Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
diminishing
کم شونده
step down
کم شونده
Search result with all words
valuer
ارزش قائل شونده
valuers
ارزش قائل شونده
entrant
وارد شونده
entrants
وارد شونده
fragmentation
تکه تکه شونده
layer
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
modulate
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulates
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
modulating
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده
folding
تا شونده
concurrent
دریک وقت واقع شونده موافق
sprint
نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprinted
نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
sprints
نوعی موشک ضد موشک هدایت شونده زمین به هوا با کلاهک اتمی
insured
بیمه شونده
allowance
اختلاف یا لقی عمدی بین ابعادو اجزاء جفت شونده
allowances
اختلاف یا لقی عمدی بین ابعادو اجزاء جفت شونده
decreasingly
بطورکم شونده
post natal
واقع شونده پس از تولد
post-natal
واقع شونده پس از تولد
resultant
حاصل منتج شونده
frequent
تکرار شونده
frequented
تکرار شونده
frequenting
تکرار شونده
frequents
تکرار شونده
simultaneous
باهم واقع شونده همزمان
incoming
وارد شونده
falcon
موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
falcons
موشک هدایت شونده هوا به هوای فالکن
mace
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
maces
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
cruise missile
موشک هدایت شونده کروز
cruise missiles
موشک هدایت شونده کروز
aerosol
گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
aerosols
گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
towed
توپخانه کششی حمل شونده به وسیله یدک کش
detonating
محترق شونده منفجر سازنده
at
استاندارد باس IBM که برای انتقال بیتهای داده و اطلاعات آدرس از لبه متصل شونده استفاده میکند
reactive
منعکس شونده
intermediate
در میان واقع شونده
accumulate
جمع شونده
accumulates
جمع شونده
accumulating
جمع شونده
cumulative
جمع شونده
clincher
متمسک شونده
clinchers
متمسک شونده
menstruating
قاعده شونده
menstruating
بی نماز شونده
technical
دگرگون شونده
halving
نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن
precipitate
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitates
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitating
غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
taper
باریک شونده نوک تیز
tapered
باریک شونده نوک تیز
tapers
باریک شونده نوک تیز
metabolic
دگرگون شونده
honeycomb
بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
honeycombs
بمب یا نارنجک مشبک تکه تکه شونده
ballistics
علم حرکت اجسام پرتاب شونده
ballistics
مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
nocturnal
واقع شونده درشب
flaky
ورقه ورقه ورقه شونده
perishable
کالای فاسد شونده
squashy
له شونده
squashy
بسهولت خرد وله شونده
projectile
جسم پرتاب شونده
ingredient
داخل شونده عوامل
ingredients
داخل شونده عوامل
riser
بلند شونده
concertina
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaed
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaing
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinas
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
guided missile
موشک هدایت شونده
guided missiles
موشک هدایت شونده
terrier
نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
terriers
نوعی موشک زمین به هوا باسوخت جامد و هدایت شونده
sparrow
نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
