Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (8 milliseconds)
English
Persian
total losses
کل تلفات ابی
Search result with all words
fatalities
تلفات
fatality
تلفات
losses
تلفات
inflict
وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
inflicted
وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
inflicting
وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
inflicts
وارد اوردن زدن تلفات و خسارات
loss
تلفات ضایعات
loss
تلفات جنگی ضایعات رزمی
loss
تلفات
toll
تعداد تلفات جنگی ضایعه
tolling
تعداد تلفات جنگی ضایعه
tolls
تعداد تلفات جنگی ضایعه
kill
تلفات منفجر کردن از بین بردن
kills
تلفات منفجر کردن از بین بردن
mortality
تلفات
decimate
از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
decimated
از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
decimates
از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
decimating
از هرده نفر یکی را کشتن تلفات زیاد وارد کردن
suffer
تلفات دیدن
suffered
تلفات دیدن
suffers
تلفات دیدن
vulnerability
در معرض تلفات بودن
casualties
تلفات
casualties
تلفات و ضایعات
casualty
تلفات
casualty
تلفات و ضایعات
victim
تلفات
victims
تلفات
absorption losses
تلفات ناشی از جذب
allowance for anticipated
سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
battle casualty
تلفات جنگی
casualty agent
عامل ایجاد تلفات و ضایعات
casualty attack
تک غافلگیری که به منظورتولید تلفات انجام میشود تک غافلگیری ش م ر
casualty board
تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
casualty radius
شعاع تولید تلفات
casualty radius
شعاع تلفات
corona losses
تلفات کورونا
dielectric loss factor meter
دستگاه اندازه گیری ضریب تلفات
eddy current losses
تلفات جریان گردابی
escaped water
تلفات اب هنگام بهره برداری
gear friction losses
تلفات اصطکاکی جعبه دنده
inflict casualty
تلفات وارد کردن بدشمن
insulation power factor
زاویه ی تلفات
interphase transformer loss
تلفات پیچک صنعتی
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
kill factor
ضریب تلفات
kill probability
احتمال واردکردن تلفات
lethal area
منطقه تلفات
loss angle
زاویه تلف زاویه تلفات
loss appraisal
قبول تلفات در جنگ
loss replacement
جایگزینی تلفات و ضایعات
low loss cable
کابل با تلفات کم
low loss capacitor
خازن با تلفات دی الکتریک کم
low loss ceramics
سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
low loss coil
بوبین با تلفات کم
low loss construction
ساختمان کم تلفات
magnetic hystersis loss
تلفات هیسترزیس
mass casualties
تلفات زیاد
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
mortality factor
ضریب تلفات
no load loss
تلف یا تلفات بی باری
spray attack
پخش مواد شیمیایی وبیولوژیکی از راه هوا برای تولید تلفات
the army lost heavily
ارتش تلفات سنگین داد
the losses of the army
تلفات ارتش
tip loss
تلفات نوک
to take toll of any one
تلفات زیادبرکسی وارد اوردن
total loss
تلفات کل
treble our casualties
سه برابر تلفات ما
Vistory was dearly bought .
پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com