English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
low grade کم درجه
Search result with all words
first-rate درجه اول بسیار خوب
desirability درجه اشتیاق
desirability درجه تمایل شرایط مطلوب
temperature درجه گرما
temperature درجه حرارت دما
temperature درجه حرارت
temperatures درجه گرما
temperatures درجه حرارت دما
temperatures درجه حرارت
scale درجه
scale طبلک درجه
scale میزان مقیاس درجه
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale درجه بندی
prevalence تفوق درجه شیوع
summit اعلی درجه
summits اعلی درجه
sighted درجه دار
carat درجه خلوص فلزات پربها
carats درجه خلوص فلزات پربها
average درجه عادی میانگین
averaged درجه عادی میانگین
averages درجه عادی میانگین
averaging درجه عادی میانگین
volume درجه صدا جلد
volumes درجه صدا جلد
graduate پیمانه درجه دار
graduate درجه گرفتن
graduate درجه دادن
graduate درجه بندی کردن
graduates پیمانه درجه دار
graduates درجه گرفتن
graduates درجه دادن
graduates درجه بندی کردن
graduating پیمانه درجه دار
graduating درجه گرفتن
graduating درجه دادن
graduating درجه بندی کردن
prime درجه یک اغاز
primed درجه یک اغاز
primes درجه یک اغاز
pitch درجه
pitches درجه
calibrate درجه بندی
calibrated درجه بندی
calibrates درجه بندی
calibrating درجه بندی
maximum منتهی درجه بزرگترین
title درجه
titles درجه
pip درجه سردوش
pipped درجه سردوش
pipping درجه سردوش
pips درجه سردوش
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
rate درجه بندی کردن
rate درجه
rates درجه بندی کردن
rates درجه
void از درجه اعتبار ساقط کردن
measure درجه اقدام
measure درجه مقیاس
second rate درجه دو
second-rate درجه دو
Fahrenheit درجه حرارت فارنهایت
Fahrenheit درجه فارنهایت
degradation تنزل درجه
reefer لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
reefers لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
second درجه دوم بودن دوم شدن
seconded درجه دوم بودن دوم شدن
seconding درجه دوم بودن دوم شدن
seconds درجه دوم بودن دوم شدن
set بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
top درجه یک
obtuse منفرجه زاویه 09 تا 081 درجه
freezing point درجه یخ بندان
freezing points درجه یخ بندان
optimum درجه لازم
temper درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
tempered درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
tempers درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
zero قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeroes قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
speed درجه تندی
speeding درجه تندی
speeds درجه تندی
pointer متصدی کنترل درجه توپ
pointers متصدی کنترل درجه توپ
gradient درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradients درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
crest بالاترین درجه
crest به بالاترین درجه رسیدن
cresting بالاترین درجه
cresting به بالاترین درجه رسیدن
Other Matches
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
nobby درجه یک
elevation درجه
tophole درجه یک
top hole درجه یک
grades درجه
grade درجه
second class درجه 2
first string درجه یک
elevations درجه
classy درجه یک
first class درجه یک
echelon درجه
echelons درجه
gauged درجه
gauges درجه
marks درجه
copesetic درجه یک
copacetic درجه یک
scalage درجه
run of the mine بی درجه
gauge درجه
kyu درجه
chinical t. درجه
clinical thermometer درجه
gauge=gage درجه
gauge glass درجه اب
gage=gauge درجه
gage درجه
mark درجه
just as well <adv.> به یک درجه
ranks درجه
degrees درجه
lengths درجه
length درجه
equally <adv.> به یک درجه
degree درجه
rank درجه
ranked درجه
topnotch درجه یک
third rate درجه سه
aquastat درجه
top-notch درجه یک
slap-up درجه یک
number one درجه یک
high-class درجه یک
proportions درجه
proportion درجه