sparrows
نوعی موشک هوا به هوای هدایت شونده
doggo
اهسته ناپدید شونده
reflectively
بطور منعکس شونده
conducive
موجب شونده
conducive
منجر شونده
blowy
بسهولت باطراف منتشر شونده
accumulative
جمع شونده
congregative
جمع شونده
interviewee
مصاحبه شونده
interviewees
مصاحبه شونده
acquiescent
راضی شونده
payee
پرداخت شونده
payees
پرداخت شونده
disincentive
مانع شونده منع کننده
disincentives
مانع شونده منع کننده
intrusive
بزور داخل شونده فرو رونده
deterrent
مانع شونده
deterrents
مانع شونده
repressive
مانع شونده
Other Matches
self reacting
بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
vimineous
خم شونده
deliquescent
اب شونده
gelable
دلمه شونده
juvenescent
جوان شونده
fulminating
محترق شونده
ameliorative
بهتر شونده
ingressive
داخل شونده
accumulatively
بطورجمع شونده
introgresseive
داخل شونده
aggravative
بدتر شونده
acidific
ترش شونده
intrant
داخل شونده
adrenergic
فعال شونده
inhibiter
مانع شونده
inhibitor
مانع شونده
accretive
زیاد شونده
explosive
منفجر شونده
liquescent
مایع شونده
recreant
تسلیم شونده
outgoing
صادر شونده
friable
خرد شونده
drying
خشک شونده
latescent
پنهان شونده
locator
جایگزین شونده
analysand
تحلیل شونده
comparand
قیاس شونده
evanescent
محو شونده
combinatory
ترکیب شونده
examinee
امتحان شونده
excurrent
جاری شونده
fill in
جانشین شونده
coagulable
دلمه شونده
clotty
دلمه شونده
concentrator
متمرکز شونده
concretive
سفت شونده
emissive
خارج شونده
dilatant
گشاد شونده
deviator
منحرف شونده
deteriorative
بدتر شونده
depreciable
مستهلک شونده
erubescent
سرخ شونده
eruptional
منفجر شونده
displaceable
جابجا شونده
fly table
میز تا شونده
clastic
تقسیم شونده
hardenable
سخت شونده
assimilatory
هم جنس شونده
illative
منتج شونده
inbound
وارد شونده
increscent
زیاد شونده
ingoing
وارد شونده
ingoing
داخل شونده
ingravescent
سخت تر شونده
gray
سفید شونده
base ejection
پرتاب شونده از ته
clastic
جدا شونده
foldaway
کوچک شونده
frondescent
برگ شونده
changful
دگرگون شونده
changful
جوربجور شونده
causative
سبب شونده
fusible
ذوب شونده
gelable
ژلاتینی شونده
emanative
صادر شونده
soluble oil
روغن حل شونده
simultaneous with each other
با هم واقع شونده
seconder
دوم شونده
seceder
منتزع شونده
rubescent
قرمز شونده
rigescent
سخت شونده
tabescent
لاغر شونده
stretchy
گشاد شونده
stretchiest
گشاد شونده
stretchier
گشاد شونده
virescent
سبز شونده
tilting board
صفحه کج شونده
tensive
وخیم شونده
tensive
سفت شونده
pulverulent
خرد شونده
proliferous
تکثیر شونده
osculant
واقع شونده
perfusive
پخش شونده
perfusive
پاشیده شونده
nigrescent
سیاه شونده
napidescent
سنگ شونده
meliorative
بهتر شونده
migratory
جابجا شونده
metastatic
جابجا شونده
rarefactive
رقیق شونده
restrainer
مانع شونده
redintegrate
تجدید شونده
revulsive
جابجا شونده
rigescent
سفت شونده
remittent
سبک شونده
retractive
جمع شونده
etesian
واقع شونده بطورسالیانه
wire fuse
فیوز ذوب شونده
self-starter
خودبخود شروع شونده
interjacent
در میان واقع شونده
yellowing leaves
برگهای زرد شونده
ligating atom
اتم لیگاند شونده
erratic block
بلوک جابجا شونده
panel formwork
قالببندی پیاده شونده
erumpent
منفجر شونده شکوفنده
entering group
گروه وارد شونده
marcescent
پژمرده شونده و نریزنده
marcescent
خشک شونده و نریز
self rectifying
خود بخودتصحیح شونده
vectored thrust
تراست هدایت شونده
serpiginous
دونده جابجا شونده
fusing conductor
سیم ذوب شونده
fusible wire
سیم ذوب شونده
fusible link
عضو ذوب شونده
ratee
