Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
oil pressure switch
کلید فشار روغن
Other Matches
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
bilge pump
پمپ فشار روغن
oil guage
فشار سنج روغن
bilge pump
پمپ فشار کمپرسور روغن
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
hydromatic
کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
high tension switch
کلید فشار قوی
low voltage switch
کلید فشار ضعیف
high voltage switch
کلید فشار قوی
disconnect switch
کلید فشار صفر
high tension breaker
کلید فشار قوی
break
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
breaks
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
pressure sensitive keyboard
صفحه کلید حساس به فشار
to make a typo
[American E]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to make a typing error
[mistake]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
click
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
xt
صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
scan
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scans
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
options
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
option
کلیدی روی صفحه کلید که دستیابی به کار سایر کلیدها را فراهم میکند. مشابه کلید ctrl یا Alt در صفحه کلید IBM PC
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
oil
روغن کاری کردن روغن ساختن
oiling
روغن کاری کردن روغن ساختن
oils
روغن کاری کردن روغن ساختن
shift click
ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
creosotes
روغن قیر روغن قطران
creosoted
روغن قیر روغن قطران
creosote
روغن قیر روغن قطران
oil can
حلب روغن , روغن دان
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
creosoting
روغن قیر روغن قطران
upper case
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند
option key
[یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
Apple Key
کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
alt key
کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
print
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
clicked
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
function key
کلید عملیاتی کلید تابعی
clicks
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
click
انتخاب یک کلید از صفحه کلید
enhancing
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhance
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
at
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
enhanced
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
arrow keys
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
qwerty keyboard
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
dvorak keyboard
طرح صفحه کلید که کاراتر از طرح صفحه کلید QWEEERTY است
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
public
رمز گشایی که از کلید عمومی برای رمز گذاری پیام استفاده میکند و از یک کلید خصوص برای رمز گشایی آن .
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
running key
[کلید جاری رمز یا دفترچه جاری کلید رمز]
dopes
روغن
greased
روغن
clurified or run butter
روغن
greasing
روغن
lubricant
روغن
bandoline
روغن مو
bandolin
روغن مو
dope
روغن
ointments
روغن
greaser
روغن زن
brilliantine
روغن مو
pomade
روغن سر
ghi
روغن
ghee
روغن
ointment
روغن
sebaceous humour
روغن
grease
روغن
oil can
روغن زن
buttered
روغن
oiling
روغن
butter
روغن
lubricants
روغن
oil
روغن
oils
روغن
buttering
روغن
oil groove
روغن رو
unguent
روغن
butters
روغن
unction
روغن
varnishing
روغن جلا
grey unguent
روغن خاکستری
palm oil
روغن نخل
varnishing
رنگ روغن
antiknock
روغن موتور
gray or mercurial unguent
روغن خاکستری
paraffin oil
روغن پارافین
neapolitan ointment
روغن خاکستری
varnishes
رنگ روغن
mercurial unguent
روغن خاکستری
machine oil
روغن ماشین
mineral oil
روغن معدنی
varnish
رنگ روغن
varnish
روغن جلا
picamar
روغن قیر
varnished
روغن جلا
varnished
رنگ روغن
varnishes
روغن جلا
oil
روغن زدن به
oils
روغن زدن به
balsam oil
روغن مصری
replenisher
نافم روغن
oils
روغن زدن
palmoil
روغن خرما
soluble oil
روغن قابل حل
florence oil
روغن زیتون
lucca oil
روغن زیتون
greasing
روغن چربی
olive oil
روغن زیتون
balsam oil
روغن بلسان
hydrolic pump
پمپ روغن
pomade
روغن مالیدن
graphite lubricant
روغن گرافیت
oil
روغن زدن
fusel oil
روغن فوزل
gear lubricant oil
روغن گیربکس
oiling
روغن زدن به
garlic oil
روغن سیر
oiling
روغن زدن
hydraulic oil
روغن رانش
greasing
روغن اتومبیل
palm oil
روغن خرما
crude oil
روغن خام
oil container
فرف روغن
oil channel
مجرای روغن
oil change
تعویض روغن
ricinus oil
روغن کرچک
castor oil
روغن کرچک
dubbing
روغن چرم
oil bath
حمام روغن
heavy oil
روغن سنگین
lubricate
روغن زدن
oil pump
پمپ روغن
oil pressure
فشارسنج روغن
oil plug
پیچ روغن
linseed oil
روغن بزرک
French polish
روغن جلا
oil guage
درجه روغن
oil groove
شیار روغن
oil level
سطح روغن
oil mist
تیرگی روغن
oil of roses
روغن سبز
oil gage
گیج روغن
oil flow
جریان روغن
oil passage
عبور روغن
oil filter
صافی روغن
linseed oil
روغن برزک
lubricating
روغن زدن به
oil residue
ته نشست روغن
oil retaining ring
رینگ روغن
oleometer
روغن سنج
allyl isothiocyanate
روغن خردل
lubricating
روغن زدن
butter
روغن زرد
mustard oil
روغن خردل
buttered
روغن زرد
grnish
رنگ و روغن
absorbent oil
روغن جاذب
buttering
روغن زرد
grease box
روغن دان
animal oil
روغن حیوانی
butters
روغن زرد
lubricates
روغن زدن به
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com