Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (4 milliseconds)
English
Persian
low
کم ارتفاع کم
Search result with all words
tower
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
towered
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
towers
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
high water
حداکثر ارتفاع اب مد دریا
summit
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
summits
حداکثر ارتفاع قله مسیر بلندترین قله مسیر گلوله
loft
ارتفاع گوی گلف اززمین
lofts
ارتفاع گوی گلف اززمین
shoot
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
aspect
نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
aspects
نرخ پهنا به ارتفاع تصاویر پیکس
layout
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
layouts
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
rise
ارتفاع پله
rises
ارتفاع پله
scope
طول زنجیر ارتفاع سنج ناو منظور
pointer
متصدی کنترل ارتفاع لوله توپ
pointers
متصدی کنترل ارتفاع لوله توپ
head
ارتفاع ریزش سر رولور سر
head
ارتفاع فشاری
hauteur
ارتفاع غرور
elevation
ارتفاع
elevation
حرکت در ارتفاع زاویه درجه
elevations
ارتفاع
elevations
حرکت در ارتفاع زاویه درجه
high jump
پرش ارتفاع
glass
دستگاه ارتفاع سنج دوربین
flyby
پرواز در ارتفاع کم
flybys
پرواز در ارتفاع کم
flypast
پرواز در ارتفاع کم
flypasts
پرواز در ارتفاع کم
hurdle
اسب دوانی با پرش از ارتفاع
hurdles
اسب دوانی با پرش از ارتفاع
headroom
ارتفاع ساختمان
humble
بدون ارتفاع
humblest
بدون ارتفاع
barometer
ارتفاع سنج
barometers
ارتفاع سنج
altitude
ارتفاع
altitude
ارتفاع از سطح دریا
altitude
ارتفاع هواپیما
altitudes
ارتفاع
altitudes
ارتفاع از سطح دریا
altitudes
ارتفاع هواپیما
bank
صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
banks
صخره زیرابی کم ارتفاع ساحل
stature
ارتفاع طبیعی بدن حیوان
cirrus
لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
airspace
حجم اتمسفر محدود بین سطح ارتفاع معین و زمین
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
level
سطح ارتفاع
leveled
سطح ارتفاع
levelled
سطح ارتفاع
levels
سطح ارتفاع
depth
ارتفاع
depths
ارتفاع
height
ارتفاع
heights
ارتفاع
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
ceiling
ارتفاع ابر
ceiling
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ceilings
ارتفاع ابر
ceilings
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
stranger
در رهگیری هوایی یعنی یک هواپیمای ناشناس با گرا ومسافت و ارتفاع داده شده درحال امدن است
alpine
واقع در ارتفاع زیاد
levelling
ارتفاع یابی
altimeter
ارتفاع سنج
altimeter
ارتفاع یاب
altimeters
ارتفاع سنج
altimeters
ارتفاع یاب
fly
فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
riser
ارتفاع پله
absolute altimeter
دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute altimeter
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altitude
ارتفاع مطلق
absolute altitude
ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
alley shot
ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
altimeter setting
تنظیم ارتفاع سنج
altitude acclimatization
عادت کردن به ارتفاع منطقه
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
altitude circle
صفحه ارتفاع سنج هواپیما
altitude datum
ارتفاع از سطح دریا
altitude datum
سطح مبنای ارتفاع سنجی
altitude delay
افت ارتفاع امواج رادار
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
altitude intercept
رهگیری در ارتفاع بالا
altitude separation
اختلاف ارتفاع سطوح مبنای ارتفاع
altitude separation
حد سطوح مبنای ارتفاع
altitude sickness
کسالت در اثر ارتفاع زیاد
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
altitude sickness
ناخوشی ارتفاع
altitude tints
لایههای رنگ ارتفاع نما در روی نقشه
angle of elevation
زاویه ارتفاع لوله
Other Matches
drop height
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
barometric altimeter
ارتفاع سنج بارومتری ارتفاع سنجی که با فشار جو کار میکند
descentheight
ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
flare dud
گلوله اتمی که در ارتفاع بیش از ارتفاع پیش بینی شده منفجر میشود
terrain clearance
حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
pressure altitude
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
sextant altitude
ارتفاع اندازه گیری شده ستارگان ارتفاع سکستانتی
pile height
ارتفاع پرز
