English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (7 milliseconds)
English Persian
steering committee کمیته رهبری
Other Matches
commitee کمیته
committees کمیته
commissions کمیته
commissioning کمیته
commission کمیته
bureau کمیته
bureaus کمیته
committee کمیته
societies شرکت کمیته
commissions کمیسیون و کمیته
commissioning کمیسیون و کمیته
governing board کمیته حاکمه
committee of inquiry کمیته بازرسی
commission کمیسیون و کمیته
investigating committee کمیته بازرسی
society شرکت کمیته
collegium هیئت یا کمیته
standing committee کمیته دائمی
rules committee کمیته قوانین
legal committee کمیته حقوقی
arbitration committee کمیته داوری
departments حوزه کمیته
subcommittees کمیته فرعی
subcommittee کمیته فرعی
department حوزه کمیته
committees هیئت یا کمیته
committee هیئت یا کمیته
european committee for standardization کمیته اروپایی استاندار
aimed رهبری
aim رهبری
lead رهبری
leadership رهبری
leadoff رهبری
aims رهبری
leads رهبری
direction رهبری
headships رهبری
steers رهبری
steered رهبری
steer رهبری
pacemaking رهبری
headship رهبری
conduction رهبری
board of managers کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of management کمیته مباشر [شرکت سهامی]
managing board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
management board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
hospital infection committee کمیته عفونت بیمارستان [پزشکی]
price leadership رهبری قیمت
apostolate رسالت رهبری
shapherd رهبری کردن
directs رهبری کردن
guidance راهنما رهبری
precentorship رهبری سرایندگان
conduce رهبری کردن
democratic leadership رهبری مردمی
democratic leadership رهبری دموکراتیک
directed رهبری کردن
lead رهبری کردن
leads : راهنمایی رهبری
leads رهبری کردن
direct رهبری کردن
lead : راهنمایی رهبری
direction هدایت رهبری
administer رهبری کردن
tactics رهبری ماهرانه
administered رهبری کردن
administering رهبری کردن
administers رهبری کردن
board کمیته تخته کار صفحه چارت
boarded کمیته تخته کار صفحه چارت
lead رهبری کردن راهنمایی
leads رهبری کردن راهنمایی
steering committee کمیته مامورتهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع
olympic review نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
ccitt کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
coaches رهبری عملیات ورزشی را کردن
head ریاست داشتن بر رهبری کردن
coached رهبری عملیات ورزشی را کردن
coach رهبری عملیات ورزشی را کردن
conducts انتقال دادن رهبری کردن
conducting انتقال دادن رهبری کردن
conducted انتقال دادن رهبری کردن
conduct انتقال دادن رهبری کردن
ntsc Commitee TelevisionSystem National کمیته ملی سیستم تلویزیون
spearheading هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearheads هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearheaded هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearhead هر چیز نوک تیز رهبری کردن
quarterbacks بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
quarterback بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
commitment board هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
monetary school مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
leadoff عزیمت کردن رهبری کردن
head رهبری کردن مقاومت کردن
conducted رفتار کردن رهبری کردن
conduct رفتار کردن رهبری کردن
conducting رفتار کردن رهبری کردن
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
conducts رفتار کردن رهبری کردن
piloted رهبری کردن خلبانی کردن
pilots رهبری کردن خلبانی کردن
pilot رهبری کردن خلبانی کردن
air priorities committee کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com