درجه بندی شونده
self charging
خود بخود پر شونده
spasm war
جنگ کم و زیاد شونده
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
fulminant
اتشگیر محترق شونده
reentrant
دوباره داخل شونده
landing forces
نیروهای پیاده شونده
removable
باز و بسته شونده
repressor
عامل مانع شونده
iridescence
رنگ برنگ شونده
progressive wave
موج پخش شونده
vectored
تراست هدایت شونده
self-starters
خودبخود شروع شونده
anemophilous
لقاح شونده در اثرباد
circumfluent
جاری شونده دراطراف
carburizer
ماده بار شونده
accumulative error
خطای جمع شونده
beaching party
گروه پیاده شونده
impact parameter
پارامتر ضرب شونده
convertible table
میز صحرایی تا شونده
concentric contraction
انقباض جمع شونده
disappearing target
هدف ناپدید شونده
cumulative error
خطای جمع شونده
diluted soluble oil
روغن حل شونده رقیق
diminuendo
تدریجا ضعیف شونده
acronical
فاهر شونده در غروب افولی
memortial
یاد اور شونده تذکاری
intervocal
میان دو صدا واقع شونده
intervicalic
میان دو صدا واقع شونده
interscholastic
واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
self administered
اداره شونده بوسیله خویشتن
self cecording
ثبت شونده بطورخود کار
air break swich
سوئیچ قطع شونده هوایی
aperiodic compass
قطب نمای چفت شونده
retractive
منقبض شونده جمع کننده
pgm
نوعی موشک هدایت شونده
privilegium
قانون عطف به ما سبق شونده
priming spark plug
شمع موتور پیش پر شونده
preterminal
واقع شونده قبل از مرگ
posttraumatic
واقع شونده پس از تصادف یا ضربه
landing forces
نیروها پیاده شونده به ساحل
reentrant
مقعر دوباره داخل شونده
acronichal
فاهر شونده در غروب افولی
self closing
بطور خودکار بسته شونده
hiking seat
تهته اتکای خم شونده در قایق
fusible metal strip
نوار فلزی ذوب شونده
fissionable
قابل تجزیه متلاشی شونده
free rocket
موشک غیر هدایت شونده
self liquidating
باسانی تبدیل بپول شونده
tilted flume
مجرا با شیب تنظیم شونده
coincident
واقع شونده دریک وقت
transformative
قابل تبدیل دگرگون شونده
exudation
مواد پخش شونده در یک انفجار
vimineous
دارای شاخه وترکههای خم شونده
collinear
دریک خط مستقیم واقع شونده
etesian
سالی یک مرتبه واقع شونده
confluent
باهم جاری شونده متلاقی
contractile
ادغام شونده هم کشی پذیر
brigade landing team
تیم پیاده شونده تیپی
self lubricating
خودبخود روغن کاری شونده
hiking board
تخته اتکای خم شونده در قایق
illation
نتیجه رسان منتج شونده
self regulating
خود بخود تنظیم شونده
assimilative
هم جنس شونده شباهت دار
guided weapon
جنگ افزار هدایت شونده
self rising
خود بخود بلند شونده
epizootic
منتشر شونده درمیان جانوران
backward bending supply curve
منحنی عرضه به عقب خم شونده
self lubricating
خود بخود نرم شونده
battalion landing team
تیم پیاده شونده گردانی
self tightening
خود بخود تنگ شونده
voiceful
صدا پیچ شونده طنین انداز
self charging
تحمیل شونده بنفس خود خودکار
self locking
قفل شونده بطور خود کار
self distributing
توزیع شونده بطور خود کار
tipstock
قنداق جدا شونده تفنگ یااسلحه
systaltic
منقبض ومنبسط شونده بصورت متناوب
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
synchronous
همگاه واقع شونده بطور هم زمان
sympodium
منحرف شونده یا ممتد درجهت محوری
fondu
درهم داخل شونده ونفوذ کننده
m day force
نیروهای تشکیل شونده درهنگام بسیج
isochronous
واقع شونده در فواصل منظم ومساوی
fin de siecle
وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
jackknife
بازو بسته شونده شیرجه رفتن
aperiodic compass
قطب نمای با عقربه چفت شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com