[این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
safe altitude
ارتفاع تامین ارتفاع بی خطر
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
ocant altitude
ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
command altitude
ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
low altitude
ارتفاع کم ارتفاع پست
low airburst
ترکش هوایی در ارتفاع کم ترکش در ارتفاع پایین
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
bombing height
ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
exmeridian altitude
ارتفاع فوق نصف النهاری هواپیما ارتفاع نصف النهاری
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
height datum
سطح مبنای سنجش ارتفاع سطح مبنای ارتفاع
apothem
ارتفاع
attack altitude
ارتفاع تک
apparent celestiallatitude
ارتفاع
contour lines
خط هم ارتفاع
line height
ارتفاع خط
x height
ارتفاع x
low-rise
کم ارتفاع
sawed off
کم ارتفاع
low level
در ارتفاع کم
cruising altitude
ارتفاع پرواز
head pressure
ارتفاع فشاری
suction lift
ارتفاع مکش
depth of tooth
ارتفاع دندانه
drop altitude
ارتفاع بارریزی
drop altitude
ارتفاع پرش
critical altitude
ارتفاع بحرانی
critical height
ارتفاع بحرانی
discharge head
ارتفاع تخلیه
depth of abutting gap faces
ارتفاع شکاف
barometric
ارتفاع سنجی
computed altitude
ارتفاع محسوب
height adjustment
میزان ارتفاع
vertical interval
اختلاف ارتفاع
astro altitude
ارتفاع نجومی
total suction head
ارتفاع کل مکشی
bankful
ارتفاع لبریزی
take a sight
ارتفاع گرفتن
bombing height
ارتفاع بمباران
cam throw
ارتفاع منحنی
cam throw
ارتفاع بادامک
superelevation
ارتفاع زیاد
effective depth
ارتفاع مفید
effective length of strut
ارتفاع کمانش
height of fill
ارتفاع خاکریز
height of rise
ارتفاع ابگیر
height of rise
ارتفاع برجستگی
height of site
ارتفاع ایستگاه
height of site
ارتفاع پایگاه
optimum height
حداکثر ارتفاع
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
observed altitude
ارتفاع حقیقی
net head
ارتفاع موثر
hypsometer
ارتفاع سنج
jump altitude
ارتفاع پرش
low cloud
ابرهای کم ارتفاع
height of eye
ارتفاع راصد
height of centers
ارتفاع مرکز
optimum height
ارتفاع مطلوب
elevator gear
گردونه در ارتفاع
studding
ارتفاع اتاق
flange depth
ارتفاع لبه
hypsometer
ارتفاع پیما
safe altitude
ارتفاع امن
height clearance
ارتفاع مجاز
height of burst
ارتفاع ترکش
hight of burst
ارتفاع ترکش
quadrat
ارتفاع سنج
height overall
ارتفاع ساختمان
pressure head
ارتفاع فشار
percolation head
ارتفاع نفوذ
low altitude
ارتفاع پایین
negative altitude
ارتفاع غلط است
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
hoverting
حفظ ارتفاع پرواز
free board
ارتفاع سطح اب تا تاج سد
free board
عمق یا ارتفاع ازاد
position angle
زاویه ارتفاع جسم
dicing photography
عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
optimum height
ارتفاع حداکثرقابل استفاده
mean high water neaps
متوسط ارتفاع اب دریا
mean range of the tide
میانگین ارتفاع کشند
elavation tint
هاشور ارتفاع نقشه
elevating arc
قطاع حرکت ارتفاع
elevating mechanism
دستگاه حرکت ارتفاع
drawdown
ارتفاع افت اب در چاه
elevating mechanism
دستگاه حرکت در ارتفاع
minimum elevation
حداقل ارتفاع لوله
form line
خط بین نقاط هم ارتفاع
computed altitude
ارتفاع حساب شده
calculated altitude
ارتفاع محاسبه شده
calculated altitude
ارتفاع تنظیم شده
barometric altitude
ارتفاع بارومتری هواپیما
very high
ارتفاع خیلی بالا
zenith distance
فاصله ارتفاع نافر
zenith distance
ارتفاع راس القدم
condenser height adjustment
تنظیم انقباض ارتفاع
barometric altimeter
ارتفاع سنج فشاری
height adjustment foot
پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment scale
پایه تنظیم ارتفاع
height adjustment screw
پیچ تنظیم ارتفاع
datum plane
سطح مبنای ارتفاع
flight level
سطح ارتفاع پرواز
closed height
حداکثر ارتفاع لیفتراک
spot elevation
ارتفاع تعیین شده
superelevation
بلندی بر اضافه ارتفاع
stato scope
ارتفاع سنج هواپیما
ceilometer
ارتفاع سنج ابر
cap height
ارتفاع حروف بزرگ
isopleth
نقاط هم ارتفاع موج دریا
radio altimeter
ارتفاع سنج راداری یاتشعشعی
density
چگالی یا ارتفاع پرز فرش
mean higher high water
ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
pneumercator
شاغول سنجش ارتفاع مایعات
radar altimetry
ارتفاع سنجی به وسیله رادار
release altitude
ارتفاع رها کردن بمب
suction lift
ارتفاع نظیر مکش در پمپ