second class درجه دو
third-rate درجه سه
ninths درنهمین درجه
berates خلع درجه
berated خلع درجه
whither بکدام درجه
berate خلع درجه
confidence level درجه اطمینان
ninth درنهمین درجه
centigrade degree درجه صدبخشی
degree of polymerization درجه بسپارش
degree of dissociation درجه تفکیک
degree of compaction درجه تراکم
berating خلع درجه
degree of crystalinity درجه بلورینگی
degree of centralization درجه تمرکز
degree of advancement درجه پیشرفت
dan درجه درکاراته
d.p درجه بسپارش
degree of curve درجه انحناء
third-rate درجه سوم
degree of freedom درجه ازادی
cope flask درجه روئی
consistence درجه غلظت
grading درجه بندی
largely تا درجه زیادی
third rate درجه سوم
clump درجه سردوشی
clumped درجه سردوشی
clumping درجه سردوشی
clumps درجه سردوشی
fluidity درجه سفتی
comparatives درجه تفضیلی
comparative درجه تفضیلی
graduation درجه گرفتن
honorary درجه افتخاری
graduation درجه بندی
doctorate درجه دکتری
doctorates درجه دکتری
stair مرتبه درجه
shade درجه رنگ
shades درجه رنگ
shadings درجه رنگ
supremely با علی درجه
puny درجه پست
pinnacle منتهی درجه
bar sight ستون درجه
battle sight درجه جنگی
battle sight شکاف درجه
baume degree درجه بومه
brick layer بنای درجه دو
calibration درجه بندی
bar sight شکاف درجه
baccslavreate درجه شوالیه
baccalaureate درجه باشلیه
pinnacles منتهی درجه
quantum درجه میزان
consistency درجه غلظت
adjustability درجه انطباق
adjusted elevation درجه تنظیمی
advancement in rating ارتقاء درجه
angle of elevation زاویه درجه
anti knock property درجه اکتان
high grade درجه اعلی
degree of precision درجه دقت
summated ratings مجموع درجه ها
tiptop درجه اعلی
to take one's d. درجه گرفتن
trial elevation درجه ازمایشی
viscosity درجه غلیظی
void ratio درجه تخلخل
head over heels <idiom> منتهای درجه
hold a candle to <idiom> درهمان درجه
economy class درجه توریستی
standard class درجه استاندارد
coarse wool پشم درجه دو
tiptop بالاترین درجه
tip top بالاترین درجه
superlatively در درجه عالی
supply sergeant درجه دارتدارکات
t. far تا این درجه
tenth rate درجه دهم
tertiary alcohol الکل 3 درجه
tertiary amine امین 3 درجه
tertiary carbon کربن 3 درجه
tertiary hydrogen هیدروژن 3 درجه
the positive d. درجه مطلق
third class road جاده درجه سه
third degree of readiness امادگی درجه سه
third rater درجه سوم
thirty degree cut برش 03 درجه
scaling درجه بندی
water hardness درجه سختی آب
white wool پشم درجه یک
alacrity [speed] درجه تندی
celerity درجه تندی
easiness [quickness] درجه تندی
fleetness درجه تندی
nippiness درجه تندی
promptitude درجه تندی
promptness درجه تندی
quickness درجه تندی
rapidity درجه تندی
rapidness درجه تندی
speediness درجه تندی
speed of action درجه تندی
which grade are you in? که درجه شما را در؟
swiftness درجه تندی
degree of relationship درجه خویشاوندی
rear sight شکاف درجه
first water درجه اول
fuel grade درجه سوخت
gaduate درجه دار
gradational به ترتیب درجه
grade of channel درجه کانال
graduator درجه گذار
high grade product محصول درجه یک
honor درجه نشان
in the highest d. به منتها درجه
to the utmost به منتها درجه
kelvin degree درجه کلوین
lieutenancy درجه ستوانی
first rate نخستین درجه
first rate درجه اول
degree of saturation درجه اشباع
degree opulence درجه توانگری
dot pitch درجه نقطه
efficacity درجه تاثیر
eldership ارشدیت درجه
electrical degree درجه الکتریکی
elevating arc قطاع درجه
elevation circle قطاع درجه
elevation scale مقیاس درجه
elevation scale طبلک درجه
elevation stop حد نهایی درجه
first class درجه اول
first class brick اجر درجه یک
magna cum laude با درجه عالی
measuring glass درجه دار
minimum elevation حداقل درجه
second class درجه دوم
second class دومین درجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com