دانشکده
fore and aft cap کلاه دو طرف لبه دار
helmet liner استرکلاه اهنی یا کلاه خود
picture hat کلاه زنانه لبه پهن
coronal حلقه زرین دور کلاه
capful انچه دریک کلاه جابگیرد
to do a number on somebody <idiom> سر کسی کلاه گذاشتن [اصطلاح روزمره]
modiste کسی که کلاه وجامه زنان رامیفروشد
To be transported with joy . To be over joyed . To throw up ones cap. کلاه خود را بهوا ( به آسمان ) انداختن
to keep on در نیاوردن [نگاه داشتن] [جامه یا کلاه]
I was take in . I was done ( had ) . کلاه سرم رفت ( گول خوردن )
to rob peter to pay paul کلاه تقی راسر نقی گذاشتن
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
fools cap کلاه لوده ها کاغذ بزرگ برگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com