standing high jump
پرش ارتفاع بدون دورخیز
triathlon
پرش ارتفاع و پرتاب وزنه
summer draft
خط ارتفاع بار تابستانی کشتی
on the deck
پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
negative altitude
ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
neap
حداقل ارتفاع اب یاجذر و مد دریا
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا
mean low water neaps
ارتفاع متوسط پس رفت اب دریا
hydrographic datum
سطح مبنای تعیین ارتفاع اب
height of site
ارتفاع سکوی موشک یاموضع
height money
اضافه بهای کار در ارتفاع
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
cruising altitude
ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
ceilometer
وسیله سنجش ارتفاع ابر
haul defilade
تا ارتفاع لوله پشت سنگر
half tide level
ارتفاع متوسط کشند اب دریا
elavation tint
رنگ یا هاشورهای ارتفاع نما
elevation stop
متوقف کننده حرکت ارتفاع
calibrated altitude
ارتفاع تنظیم شده هواپیما
cloud top height
ارتفاع صعود قارچ اتمی
coursed rubble masonry
سنگ بادبر با ارتفاع مساوی در یک رگ
spot elevation
نقطه ارتفاع معلوم روی نقشه
staff gauge
اشل اندازه گیری ارتفاع اب رودخانه
jump altitude
ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
density attitude
ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
low mid wing
بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
barometric altimeter reversionary
دستگاه ضد حرکت عقربه ارتفاع سنج
jump height curve
منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
vertical pressure gradient
تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
vertex height
قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
hull defilade
تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
nimbostratus
ابرهای گسترده ضخیم و تیرهای با ارتفاع کم
locap
گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
pseudostereo
ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
decision altitude
ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
best rate of climb speed
سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
to take the a
بلندی چیزیرا اندازه گرفتن ارتفاع جایی راپیمودن
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
decision height
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
cabin altitude
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
pip matching
روش بصری روانه کردن انتن رادار در ارتفاع و سمت
head pessure
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
nose down
خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
sextant
وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
cassion discase
تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
bench mark
علائمی که در روی انها ارتفاع محل نشان داده شده است
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
radar altitude
ارتفاعی که بوسیله راداربطور خودکار به هواپیماداده میشود ارتفاع راداری هواپیما
tan alt
ضریب انحراف سایه برای تعیین ارتفاع اشیا در روی عکس هوایی
ionosphere
قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
hypsographic map
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
shadow factor
ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
bench mark
نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود
best angle of climb airspeed
سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
cirro cumulus
لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
circularization
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
stratus
لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
cirro status
ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
cabin pressure altimeter
ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
high airburst
ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
vertical control
کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
takeoff fan
نیمدایره جلو میله پرش ارتفاع برای اغاز پرش
breast work
خاکریز تا ارتفاع سینه خاکریز جان پناه سنگرایستاده
paradrag drop
سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
variable discharge turbine
توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
very low frequency
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
loft bombing
بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com