Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
English
Persian
decimal
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
Other Matches
tabbing
تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
decimal
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimal
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
decimal number system
سیستم اعداد دهدهی
cyclic
کد حلقهای که مربوط به اعداد دهدهی میشود
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
matrixes
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
naturals
نمایش ارقام دهدهی به صورت الگوبیتی
natural
نمایش ارقام دهدهی به صورت الگوبیتی
bcd
نمایش ارقام دهدهی به صورت الگویی از چهار رقم دودویی
decimal
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
binary coded decimal
سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
numeric keypad
یک وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهایی با عملکرد مخصوص را استفاده میکند
pack
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
packs
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
cards
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
card
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
decimalize
تبدیل کردن به سیستم دهدهی
asterisk
پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
asterisks
پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
keypad
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
applique
مورد استفاده قرار گرفته
text
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
overlays
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlaying
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlay
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
decimal
دهدهی
decimals
دهدهی
decimal code
کد دهدهی
algebra
استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
decimal numeral
رقم دهدهی
complements
مکمل دهدهی
complementing
مکمل دهدهی
complemented
مکمل دهدهی
complement
مکمل دهدهی
packed decimal
دهدهی فشرده
decimal system
سیستم دهدهی
nine's complement
مکمل دهدهی
decimal coinage
مسکوکات دهدهی
decimal number
عدد دهدهی
decimal digit
رقم دهدهی
decimal notation
نمادسازی دهدهی
tabulator
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
decimal to binary conversion
تبدیل دهدهی به دودوئی
decimalization
تبدیل به سیستم دهدهی
binary coded decimal
دهدهی به رمز دودویی
k
0001 در نمایش دهدهی
binary to decimal conversion
تبدیل دودوئی به دهدهی
decimal
رقم دهدهی اعشاری
decimal notation
نشان گذاری دهدهی
coded decimal
رقم دهدهی رمزی
decades
دوره ده ساله دهدهی
repeating decimal number
عدد دهدهی تکراری
decimals
رقم دهدهی اعشاری
decimal digit
ارقام دستگاه دهدهی
decade
دوره ده ساله دهدهی
decimal to hexadecimal conversion
تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
dewey decimal
رده بندی دهدهی دیویی
decimal to octal conversion
تبدیل دهدهی به هشت هشتی
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
coded decimal number
عدد دهدهی کدگذاری شده
packs
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
pack
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
redundant code
یک مقدار دهدهی کدشده به باینری با یک بیت اضافی تست
SX
نوعی قطعه پردازنده که از پردازنده یا پایهای نشات گرفته است که تولید و خرید آن ارزانتر است
xt
صفحه کلید همراه با IBMPC که اما کلید تابعی دارد که در دوستون در گوشه سمت چپ صفخه کلید قرار دارند
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
store
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
storing
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
BOF
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند
boilerplate
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند
keypad
وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهای مخصوص را بکارمی برد
foxing
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
fox
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
types
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
keyboarding
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
keyboarding
عمل وارد کردن اطلاعات با صفحه کلید
typed
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
type
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
enters
وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
entered
وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
enter
وارد کردن اطلاع در یک ترمینال یا صفحه کلید
key
وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
roster
وارد صورت کردن
rosters
وارد صورت کردن
e
عدد در مبنای شانزده معادل عدد دهدهی 14
dogging
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dog
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
manual
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
graphic
به صورت تصاویر و نقاط و نه متن
job
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
voicing
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voices
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
jobs
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
statistics
واقعیتها به صورت اعداد
processor
پردازنده مخصوص مثل پردازنده آرایهای یا عددی که میتواند برای بهبود کارایی با پردازنده اصلی کار کند
scans
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scan
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned
شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
reposing upon
قرار گرفته بر
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
key
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
plumb
عمق پیمودن عمودی قرار دادن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
matrix
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrixes
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
disjunctive search
جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
underlying
در زیر قرار گرفته
nidicolous
در اشیانه قرار گرفته
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
numbers
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
number
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
orientation
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
oppressed
تحت ستم قرار گرفته
jugate
روی هم قرار گرفته جفت
capsulate
درمحفظه یاحفره قرار گرفته
tried
در محک ازمایش قرار گرفته
radiolocation
تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
keyboarder
شخصی که اطلاعات را با صفحه کلید وارد میکند
keyboarders
شخصی که اطلاعات را با صفحه کلید وارد میکند
symbolic
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
stat
[on something]
واقعیت ها به صورت اعداد
[مربوط به چیزی]
[اصطلاح روزمره]
symbolically
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
graphs
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
graph
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
breaks
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
break
کلید مخصوص در صفحه کلید IBM که اجرای یک برنامه را وقتی قط ع میکند که این کلید با کلید کنترل
duplex
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplexes
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
denary notation
سیستم عددی در مبنای ده با استفاده از اعداد 0 تا 9
decimals
سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
decimal
سیستم اعدادی که از اعداد 0-9 استفاده میکند
numeric
عملوندی که فقط از اعداد استفاده میکند
hemstitch
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
compacts
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compacting
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compact
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
compacted
استانداردی که نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
papering
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papered
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papers
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
cathectic
تحت اثر قوه شهوانی قرار گرفته
his leg rested on a stone
پایش روی سنگی قرار گرفته بود
anti propeller end
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
integer basic
نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
radix
مقدار پایه سیستم اعداد که استفاده میشود
fixed point notation =
قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
offset method
روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
endorsee
کسی که به نام اوفهر نویسی صورت گرفته
CD DA
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
CD audio
استاندارد مربوط به نحوه ذخیره سازی موسیقی به صورت مجموعهای از اعداد
visualization
تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
Atari ST
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
bar graph
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
columnar
گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
ipsilateral
قرار گرفته و یا فاهرشده روی همان سمت بدن
concentric shafts
شفتهای هم محور که داخل یکدیگر قرار گرفته اند
the boxes were nested
جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
if the knee is affected
اگر زانو تحت تأثیر قرار گرفته است
multiprecision
استفاده از بیش از یک کلمه داده برای نمایش اعداد.
finite precision numbers
استفاده از تعداد بیتهای ثابت برای نمایش اعداد
trapezoidal distortion
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
i/o
که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
load
استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
at
استاندارد کامپیوتر شخصی IBM که از پردازنده تک بیتی استفاده میکند
critical path analysis
منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
loads
استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
apple desktop bus
باسهای سریال در کامپیوترهای Macintosh Apple که به وسایل با سرعت پایین مثل صفحه کلید و mouse اجازه ارتباط با پردازنده را می دهند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com