English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
Other Matches
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
casks کلاه جنگی کلاه خود
cask کلاه جنگی کلاه خود
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
opera hat کلاه له شو
cap کلاه
nightcaps شب کلاه
nightcap شب کلاه
pompom گل کلاه
jack a dandy کج کلاه
chapeau کلاه
pretty fellow کج کلاه
aigret گل کلاه
head piece کلاه
headgear کلاه
capped کلاه
ice-caps یخ کلاه
hats کلاه
ice-cap یخ کلاه
ice cap یخ کلاه
cappa کلاه
panache پر کلاه
beau کج کلاه
hat کلاه
bilk کلاه سر
steel cap کلاه فولادی
snowcap برف کلاه
steel helmet کلاه اهنی
galea کلاه خود
gaud کلاه برداری
milliner کلاه فروش
belvidere کلاه فرنگی
tricone کلاه سه ترک
hatter کلاه فروش
tricorn کلاه سه ترک
service cap کلاه خدمت
d's cap کلاه قیفی
panama hats کلاه پاناما
plume پر کلاه زنان تل
crush hat کلاه بازیگرخانه
cockade نشان کلاه
door lintel کلاه چهارچوب
panama hat کلاه پاناما
fools cap کلاه قیفی
milliners کلاه فروش
casque کلاه خود
plumes پر کلاه زنان تل
fop کج کلاه ابله
black cap کلاه سیاه
summer house کلاه فرنگی
swindles کلاه برداری
swindled کلاه برداری
pergolas کلاه فرنگی
peruke کلاه گیس
bonnet کلاه سرگذاشتن
bonnets کلاه سرگذاشتن
mutch کلاه کتانی
pavilions کلاه فرنگی
periwig کلاه گیس
helmet کلاه خود
helmet کلاه اهنی
pavilion کلاه فرنگی
helmets کلاه خود
helmets کلاه اهنی
petasus کلاه بالدار
miyred کلاه دار
swindle کلاه برداری
hat block قالب کلاه
hat in hand کلاه دردست
hat tree کلاه اویز
wigs کلاه گیس
wig کلاه گیس
swindler کلاه گذار
swindler کلاه بردار
swindlers کلاه گذار
swindlers کلاه بردار
helmet liner کلاه فیبری
helmet liner کلاه کاسک
high hat کلاه بلند
postiche کلاه گیس
kepi کلاه کپی
pitch cap کلاه زفت
pergola کلاه فرنگی
streamer نوارلباس یا کلاه
hoods کلاه اهنی
hoods کلاه خود
hood کلاه اهنی
hood کلاه خود
berets کلاه بره
tiara کلاه پادشاهی
tiaras کلاه پادشاهی
streamers نوارلباس یا کلاه
hats کلاه کاردینالی
frauds کلاه برداری
hat کلاه کاردینالی
casket کلاه خدمت
caskets کلاه خدمت
mantle کلاه توری
beret کلاه بره
avant-sorps کلاه فرنگی
fraud کلاه برداری
cock کج نهادگی کلاه
polls راس کلاه
polled راس کلاه
cocking کج نهادگی کلاه
cocks کج نهادگی کلاه
fraudulence کلاه برداری
poll راس کلاه
skullcap کلاه بره
skullcaps کلاه بره
hatbox جعبه کلاه
hatboxes جعبه کلاه
rain hat کلاه بارانی
hairpiece کلاه گیس
crash helmets کلاه ایمنی
stetsons کلاه کابوی
bareheaded بدون کلاه
capping کلاه سازی
hatpin گیرهی کلاه
bathing caps کلاه حمام
balaclava کلاه دوچشمی
bathing cap کلاه حمام
mantles کلاه توری
welch کلاه گذاشتن
belvedere کلاه فرنگی
uncap کلاه از سر برداشتن
Welsh کلاه گذاشتن
hairpieces کلاه گیس
stetson کلاه وسترن
stetsons کلاه وسترن
rug [American E] کلاه گیس
rain cap کلاه کریلی
stetson کلاه کابوی
rip-offs کلاه برداری
fraudulent کلاه بردار
rip-off کلاه برداری
hatpins گیرهی کلاه
balaclavas کلاه دوچشمی
trilbies کلاه شاپو
headguard کلاه تمرین بوکس
miyred مانند کلاه اسقف
pavilions عمارت کلاه فرنگی
outfoxing کلاه سرکسی گذاشتن
neck or nothing یا سر میرود یا کلاه می اید
outfoxes کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed کلاه سرکسی گذاشتن
pavilion عمارت کلاه فرنگی
balaclava نوعی کلاه اسکی
outfox کلاه سرکسی گذاشتن
busby یکجور کلاه پوستی
mitriform مانند کلاه اسقف
busbies یکجور کلاه پوستی
defrauds کلاه برداری کردن
gross f. کلاه برداری بزرگ
hatbands روبان دور کلاه
aigrette مرغ ماهیخوار کلاه پر
fur ruff کلاه پشمی کت پارکا
casquet کلاه خودسبک وباز
fedora کلاه نمدی مردانه
cucullate شبیه کلاه خود
barbers block قالب کلاه گیس
capuche باشلق یا کلاه شنل
capeline نوعی کلاه زنانه
burgonet نوعی کلاه خود
be covered کلاه برسر بگذارید
hatband روبان دور کلاه
defrauding کلاه برداری کردن
defrauded کلاه برداری کردن
leghorn کلاه سبدی ایتالیایی
lappet لبه اویخته کلاه
top hats کلاه مردانه استوانهای
top hat کلاه مردانه استوانهای
turbans کلاه عمامه مانند
i was bitten کلاه سرم رفت
turban کلاه عمامه مانند
gasket یکنوع کلاه کاسک
headharness کلاه تمرین بوکس
gaskets یکنوع کلاه کاسک
balaclavas نوعی کلاه اسکی
head gear کلاه تمرین بوکس
defraud کلاه برداری کردن
belvedere کلاه فرنگی مهتابی
tipcat کلاه نوک تیز
shako کلاه بلند نظامی
boaters کلاه حصیری لبهدار
crash helmets کلاه خود ایمنی
square مرتب کردن کلاه
squared مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
squaring مرتب کردن کلاه
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
She was left out in the cold . she was left high and dry . سرش بی کلاه ماند
palm off <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
pot hat کلاه وکلای دادگستری
take for a ride <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
postillion نوعی کلاه زنانه
with intent to defraud بقصد کلاه برداری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com