Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
hunting bow
کمان بلند و سنگین برای شکار
Other Matches
bow hunting
شکار با تیر و کمان
longbow
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
longbows
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
hoist
بلند کردن وسایل سنگین
hoisted
بلند کردن وسایل سنگین
hoists
بلند کردن وسایل سنگین
forklift
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
wand shoot
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان
raptatorial
لازم برای شکار
raptatory
لازم برای شکار
safaris
سفر برای شکار بزرگ
safari
سفر برای شکار بزرگ
backed bow
کمان نوار پیچی شده برای ازدیاد مقاومت
small game
پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
fowling piece
تفنگ سبک برای شکار پرنده وحیوان کوچک
windage
تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
overtask
زیاد سنگین بودن برای
floo floo
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
flu flu
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
sight window
بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
backing
کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
keepers
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
ballast
فلز سنگین کف قایق برای حفظ تعادل
jeheemy
جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
target bow
کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
low low
حرکت یواشترازمعمول برای عادت کردن به حمل بار سنگین
gun
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
guns
تخته بزرگ وسنگین موج سواری برای موجهای سنگین
pedrail
اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
jacklight
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
kaury
کاج بلند زلاند جدید که صمغ ان برای روغن جلاوبجای کهربابکارمیرود
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
to nick a horse's tail
بیخ دم اسب را چاک زدن برای اینکه دم خود را بلند نگاه دارد
kauri
کاج بلند زلاند جدیدکه صمغ ان برای روغن جلاو بجای کهربابکارمیرود
bows
کمان کمان هدفگیری
bow
کمان کمان هدفگیری
bowing
کمان کمان هدفگیری
bowed
کمان کمان هدفگیری
bituminous paint
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
rainbow border
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
stop and go
پاس با دویدن گیرنده توپ به جلو و توقف کوتاه و دوباره به جلو برای پاس بلند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
arch-
کمان
spot
کمان
arc
کمان
sagittarii
کمان
arches
کمان
fiddle bow
کمان
arcs
کمان
fiddlestick
کمان
bow
کمان
bowstring
زه کمان
sagittarius
کمان
spots
کمان
bowed
کمان
arch
: کمان
bowing
کمان
bows
کمان
arch
کمان
arches
: کمان
arch-
: کمان
rainbows
رنگین کمان
cross bow
کمان زنبورکی
crossbows
کمان زنبورکی
stacked bow
کمان باریک
bow
کمان شکاری
crossbows
کمان پولادی
to bend or draw the bow
کمان کشیدن
rainbow
رنگین کمان
cock feather
پر وصل به کمان
long bow
کمان دستی
bowed
کمان شکاری
crossbow
کمان زنبورکی
bowing
کمان شکاری
bows
تعظیم کمان
bowed
تعظیم کمان
crossbow
کمان صلیبی
bow
تعظیم کمان
swede saw
اره کمان
reflex arc
کمان بازتاب
bows
کمان شکاری
swede saw
کمان اره
crossbow
کمان پولادی
archer
تیرانداز با کمان
archers
تیرانداز با کمان
bowing
تعظیم کمان
cross bow
کمان پولادی
bowyer
کمان فروش
opalesce
مانندرنگین کمان
central angle of arch
دهانه کمان
included angle of arch
دهانه کمان
face
شکم کمان
arches
چفت کمان
arch thrust
رانش کمان
longbow
کمان بزرگ
arch-
چفت کمان
faces
شکم کمان
bowman
تیرانداز با کمان
arch
چفت کمان
bowman
تیرانداز کمان کش
bowyer
کمان ساز
bow weight
وزن کمان
bow and arrow
تیر و کمان
iris
رنگین کمان
straight bow
کمان راست
irises
رنگین کمان
bare bow
کمان لخت
longbows
کمان بزرگ
bend
کمان خمش
sunbow
رنگین کمان
circular measure
اندازه کمان
power hacksaw
کمان اره
cant
کج گرفتن کمان
handbow
کمان تیراندازی
to feel any one's pulse
کمان کردن
atabalist
کمان زنبورکی
cross bow
گوله کمان
arblast
کمان زنبورکی
nock
جای زه کمان
saw frame
کمان اره
crossbows
کمان صلیبی
string picture
روزنه کمان
arch of corti
کمان کورتی
hank
شکار
hunting
شکار
chasing
شکار
chevy
شکار
chace
شکار
predatin
شکار
chased
شکار
chase
شکار
chases
شکار
hanks
شکار
hunts
شکار
hunted
شکار
gamey
پر از شکار
ravin
شکار
hunt
شکار
prey
شکار
gameless
بی شکار
game
شکار
quarries
شکار
venery
شکار
quarrying
شکار
quarry
شکار
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
arc length
طول کمان
[ریاضی]
to bend or draw the bow
کمان را چله کردن
limbs
هرکدام از طرفین کمان
bow arm
بازویی که کمان را می گیرد
rectification of a curve
طول کمان
[ریاضی]
bowstring
ریسمان دار زه کمان
crossbow man
کمانگیر با کمان صلیبی
frame of hachsaw
کمان اره چکی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
slingshot
[American E]
تیر و کمان قلابسنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان قلابسنگی
great circle route
کمان دایره عظیمه
nock
شکاف انتهای کمان
bow hunter
شکارچی با تیر و کمان
bow fishing
ماهیگیری با تیر و کمان
soundboard
کمان ویولن وتار
frame
قاب چارچوب کمان
iridescence
نمایش رنگین کمان
anchor
کشیدن زه کمان تاصورت
anchors
کشیدن زه کمان تاصورت
sounding board
کمان ویولن وتار
string fingers
سه انگشتی که زه کمان را می کشند
understrung
فاصله زه تا دستگیره کمان
sounding boards
کمان ویولن وتار
iridescency
نمایش رنگین کمان
anchoring
کشیدن زه کمان تاصورت
vans
کمان سینه ناو
limb
هرکدام از طرفین کمان
archery
تیراندازی با تیر و کمان
van
کمان سینه ناو
fogbow
رنگین کمان حاصل از مه
to go a hunting
شکار رفتن
blood sports
کشتن شکار
gamy
پراز شکار
shotgunner
شکار با تفنگ
quarries
لاشه شکار
quarry
شکار موردنظر
quarrying
لاشه شکار
falconry
شکار با شاهین
victims
دستخوش شکار
hunting ground
شکار گاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com