English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (5 milliseconds)
English Persian
scalar quantity کمیت اسکالر
Other Matches
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
scalar اسکالر
scalar product حاصلضرب اسکالر
dot product ضرب اسکالر [ریاضی]
projection product ضرب اسکالر [ریاضی]
scalar quantity اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
scalar اسکالر [فیزیک] [ریاضی]
inner product ضرب اسکالر [ریاضی]
scalar product ضرب اسکالر [ریاضی]
neper واحدی که نسبت اسکالر دوجریان را نشان میدهد
scalar کمیت
shagreen کمیت
quant کمیت
quantum کمیت
quantities کمیت
quantity کمیت
certificate of quantity گواهی کمیت
pulsating quantity کمیت ضربانی
scalar quantity کمیت عددی
certificating of quantity گواهی کمیت
quantity control کنترل کمیت
oscillating quantity کمیت نوسانی
peridic quantity کمیت تناوبی
quantifier کمیت سنج
physical quantity کمیت فیزیکی
batch quantity کمیت گروهی
alternating quantity کمیت متناوب
vector quantity کمیت برداری
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
scalar quantity کمیت نردهای
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
quantification کمیت پذیر کردن
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
scalar quantity کمیت غیر برداری
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
quantifying کمیت را تعیین کردن
quantify کمیت را تعیین کردن
quantifies کمیت را تعیین کردن
quantified کمیت را تعیین کردن
evaluating محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluates محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluate محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
evaluated محاسبه یک مقدار یا کمیت
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
measure روش محاسبه اندازه یا کمیت
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
even کمیت یا عدد که ضریب دو است
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
evaluations عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluation عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
scalar کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
quota کمیت تعیین شده توسط دولت
quotas کمیت تعیین شده توسط دولت
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
charges 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charge 1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
levels کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levelled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
leveled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
instantaneous readout سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
relocation کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
radiation shield وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
normalised تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalizes تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com