Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (33 milliseconds)
English
Persian
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
Search result with all words
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
Other Matches
screeches
صدای بلند
buzzing
صدای بلند
screeching
صدای بلند
buzzes
صدای بلند
screech
صدای بلند
fortissimo
صدای بلند
vociferant
با صدای بلند
buzzed
صدای بلند
screeched
صدای بلند
row de dow
صدای بلند
loudly
با صدای بلند
buzz
صدای بلند
din
صدای بلند
At the top of ones voice .
با صدای هرچه بلند تر
buzz
ایجاد صدای بلند
stentorophonic
دارای صدای بلند
sopranos
ششدانگ صدای بلند
soprano
ششدانگ صدای بلند
whomp
صدای ضربت بلند
buzzes
ایجاد صدای بلند
buzzed
ایجاد صدای بلند
laughter
صدای خنده بلند
buzzing
ایجاد صدای بلند
whooped
صدای بلند مثل سرفه
whooping
صدای بلند مثل سرفه
whoops
صدای بلند مثل سرفه
loudmouthed
وراج دارای صدای بلند
whoop
صدای بلند مثل سرفه
whomp
با صدای بلند ضربت زدن
talk up
با صدای بلند حرف زدن
whang
با صدای بلند زدن کوبیدن
banged
صدای بلند یا محکم چتر زلف
bangs
صدای بلند یا محکم چتر زلف
bang
صدای بلند یا محکم چتر زلف
banging
صدای بلند یا محکم چتر زلف
buzzer
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
crashingly
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashing
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
buzzers
وسیله الکتریکی که صدای بلند ایجاد میکند
crash
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashed
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashes
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
countertenors
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
countertenor
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
slam
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slammed
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slamming
صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
erecting
بلند کردن
hoisted
بلند کردن
hoists
بلند کردن
hoist
بلند کردن
heightening
بلند کردن
heightened
بلند کردن
heave
بلند کردن
heaved
بلند کردن
walk off with
بلند کردن
upraise
بلند کردن
heists
بلند کردن
heist
بلند کردن
to throw up
بلند کردن
lifts
بلند کردن
lifting
بلند کردن
lifted
بلند کردن
to kick up
با پا بلند کردن
lift
بلند کردن
erects
بلند کردن
heighten
بلند کردن
elevating
بلند کردن
elevates
بلند کردن
throw up
بلند کردن
elevate
بلند کردن
exalting
بلند کردن
exalt
بلند کردن
heightens
بلند کردن
erected
بلند کردن
exalts
بلند کردن
erect
بلند کردن
craning
وسیله بلند کردن
lift fire
بلند کردن اتش
craned
وسیله بلند کردن
hydraulic lift
بلند کردن اب به نیروی اب
chairlifts
سردست بلند کردن
chairlift
سردست بلند کردن
cranes
وسیله بلند کردن
steals
بلند کردن چیزی
steal
بلند کردن چیزی
crane
وسیله بلند کردن
soars
بلند پروازی کردن
hoisted
وسیله بلند کردن
hoist
وسیله بلند کردن
hoists
وسیله بلند کردن
soared
بلند پروازی کردن
soar
بلند پروازی کردن
to put forth
بلند کردن نمایش دادن
haranguing
باصدای بلند نطق کردن
shoplifting
بلند کردن جنس از مغازه
to make a dust
گردو خاک بلند کردن
hoist
بلند کردن وسایل سنگین
harangued
باصدای بلند نطق کردن
pedestal
بلند کردن ترفیع دادن
sound off
باصدای بلند صحبت کردن
raise a dust
گرد و خاک بلند کردن
hoists
بلند کردن وسایل سنگین
harangues
باصدای بلند نطق کردن
harangue
باصدای بلند نطق کردن
hoisted
بلند کردن وسایل سنگین
pedestals
بلند کردن ترفیع دادن
bank
کپه کردن بلند شدن
banks
کپه کردن بلند شدن
swishing
صدای فش فش کردن
swoosh
صدای خش خش کردن
swish
صدای فش فش کردن
plink
صدای دق دق کردن
crepitate
صدای خش خش کردن
swishes
صدای فش فش کردن
swished
صدای فش فش کردن
to blate
مع مع کردن
[صدای بز]
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
craned
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lay hands one someone
دست روی کسی بلند کردن
cranes
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifting
بلند کردن شریک رقص اززمین
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifted
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifts
بلند کردن شریک رقص اززمین
ululate
باصدای بلند ناله وزاری کردن
bite off more than one can chew
<idiom>
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
lift
بلند کردن شریک رقص اززمین
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
bellow
صدای گاو کردن
bellowing
صدای غرش کردن
whooshes
صدای صفیرایجاد کردن
bellow
صدای غرش کردن
bellowed
صدای غرش کردن
bellowed
صدای گاو کردن
whooshing
صدای صفیرایجاد کردن
gee
صدای هی و هین کردن
whoosh
صدای صفیرایجاد کردن
whooshed
صدای صفیرایجاد کردن
pinged
صدای غژایجاد کردن
sizzles
صدای هیس کردن
pinging
صدای غژایجاد کردن
pings
صدای غژایجاد کردن
sizzling
صدای هیس کردن
bellowing
صدای گاو کردن
keck
صدای قی کردن دراوردن
sizzle
صدای هیس کردن
sizzled
صدای هیس کردن
ping
صدای غژایجاد کردن
bleats
صدای بزغاله کردن
bleating
صدای بزغاله کردن
bleated
صدای بزغاله کردن
bleat
صدای بزغاله کردن
chirr
صدای ملخ کردن
too many irons in the fire
<idiom>
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
deal lift
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
jabbed
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
To vacate a house.
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com