Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
great circle route
کمان دایره عظیمه
Other Matches
great circle
دایره عظیمه
great circle
دایره عظیمه سماوی
secondary great circle
دایره عظیمه ثانویه
great circle route
مسیرقوس دایره عظیمه سماوی
vertical circle
دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
target bow
کمان مخصوص تیراندازی باتیر و کمان
epicycloid
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
bowing
کمان کمان هدفگیری
bow
کمان کمان هدفگیری
bowed
کمان کمان هدفگیری
bows
کمان کمان هدفگیری
rainbow border
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
quadrant
ربع دایره ربع محیط دایره
arch
: کمان
fiddle bow
کمان
sagittarius
کمان
spot
کمان
bowing
کمان
spots
کمان
arch-
: کمان
arch
کمان
bows
کمان
bowed
کمان
arch-
کمان
bow
کمان
sagittarii
کمان
arcs
کمان
arches
: کمان
arches
کمان
bowstring
زه کمان
arc
کمان
fiddlestick
کمان
straight bow
کمان راست
stacked bow
کمان باریک
saw frame
کمان اره
arch
چفت کمان
handbow
کمان تیراندازی
long bow
کمان دستی
nock
جای زه کمان
reflex arc
کمان بازتاب
power hacksaw
کمان اره
opalesce
مانندرنگین کمان
cant
کج گرفتن کمان
rainbows
رنگین کمان
bare bow
کمان لخت
arch thrust
رانش کمان
iris
رنگین کمان
irises
رنگین کمان
crossbow
کمان زنبورکی
crossbow
کمان پولادی
crossbow
کمان صلیبی
crossbows
کمان زنبورکی
crossbows
کمان پولادی
crossbows
کمان صلیبی
arch of corti
کمان کورتی
atabalist
کمان زنبورکی
arblast
کمان زنبورکی
bend
کمان خمش
bow and arrow
تیر و کمان
rainbow
رنگین کمان
archer
تیرانداز با کمان
archers
تیرانداز با کمان
cross bow
گوله کمان
cross bow
کمان پولادی
cross bow
کمان زنبورکی
cock feather
پر وصل به کمان
circular measure
اندازه کمان
included angle of arch
دهانه کمان
central angle of arch
دهانه کمان
longbow
کمان بزرگ
bowyer
کمان فروش
bowyer
کمان ساز
bowman
تیرانداز با کمان
bowman
تیرانداز کمان کش
bow weight
وزن کمان
longbows
کمان بزرگ
to feel any one's pulse
کمان کردن
bowing
کمان شکاری
arches
چفت کمان
arch-
چفت کمان
to bend or draw the bow
کمان کشیدن
bows
تعظیم کمان
bows
کمان شکاری
bowed
کمان شکاری
bowed
تعظیم کمان
string picture
روزنه کمان
bowing
تعظیم کمان
sunbow
رنگین کمان
bow
تعظیم کمان
swede saw
کمان اره
swede saw
اره کمان
faces
شکم کمان
face
شکم کمان
bow
کمان شکاری
limb
هرکدام از طرفین کمان
frame
قاب چارچوب کمان
archery
تیراندازی با تیر و کمان
bow fishing
ماهیگیری با تیر و کمان
bowstring
ریسمان دار زه کمان
bow arm
بازویی که کمان را می گیرد
slingshot
[American E]
تیر و کمان قلابسنگی
bow hunter
شکارچی با تیر و کمان
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان قلابسنگی
limbs
هرکدام از طرفین کمان
bow hunting
شکار با تیر و کمان
soundboard
کمان ویولن وتار
sounding boards
کمان ویولن وتار
nock
شکاف انتهای کمان
anchor
کشیدن زه کمان تاصورت
vans
کمان سینه ناو
anchoring
کشیدن زه کمان تاصورت
string fingers
سه انگشتی که زه کمان را می کشند
van
کمان سینه ناو
rectification of a curve
طول کمان
[ریاضی]
anchors
کشیدن زه کمان تاصورت
sounding board
کمان ویولن وتار
iridescency
نمایش رنگین کمان
iridescence
نمایش رنگین کمان
crossbow man
کمانگیر با کمان صلیبی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
arc length
طول کمان
[ریاضی]
fogbow
رنگین کمان حاصل از مه
frame of hachsaw
کمان اره چکی
understrung
فاصله زه تا دستگیره کمان
to bend or draw the bow
کمان را چله کردن
draw
تیر در چله کمان گذاشتن
draws
تیر در چله کمان گذاشتن
longbows
اغراق گویی کمان دستی
whips
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
longbow
اغراق گویی کمان دستی
string
مربی خم کردن کمان و بستن زه
toxophilite
تیرانداز ماهر با تیر و کمان
full draw
کشیدن زه کمان بطور کامل
fistmele
فاصله بین دسته کمان و زه
self
کمان یا تیر از یک تکه چوب
bellies
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
belly
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
backs
تنظیم بادبان پشت کمان
back
تنظیم بادبان پشت کمان
serving
پوشش نخی دورقسمتهایی از کمان
servings
پوشش نخی دورقسمتهایی از کمان
whipped
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whip
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
circular grooving saw
کمان اره ویژه شیار
double-bellid
[صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
arrow rest
تکیه گاه تیر روی کمان
longbow
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
hunting bow
کمان بلند و سنگین برای شکار
longbows
کمان بلند در انگلستان قرون وسطی
bowsight
وسیله کمکی هدفگیری وصل به کمان
rondel
دایره
disks
دایره
disk
دایره
rondelle
دایره
roundle
دایره
sphere
دایره
recurring curve
دایره
department
دایره
departments
دایره
Dingbat
دایره
subdivision
دایره
roundel
دایره
rhomb
دایره
divisions
دایره
division
دایره
spheres
دایره
circling
دایره
agencies
دایره
agency
دایره
circles
دایره
field
دایره
tambourine
دایره
circled
دایره
compass
دایره
circuits
دایره
tambourines
دایره
circle
دایره
fielded
دایره
circuit
دایره
fields
دایره
timber hitch
گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
rainbows
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
bowsock
پوشش تیره روی کمان ضدبازتاب نور
target archery
مسابقه تیراندازی از فاصله معین با تیر و کمان
subtense
خطی که روبروی کمان یاگوشهای واقع شود
rainbow
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
equinoctial colure
دایره اعتدال
encyclopaedia
دایره المعارف
ecliptic
دایره البروج
eclipic
دایره البروج
growth ring
دایره سالیانه
circulars
دایره وار
growth ring
دایره رشد
semidiameter
شعاع دایره
gyre
گردش دایره
half round
نیم دایره
branch
دایره قسمت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com