English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (8 milliseconds)
English Persian
low-rise کم بلندی
Search result with all words
relief شکل فاهری و پست و بلندی
volume بلندی صدا
volumes بلندی صدا
rise بلندی
rises بلندی
supremacy بلندی افراشتگی
grandfather clock ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
grandfather clocks ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
exaltation بلندی
lift مرتفع بنظرامدن بلندی
lifted مرتفع بنظرامدن بلندی
lifting مرتفع بنظرامدن بلندی
lifts مرتفع بنظرامدن بلندی
contour پست و بلندی
elevation بلندی
elevations بلندی
Highness بلندی
Highness بلندی مقام
Highnesses بلندی
Highnesses بلندی مقام
feature وضع پست و بلندی زمین
featured وضع پست و بلندی زمین
features وضع پست و بلندی زمین
featuring وضع پست و بلندی زمین
headroom بلندی طاق
loom بلندی
loomed بلندی
looming بلندی
looms بلندی
altitude بلندی
altitude بلندی از سطح دریا
altitudes بلندی
altitudes بلندی از سطح دریا
upland بلندی
uplands بلندی
height بلندی
heights بلندی
gratification سر بلندی
eminence تعالی بلندی
generously با نظر بلندی به جوانمردی
accentuation پستی و بلندی صدا
acrophobia ترس از بلندی
acrophobia بلندی هراسی
ascendent بلندی
critical height بلندی بحرانی
crow's nest بالای بلندی
dipole انتنی که نصف طول موج بلندی دارد
dolman جامه بلندی که جلوش باز و استین تنگی دارد
douglas fir یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
edge raise بلندی لبه ورق
effective length of strut بلندی کمانش
embank بلندی یاپشته ساختن
eminency تعالی بلندی
exaltedness بلندی
feature line خط پست و بلندی زمین
head way بلندی طاق سرعت
height of building بلندی ساختمان
height of fill بلندی اکند
hilliness پستی و بلندی
homogeneous area منطقه هموارو بدون پست و بلندی
hot dog skiing اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
how tall is it? بلندی ان چقدراست
hypsometry بلندی پیمایی
key signature گامهای کوتاه و بلندی که پس ازکلیدموسیقی برای نشان دادن نوع ک لیدنوشته میشود
lapseratc میزان بارندگی به نسبت بلندی ها
liberal gift بخششی که نماینده رادی ونظری بلندی دهنده باشد بخشش کافی
loftiness بلندی
loudness بلندی
net antena انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
nilometer الت خود نگارودرجه داربرای سنجش بلندی اب رودخانه
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
rise and fall تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
ruggedness پستی و بلندی
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
sagfety island بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
sone واحد بلندی صوت
stentor شخصی که صدای بلندی دارد
sublimity بلندی
suction lift بلندی مکش
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
superelevation بلندی بر اضافه ارتفاع
tachymeter دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
tallness بلندی
the door banged درباصدای محکم و بلندی بهم خورد
the sublime بلندی
to take the a بلندی چیزیرا اندازه گرفتن ارتفاع جایی راپیمودن
toft بلندی
tonal volume بلندی صوت
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
ups and down پستی و بلندی
volume unit واحد بلندی صدا
vu واحد بلندی صدا
bird's eye view منظرهای که از بلندی دیده میشود
bird's eye views منظرهای که از بلندی دیده میشود
blade height adjustment پهنای تنظیم بلندی
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
to bring to the same plane [height] به یک صفحه [بلندی] آوردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com