Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
automatic door switch
کلید خودکار در
door switch
کلید خودکار در
Search result with all words
automatic circuit breaker
کلید قطع کننده مدار خودکار
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
gated automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
keyed automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
Other Matches
breaks
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
break
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
automate
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automates
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
xt
صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
scan
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scans
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
options
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
option
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
automatic error correction
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
shift click
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
upper case
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
option key
[یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
automatics
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
submachinegun
مسلسل خودکار یانیمه خودکار
automatic
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatic check
کنترل خودکار بررسی خودکار
autoloader
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
Apple Key
کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
automatic pilots
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
alt key
کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
prints
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
print
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
clicks
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
clicked
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
function key
کلید عملیاتی کلید تابعی
click
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
enhances
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhance
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
at
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
arrow keys
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
aided tracking
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
qwerty keyboard
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
dvorak keyboard
طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
public
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
gyro pilot
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
automatic toss
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
automatic
خودکار
automatous
خودکار
automotive
خودکار
auyomated
خودکار
self acting
خودکار
autonomic
خودکار
automatic pipet
پی پت خودکار
ballpens
خودکار ها
ball pens
خودکار ها
automatics
خودکار
pen
خودکار
ballpoint pens
خودکار ها
unmanned
خودکار
mechnical
خودکار
self-starters
خودکار
self-starter
خودکار
ballpoints
خودکار ها
preset
خودکار
unattended
خودکار
automaticity
خودکار
automatic tracking
تعقیب خودکار
self loading
پرشونده خودکار
automation
خودکار سازی
automation
اتوماسیون خودکار
automatic carriage
تعویض خودکار
automatic aiming
تعقیب خودکار
self destroying
منفجرشونده خودکار
automatic buret
بورت خودکار
automatic bass compensation
بمرسان خودکار
automatic balance
ترازوی خودکار
automatons
ماشین خودکار
automatic behavior
رفتار خودکار
semiautomatic
نیمه خودکار
mechanically
بطور خودکار
autotrack
تعقیب خودکار
self test
ازمایش خودکار
semi automatic
نیم خودکار
automated office
دفتر خودکار
autotrace
اثر خودکار
push botton
وسایل خودکار
automated
خودکار کردن
crane track
جرثقیل خودکار
coach screw
پیچ خودکار
automata
ماشینهای خودکار
automatic
دستگاه خودکار
power steering
فرمان خودکار
player piano
پیانو خودکار
mechanical sawmill
اره خودکار
automatics
دستگاه خودکار
repeating firearm
اسلحه خودکار
robot
دستگاه خودکار
autogenous welding
جوشکاری خودکار
autofeather
فدر خودکار
auto starter
استارت خودکار
autotype
چاپ خودکار
auyomated
خودکار شده
full automatic
تماما" خودکار
fully automatic
کاملا" خودکار
ball point pen
قلم خودکار
systematic
خودکار سیستماتیک
cutout
فیوز خودکار
robots
دستگاه خودکار
automatic check
مقابله خودکار
automatic telephone system
تلفن خودکار
automatic mechanism
مکانیزم خودکار
automatic machine
دستگاه خودکار
automatic loader
بارکن خودکار
automaton
ماشین خودکار
automatic interrupt
وقفه خودکار
automatic interrupt
قطع خودکار
automatic titrator
تیترکننده خودکار
automatic treatment
تسویه خودکار
automatic tuning
میزانساز خودکار
automatic focusing
تمرکز خودکار
automatic flasher
چشمکزن خودکار
sub-machine gun
تیربار خودکار
flashguns
فلاش خودکار
automatic steering device
سکان خودکار
automatic testing
ازمایش خودکار
automatic throttle
ساسات خودکار
automatization
خودکار کردن
automatic rifle
توپ خودکار
automatic rifle
تفنگ خودکار
automatic regulation
تنظیم خودکار
automatic record changer
گرام خودکار
automatic telephone
تلفن خودکار
automation
خودکار کردن
automatize
خودکار کردن
flashgun
فلاش خودکار
sub-machine guns
تیربار خودکار
automatic check
ازمایش خودکار
automating
خودکار کردن
autosave
ضبط خودکار
automatic cutout
قطع خودکار
automatic fire
تیراندازی خودکار
automatic weapon
سلاح خودکار
automatic controller
مراقب خودکار
automatic control
کنترل خودکار
automatic computer
کامپیوتر خودکار
automatism
بطور خودکار
automatization
خودکار شدن
automates
خودکار کردن
automatically
بطور خودکار
automatic fire
اتش خودکار
automatic circuit breaker
مدارشکن خودکار
automate
خودکار کردن
automatic drop
اتصال خودکار
built in stabilizers
تثبیت کنندههای خودکار
direction finder
جهت یاب خودکار
automatic welding machine
دستگاه جوشکاری خودکار
unattended
به طور خودکار بی خلبان
automatic timing advance
تنظیم کننده خودکار
drop press
پتک خودکار اهنگری
automatic timer
زمان سنج خودکار
automatic typesetting
حروف چینی خودکار
pom-poms
مسلسل خودکار دورزن
governing mode
روش کنترل خودکار
automatic telephone system
سیستم تلفن خودکار
drop hammer
پتک خودکار اهنگری
automatic voice network
شبکه صوتی خودکار
central exchange
مرکز تلفن خودکار
isolation diode
لامپ دو قطبی خودکار
design automation
طراحی به طور خودکار
controlled stick steering
دسته دنده خودکار
automatic volume expansion
گسترش خودکار صدا
automatic water level recorder
تراز اب نگار خودکار
automatic weapon
جنگ افزار خودکار
manual telephone system
تلفن غیر خودکار
automatic tipper
تخلیه کننده خودکار
coupled mode
روش کنترل خودکار
pom-pom
مسلسل خودکار دورزن
automatic volume control
نافم خودکار صدا
automatic
جنگ افزار خودکار
chucking automatic
مهار کردن خودکار
self bias
ولت شبکه خودکار
automatic lathe
ماشین تراش خودکار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com