English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
watch key کلید ساعت
Other Matches
break کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
breaks کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
xt صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
scanned شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scan شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scans شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
sundials ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundial ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
option کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
options کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
primary key [کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
Look at the watch. نگاه کنید به ساعت [مچی] ببینید ساعت چند است.
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
By my watch it's five to nine. طبق ساعت [مچی] من ساعت پنج دقیقه به نه است.
My curfew is at 11. من ساعت ۱۱ باید خانه باشم. [چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
spindle دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
spindles دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock. او [مرد] عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
standard time ساعت بین المللی ساعت استاندارد
shift click ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
upper case حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
option key [یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
repeats تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeat تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
Apple Key کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
n-key rollover [این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
alt key کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی
key ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
synchronous ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
prints کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
print کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
click انتخاب یک کلید از صفحه کلید
clicked انتخاب یک کلید از صفحه کلید
function key کلید عملیاتی کلید تابعی
clicks انتخاب یک کلید از صفحه کلید
enhance دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
clockwise مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
arrow keys مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
o'clock ساعت از روی ساعت
key استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
qwerty keyboard ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
dvorak keyboard طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
public رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
running key [کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
watching ساعت
watches ساعت
maypop گل ساعت
timŠepiece ساعت
timepiece ساعت
ticker ساعت
clk ساعت
clocks ساعت
watched ساعت
clocks ساعت ها
horologii ساعت
timepieces ساعت
horologe ساعت
hour ly ساعت به ساعت
self-esteem ساعت
in hour's time دو ساعت
h hour ساعت س
Every so often . Every hour on the hour. دم به ساعت
ticker [colloquial] [watch] ساعت
time-piece ساعت
timepiece ساعت
clock ساعت
watch ساعت
horologium ساعت
passion flower گل ساعت
clock ساعت
by my watch ساعت من
passionflower گل ساعت
hourly ساعت به ساعت
hour ساعت
zero hour ساعت س
clock generator ساعت زا
oclock ساعت
hours ساعت
clock ساعت ورزشگاه
zulu time ساعت گرینویچ
wristlet بند ساعت
pph تعدادصفحه در ساعت
watchcase جعبه ساعت
internal clock ساعت داخلی
solar time ساعت شمسی
physiological clock ساعت فیزیولوژیکی
clocks ساعت ورزشگاه
in the space of an hour بفاصله یک ساعت
wristwatches ساعت مچی
kilowatt hour کیلووات در ساعت
hrs مخفف ساعت
hr مخفف ساعت
quarter hour ربع ساعت
sext نماز ساعت شش
hour glass ساعت ریگی
sandglass ساعت ریگی
sext عبادت ساعت 21
daylight saving time ساعت تابستانی
sundial ساعت افتابی
shipper اهرم ساعت
shooting ckock ساعت مسابقه
biological clock ساعت زیستی
kilowatt hours کیلووات در ساعت
watchcase قاب ساعت
hourglass ساعت ریگی
hourglass ساعت شنی
time clock گاه ساعت
hourglasses ساعت ریگی
mean time ساعت متوسط
the watch is warranted خوبی ساعت
the two o'clock d. توزیع ساعت دو
moon dial ساعت مهتابی
sun dial ساعت افتابی
hand عقربه [ساعت ...]
clockhand عقربه [ساعت ...]
watt hour وات ساعت
hourglasses ساعت شنی
system time ساعت سیستم
strikers ساعت زنگی
man hours نفر در ساعت
real time clock ساعت بلادرنگ
watch test ازمون ساعت
sundials ساعت افتابی
alarum ساعت زنگی
watch glss شیشه ساعت
watch glass شیشه ساعت
watch case قاب ساعت
w.h. وات ساعت
universal time ساعت جهانی
kwh کیلووات- ساعت
shot clock ساعت مسابقه
tower clock برج ساعت
lights out ساعت خواب
striker ساعت زنگی
navy time ساعت دریایی
clockwise در جهت ساعت
horologer ساعت ساز
balance wheel رقاص ساعت
civil time ساعت معمولی
watch maker ساعت ساز
watchmaker ساعت ساز
watchbands بند ساعت
clock work چرخهای ساعت
watchband بند ساعت
atomic clock ساعت اتمی
digital clock ساعت رقمی
solarium ساعت افتابی
solariums ساعت افتابی
clock maker ساعت ساز
face of the clock صفحه ساعت
business hours ساعت کاری
by my watch مطابق ساعت من
capped watch ساعت شکاری
business hours ساعت اداری
ampere hour امپر- ساعت
alarum clock ساعت شماطهای
chess clock ساعت شطرنج
alarm clock ساعت شماطهای
wrist watch ساعت مچی
civil time ساعت محلی
alarm clocks ساعت شماطهای
fob زنجیر ساعت
ampere hour امپر ساعت
clockwise درجهت ساعت
at eight o'clock در ساعت هشت
8 oclock sharp . On the stroke of 8. سر ساعت هشت
wristlet watch ساعت مچی
game clock ساعت ورزشگاه
wristwatch ساعت مچی
clock speed سرعت ساعت
pocket watch ساعت جیبی
man hour نفر ساعت
half hour نیم ساعت
hand glass ساعت شنی
horary ساعت بساعت
horology ساعت سازی
rush-hour ساعت شلوغی
rush-hour ساعت پرمشغله
passion fruit میوهی گل ساعت
Face of the watch . صفحه ساعت
electric clock ساعت الکتریکی
four o'clock ساعت چهار
wall clock ساعت دیواری
dutchmans یکجور گل ساعت
We will come at 8. ما ساعت 8 میاییم.
at home پذیرایی در ساعت معین
ampere hour meter امپر- ساعت سنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com