English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
Other Matches
excitation انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
high class communication set دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
spurious signal علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
communication link رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
speeches بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speech بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
spelling checker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spellchecker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
communication security monitoring کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security account میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
bespoken قراردادی
based on a contract قراردادی
defoult قراردادی
advice code کد قراردادی
default قراردادی
defaults قراردادی
defaulting قراردادی
arbitrary قراردادی
bespoke قراردادی
defaulted قراردادی
conventional قراردادی
contractual قراردادی
contracted قراردادی
code نشانه قراردادی
prosign علامت قراردادی
contracted weaver بافنده قراردادی
formal charge بار قراردادی
agreement water rate نرخ قراردادی اب
agreed point نقطه قراردادی
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
unconventional غیر قراردادی
arbitrary دلبخواه قراردادی
contractual liability مسئوولیت قراردادی
contractual relationship رابطه قراردادی
conventions ائین قراردادی
convention ائین قراردادی
arbitrarily بطور قراردادی
convectional current جریان قراردادی
conventional current جریان قراردادی
communication line خط مخابراتی
enter into an agreement قراردادی را منعقد کردن
base symbol علایم قراردادی مبنا
military symbols علایم قراردادی نظامی
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
legal assistance علایم قراردادی نقشه
award a contract قراردادی را واگذار کردن
To annul [abrogate] a contract قراردادی را باطل کردن
hit and miss <idiom> ناخوشآیند ،غیر قراردادی
telenet شبکه مخابراتی
communications channel کانال مخابراتی
communication network شبکه مخابراتی
communications link پیوند مخابراتی
communications processor پردازنده مخابراتی
communications protocol پروتکل مخابراتی
communications satellite ماهوارههای مخابراتی
copied نگهبان مخابراتی
communications system سیستم مخابراتی
copy نگهبان مخابراتی
copying نگهبان مخابراتی
copies نگهبان مخابراتی
signal services خدمات مخابراتی
communication signal سیگنال مخابراتی
additive پیوند کد مخابراتی
signal services قسمتهای مخابراتی
communication cover پوشش مخابراتی
communication deception فریب مخابراتی
signal communications ارتباطات مخابراتی
communication security تامین مخابراتی
communication link تسلسل مخابراتی
communication satellite ماهواره مخابراتی
signal flag پرچم مخابراتی
signal security تامین مخابراتی
additives پیوند کد مخابراتی
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
creation of contractual tie انشاء ایجاد رابطه قراردادی
default font فونت پیش فرض یا قراردادی
taxi squadder بازیگر عضو گروه قراردادی
default setting تنظیم پیش فرض یا قراردادی
to enter into an agreement پیمان یا قراردادی منعقد کردن
to guarantee a contract اجرای قراردادی راضمانت کردن
taxi عضو گروه بازیگران قراردادی
taxies عضو گروه بازیگران قراردادی
taxiing عضو گروه بازیگران قراردادی
all in contract قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
taxied عضو گروه بازیگران قراردادی
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
volume قدرت دستگاه مخابراتی
signalled علایم مخابراتی مخابرات
standing signal instructions دستورات ثابت مخابراتی
communications control unit واحد کنترل مخابراتی
communications server سرویس دهنده مخابراتی
volumes قدرت دستگاه مخابراتی
way station ایستگاه رله مخابراتی
communication standing instructions دستورات ثابت مخابراتی
communications software نرم افزار مخابراتی
communication security برقراری تامین مخابراتی
selsyn سیستم سینکرونیزه مخابراتی
ace high سیستم مخابراتی قمرمصنوعی
communication relay ship ناو تقویتی مخابراتی
common user net work شبکه مخابراتی مشترک
signaled علایم مخابراتی مخابرات
signal علایم مخابراتی مخابرات
taxi squad گروه بازیگران قراردادی درباشگاه حرفهای
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
programmable communications interface رابط مخابراتی برنامه پذیر
spot net شبکه مخابراتی دیدبان یادیدبانی
station log دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
signal security حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
approved circuit مدار تصویب شده مخابراتی
communication security custodian مسئول وسایل تامین مخابراتی
relays ایستگاه واسطه مخابراتی رله
relayed ایستگاه واسطه مخابراتی رله
phase jitter اعوجاجهای ناخواسته در یک سیگنال مخابراتی
relay ایستگاه واسطه مخابراتی رله
couriers ماهواره مخابراتی رله کننده
fire direction net شبکه مخابراتی هدایت اتش
courier ماهواره مخابراتی رله کننده
directed net شبکه توجیه شده مخابراتی
executory contract قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
conventionally برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
lock on باعلائم مخابراتی و رادارچیزی را تعقیب کردن
covers دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
station log دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
simplex circuit مدار سیمپلکس مخابراتی یایک خطه
coverings دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
tie line کانال مخابراتی کرایه داده شده
cover دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
deal قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
to give somebody an ultimatum به کسی آخرین مدت را دادن [برای اجرای قراردادی]
deals قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
to off an agreement قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
monitor به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
monitored به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
single line مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
monitors به علائم رمزی مخابراتی گوش دادن مبصر
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
contra proferentem قراردادی که مورد رضای طرفین باشد قرارداد مرضی الطرفین
symbolic form علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
parrots وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroted وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroting وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parrot وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
signals علامتهای رمزی قراردادی بین اعضای تیم برای مانورهای معین
free on quay قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
communication security custodian مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
clocking روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
cirvis دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
restraint of trade قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
terminology کلمات فنی
contents کلمات یک نامه
play on words <idiom> بازی با کلمات
apothegm کلمات قصار
spate سیل کلمات
word of mouth کلمات مصطلح
the f. words کلمات زیرین
code word کلمات رمزی
declension صرف کلمات
terminologies کلمات فنی
word salad سالاد کلمات
verbalist منقد کلمات
addressing و کلمات افست
shan't مخفف کلمات not shall
code words کلمات رمزی
control words کلمات کنترلی
VIP مخفف کلمات
VIPs مخفف کلمات
i ran the words through ان کلمات را خط زدم
logion کلمات قصار
ecom Oriented ElectronicComputer فرایند ارسال ودریافت پیامها به صورت دیجیتالی در تسهیلات مخابراتی ail
pogo در رهگیری هوایی یعنی چانل مخابراتی را که بعد از این کلمه اعلام می کنم بگیرید
in so many words با عین این کلمات
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
end spell خاتمه کلمات رمز
Acrimonious words کلمات تلخ و نیشدار
wordage کلمات واژه بندی
word square جدول کلمات متقاطع
voder یک ترکیب کننده کلمات
prowords کلمات جلوی جملات
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
reserved words کلمات ذخیره شده
permutation table جدول کلمات رمز
opposites test ازمون کلمات متضاد
euphony خوش اهنگی کلمات
deletes بریدن کلمات یک متن
padding کلمات یارکوردهای ساختگی
aphorisms پند کلمات قصار
deleting بریدن کلمات یک متن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com