Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English
Persian
search key
کلید جستجو
Search result with all words
linear
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
search
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
disjunctive search
جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
Other Matches
break
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
breaks
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
xt
صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
scan
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scans
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
option
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
options
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
backwards
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
distributes
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distributing
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
distribute
سیستم پایگاه داده ها که داده آن در کامپیوترهای مختلف ذخیره شده است ولی جستجو در آن مشابه جستجو در یک محل انجام میشود
shift click
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
upper case
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
option key
[یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
Apple Key
کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
alt key
کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
printed
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
print
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
click
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
clicks
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
clicked
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
function key
کلید عملیاتی کلید تابعی
enhancing
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
at
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
enhance
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
arrow keys
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
qwerty keyboard
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
dvorak keyboard
طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
rummages
جستجو
seeking
جستجو
hunted
جستجو
inquisition
جستجو
inquisitions
جستجو
hunts
جستجو
seek
جستجو
rummage
جستجو
search
جستجو
on the lurk
در جستجو
rummaging
جستجو
rummaged
جستجو
look up
جستجو
hunt
جستجو
seeks
جستجو
searchingly
جستجو
searches
جستجو
searched
جستجو
quest
جستجو
probe
جستجو
probed
جستجو
probes
جستجو
investigations
جستجو
investigation
جستجو
quests
جستجو
prowls
جستجو
prowling
جستجو
queries
جستجو
querying
جستجو
query
جستجو
research
جستجو
researched
جستجو
researches
جستجو
researching
جستجو
queried
جستجو
prowl
جستجو
prowled
جستجو
databases
جستجو
database
جستجو
right of search
حق جستجو
scour
جستجو کردن
seeds
جستجو کردن
scoured
جستجو کردن
seed
جستجو کردن
search
جستجو کردن
scours
جستجو کردن
searched
جستجو کردن
to search
جستجو کردن
search result
نتیجه جستجو
search results
نتایج جستجو
seeks
جستجو کردن
elimination
در حین جستجو
to browse through
جستجو کردن
to rummage
جستجو کردن
ransack
جستجو کردن
ransacked
جستجو کردن
ransacking
جستجو کردن
ransacks
جستجو کردن
mouse
جستجو کردن
seek
جستجو کردن
to search after
جستجو کردن
seeking
جستجو کردن
to scratch about
جستجو کردن
search string
رشته جستجو
searcher
جستجو کننده
searchers
جستجو کننده
to feel after any thing
جستجو کردن
corrective maintenance
عمل جستجو
hunt out
با جستجو یافتن
snook
جستجو کردن
seeker
جستجو کننده
to hunt up
جستجو کردن
mouses
جستجو کردن
hunt up
جستجو کردن
hunt for
جستجو کردن
searchless
بدون جستجو
disquisition
تحقیق جستجو
hunt after
جستجو کردن
searching time
زمان جستجو
search memory
حافظه جستجو
to smell about
جستجو کردن
search cycle
چرخه جستجو
searches
جستجو کردن
quester
جستجو کننده
track down
<idiom>
جستجو کردن
seach
جستجو کردن
searchingly
جستجو کردن
searchable
قابل جستجو
search and replace
جستجو و جایگزینی
surveillance
جستجو کردن
mouser
جستجو کننده
had searched
اگر جستجو میکردید
HTTPD
تصدیق و جستجو باشد
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
snooker
بوکش جستجو کننده
go through
<idiom>
جستجو وکنکاش کردن
to sift through something
با زیر و رو جستجو کردن
global search and replace
جستجو و جایگزینی سراسری
fibonacci search
جستجو فیبو ناجی
traceable
جستجو کردنی یافتنی
to grub
جستجو کردن
[برای]
search results
نتیجه های جستجو
wild goose chase
<idiom>
ناامیدانه جستجو کردن
to search
گشتن
[جستجو کردن]
total search result
مجموع نتیجه جستجو
to grub about
جستجو کردن
[برای]
exhaustive search
جستجو هر رکورد در پایگاه
seek
جستجو برای یافتن
seeks
جستجو برای یافتن
average seek time
مدت متوسط جستجو
seeking
جستجو برای یافتن
to hunt out
جستجو کردن ویافتن
to make r. after something
چیزی را جستجو کردن
tracers
طراح جستجو کننده
tracer
طراح جستجو کننده
searches
جستجو برای یک موضوع داده
occultist
جستجو کننده علوم پوشیده
searched
جستجو برای یک موضوع داده
search
جستجو برای یک موضوع داده
search and clear
جستجو و پاک کردن دشمن
searchingly
جستجو برای یک موضوع داده
grub
زمین کندن جستجو کردن
grubs
زمین کندن جستجو کردن
grubbed
زمین کندن جستجو کردن
to dig up
با به هم زدن
[جستجو کردن]
از خاک در آوردن
They searched the whole town .
تمام شهر را گشتند ( جستجو کردند )
omission factor
تعداد متنهای مربوطه که در یک جستجو گم شدند
to seek somebody out
جستجو برای پیدا کردن کسی
inscrutably
چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
browse
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
scavenging
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون اجازه
browses
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
match
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
to seek a remedy for something
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
matches
جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
browsed
جستجو و دستیابی به پایگاه داده بدون مجوز
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
factor
در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
factors
در حین جستجو بخشی از داده که استفاده نشده است
dichotomizing search
روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
head-hunting
<idiom>
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
area
جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
areas
جستجو برای داده خاص در بخشی از حافظه یا فایلها
occidentalist
کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
global
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
globally
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
seeking
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
case sensitive search
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
seeks
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
seek
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود
WAIS
سیستمی که به کاربر امکان جستجو اطلاعات ذخیره شده در اینترنت میدهد
trapdoor
روش وارد شدن به سیستم برای تغییر داده یا جستجو یا کلاهبرداری
trapdoors
روش وارد شدن به سیستم برای تغییر داده یا جستجو یا کلاهبرداری
snoops
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com