English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
qualifier کلمه توصیفی
qualifiers کلمه توصیفی
Search result with all words
qualificative کلمه یا عبارت توصیفی
Other Matches
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
descriptive توصیفی
qualificative توصیفی
non restrictive توصیفی
descriptive economics اقتصاد توصیفی
qualifying symbols علایم توصیفی
descriptive statistics امار توصیفی
qualifying symbols نمادهای توصیفی
ineffability غیرقابل توصیفی
adjective of quality صفت توصیفی
positive economics اقتصاد توصیفی
descriptive geometry هندسه تشریحی و توصیفی
narrative relief نقش برجسته توصیفی
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
zoographical وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
zoographic وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
floristry شاخهای از علم گیاه شناسی توصیفی که درباره تعدادوگروههای گیاهی بحث میکند
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
synonym کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonyms کلمه مترادف کلمه هم معنی
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softest محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
softer محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
verb کلمه
verbs کلمه
word for word کلمه به کلمه
parol کلمه
word for word <adv.> کلمه به کلمه
worded کلمه
word کلمه
road sense کلمه
verbatim <adv.> کلمه به کلمه
MOTs کلمه
to the letter <adv.> کلمه به کلمه
exactly <adv.> کلمه به کلمه
faithfully <adv.> کلمه به کلمه
letter for letter <adv.> کلمه به کلمه
MOT کلمه
full word تمام کلمه
doubleword کلمه مضاعف
memory word کلمه حافظه
double word کلمه مضاعف
pass کلمه عبور
control word کلمه کنترل
passes کلمه عبور
data word کلمه داده
mosul نکته کلمه
fixes که اندازه کلمه
computer word کلمه کامپیوتری
machine word کلمه ماشین
passwords کلمه رمز
ghost word کلمه غیرمصطلح
keyword کلمه کلیدی
instruction word کلمه دستورالعمل
falderol کلمه بی معنی
fix که اندازه کلمه
ablaut تصریف کلمه
hyphenation تقسیم کلمه
half word نیم کلمه
adverbum کلمه بکلمه
word processors کلمه پرداز
function word کلمه دستوری
etymon ریشه کلمه
cliche کلمه مبتذل
password کلمه رمز
fallal کلمه بی معنی
graph هجای کلمه
passed کلمه عبور
alphabetic word کلمه الفبایی
letter perfect کلمه بکلمه
full word کلمه کامل
fullword تمام کلمه
word processor کلمه پرداز
diction کلمه بندی
wording کلمه بندی
word choice کلمه بندی
choice of words کلمه بندی
chain از کلمه قبلی
chains از کلمه قبلی
wordmonger کلمه پرداز
word time زمان کلمه
oath کلمه قسم
verbiage [American English] کلمه بندی
literatim کلمه بکلمه
catchword کلمه راهنما
oaths کلمه قسم
word mark علامت کلمه
numeric word کلمه عددی
watchwords کلمه رمزی
triliteral کلمه سه حرفی
toneme کلمه متشابه
word processing پردازش کلمه
parts of speech اقسام کلمه
the root of a word اصل کلمه
graphs هجای کلمه
formative کلمه مشتق
verbatim کلمه بکلمه
reserved word کلمه محفوظ
synonym کلمه مترادف
synonyms کلمه مترادف
prickleback کلمه ماهی
tessera کلمه عبور
word length طول کلمه
vocable کلمه صوتی
word length درازای کلمه
watchword کلمه رمزی
trisyllable کلمه سه هجائی
code words کلمه رمز
word mark نشان کلمه
code word کلمه رمز
connective کلمه ربط یا عطف
initialed حرف اول کلمه
initialling حرف اول کلمه
phraseology کلمه بندی انشاء
initials حرف اول کلمه
word of mouth صدای کلمه شفاهی
phrase کلمه بندی کردن
initialled حرف اول کلمه
phrased کلمه بندی کردن
appositive وصف کلمه وصفی
polysyllables کلمه چند هجایی
initialing حرف اول کلمه
initial حرف اول کلمه
mnemonic استاندارد اختصار کلمه
phrases کلمه بندی کردن
channel status word کلمه وضعیت مجرا
catachresis استعمال غلط کلمه
polysyllable کلمه چند هجایی
channel command word کلمه فرمان محرا
triphthong کلمه یا حرف سه صوتی
commie مخفف کلمه communist
commies مخفف کلمه communist
expressions ابراز کلمه بندی
status word کلمه وضعیت نما
stand alone word processor کلمه پرداز خودکفا
septet کلمه هفت بیتی
reiterative کلمه دال برتکرار
quadrisyllable کلمه چهار هجائی
psw کلمه وضعیت پردازنده
program status word کلمه وضعیت برنامه
program status word کلمه وضیت برنامه
variable word length طول کلمه متغیر
word addressable نشانی پذیری کلمه
chutes مخفف کلمه پاراشوت
central کلمه با طول کوتاه
wps انجمن پردازش کلمه
word processing system سیستم پردازش کلمه
word processing supervisor نافر پردازش کلمه
word processing society انجمن پردازش کلمه
word processing program برنامه پردازش کلمه
word processing operator متصدی پردازش کلمه
word processing center مرکز پردازش کلمه
word oriented computer کامپیوتر کلمه گرا
chute مخفف کلمه پاراشوت
phrasal مربوط به کلمه بندی
pease جمع کلمه pea
fixed word length کلمه با طول ثابت
folk etymology کلمه سازی توده
passwords اسم شب کلمه عبور
end spell خاتمه هر کلمه رمز
dedicated word processor کلمه پرداز اختصاصی
in the p sense of the word بمعنی واقعی کلمه
disyllable کلمه یاقافیه دوهجایی
keyword in context کلمه کلیدی در متن
data word size اندازه کلمه داده
octet کلمه هشت بیتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com