English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
decalcification کم شدن مواد اهکی استخوان
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
calcic اهکی
calcareous اهکی
limy اهکی
lime marl رس اهکی
calareous اهکی
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
lime concrete بتن اهکی
lime deposite ته نشست اهکی
lime rocks صخرههای اهکی
calcification اهکی شدن
calcine اهکی کردن
lime mortar ملات اهکی
calcify اهکی شدن
calareous soil خاک اهکی
calcity اهکی شدن
argillocalcareous خاک رس اهکی
lime glass شیشه اهکی
calcareous deposit ته نشست اهکی
lithophyte مرجان اهکی
lime coat روکش اهکی
calcity اهکی یاسنگی کردن
knobstone سنگ رستی و اهکی
sand lime brick اجر ماسه اهکی
calcify اهکی یا سنگی کردن
calcareous sandstone ماسه سنگ اهکی
sparable یکجور سنگ اهکی
traver time سنگ اهکی تراورتن
sarcophagi تابوت سنگ اهکی
lime dinas brick اجر دیناز اهکی
sarcophagus تابوت سنگ اهکی
tophus سنگ اهکی تراورتن
sarcophaguses تابوت سنگ اهکی
molasse سنگ ماسه اهکی رسدار
chalky sandstone ماسه سنگ نرم اهکی
calcination عمل اهکی شدن تکلیس
ivory black رنگ سیاه که از اهکی کردن عاج میسازند
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
frustule صدف اهکی دوکپهای که درجلبکهای اعماق دریازیست میکند
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
boneless بی استخوان
fleshy بی استخوان
tarsus استخوان مچ پا
jawbones استخوان فک
ossicle استخوان چه
osteotome استخوان بر
boned استخوان
bones استخوان
boning استخوان
natchbone استخوان
fleshier بی استخوان
fleshiest بی استخوان
bone استخوان
jawbone استخوان فک
bonemeal گرد استخوان
fish bone استخوان ماهی
scapula استخوان کتف
zygomatic bone استخوان گونه
ckeek bone استخوان گونه
cheekbones استخوان گونه
cheekbone استخوان گونه
shacklebone استخوان مچ دست
shoulder blades استخوان شانه
blade استخوان پهن
shacklebone استخوان قاپ
dislocation دررفتگی استخوان
funny bones استخوان ارنج
funny bone استخوان ارنج
dengue تب استخوان شکن
bonemeal آرد استخوان
skelton استخوان بندی
shinbone استخوان قلم پا
bonemeal استخوان کوبیده
maxillary bone استخوان ارواره
merrythought استخوان جناغ
shoulder blade استخوان شانه
humeruses استخوان عضله
humeri استخوان بازو
ungual bone استخوان ناخنی
exostosis برامدگی استخوان
thighbone استخوان ران
foot bone خرده استخوان پا
navicular bone استخوان زورقی
skeletons استخوان بندی
skeleton استخوان بندی
rickety نرم استخوان
frontal bone استخوان پیشانی
humeri استخوان عضله
ethmoid استخوان پرویزنی
zygomatic استخوان گونه
humeruses استخوان بازو
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
temporal bone استخوان گیجگاه
humerus استخوان عضله
thigh bone استخوان ران
epiphysis شاخ استخوان
humerus استخوان بازو
ethmoid استخوان غربالی
metacarpal استخوان کف دست
calcaneum استخوان پاشنه
aitch bone استخوان کفل
humeeerus استخوان عضد
incus استخوان سندانی
illium استخوان حرقفی
ilium استخوان حرقفی
hyperostosis برامدگی استخوان
hyoid bone استخوان لامی
the humeral bone استخوان عضد
innominate bone استخوان بی نام
ankle bone استخوان قوزک
anklebone استخوان قوزک
bone ache استخوان درد
cannon bone استخوان ساق پا
cariosity پوسیدگی استخوان
occipital bone استخوان قمحدوه
kneepan استخوان کشگک
barebone استخوان خالی
knucklebone استخوان قوزک
breast bone استخوان سینه
anvil bone استخوان سندانی
the humeral bone استخوان بازو
cartilage نرمه استخوان
carpale استخوان مچ دست
malleolus استخوان غوزک
malleus استخوان چکشی
spillikin ریزه استخوان
huckle bone استخوان چاربند
carcse استخوان بندی
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
pith مخ استخوان اهمیت
carcass استخوان بندی
malar bone استخوان گونه
huckle bone استخوان لگن
humeeerus استخوان بازو
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
talus استخوان قاپ
baleen استخوان نهنگ
femurs استخوان ران
femur استخوان ران
femora استخوان ران
To set a bone. استخوان جا انداختن
luxation در رفتگی استخوان
stapes استخوان رکابی
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
pubis استخوان شرمگاه
framework استخوان بندی
osteologist استخوان شناس
osteology استخوان شناسی
frameworks استخوان بندی
scalping iron استخوان تراش
osteoma ورم استخوان
osteomalacia نرمی استخوان
osteomalacia ملاست استخوان
hammers استخوان چکشی
carcases استخوان بندی
hammer استخوان چکشی
osteogenesis پیدایش استخوان
osteogenesis تشکیل استخوان
osteography شرح استخوان ها
osteoid استخوان وار
jawbones استخوان ارواره
patella استخوان کشکک
boney استخوان دار
bony استخوان دار
carcass استخوان بندی
carcasses استخوان بندی
palating استخوان کام
parietal استخوان اهیانه
stirrup استخوان رکابی
scroll bone استخوان فرفرهای
marrows مغز استخوان
stirrups استخوان رکابی
bone marrow مغز استخوان
scaular استخوان شانه
wishbones استخوان جناق
patellae استخوان کشکک
xyster استخوان تراش
jawbone استخوان ارواره
ostosis استخوان سازی
fracturing شکستگی استخوان
fractures شکستگی استخوان
fractured شکستگی استخوان
fracture شکستگی استخوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com