English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
Other Matches
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
coupling transformer ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
insulated instrument transformer ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
to scrape down تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
boostes transformer ترانسفورماتور کمکی
transformer column ساق ترانسفورماتور
transformer efficiency راندمان ترانسفورماتور
transformers مبدل ترانسفورماتور
transformer مبدل ترانسفورماتور
filament transformer ترانسفورماتور فیلامان
mains trensformer ترانسفورماتور شبکه
single phase transformer ترانسفورماتور یک فاز
current transformer ترانسفورماتور جریان
spilt core type transformer ترانسفورماتور انبری
transformer core هسته ترانسفورماتور
auto transformer اتو- ترانسفورماتور
oil filled transformer ترانسفورماتور روغنی
transformer yoke یوغ ترانسفورماتور
yoke هسته ترانسفورماتور
transformer coupling پیوست ترانسفورماتور
transformer equation معادله ترانسفورماتور
high power transformer ترانسفورماتور قدرت
transducer ورارسان ترانسفورماتور
transformer switch کلید ترانسفورماتور
transformer voltage ولتاژ ترانسفورماتور
converter station پست ترانسفورماتور
transformer capacity فرفیت ترانسفورماتور
voltage transformer ترانسفورماتور ولتاژ
transformer cell سلول ترانسفورماتور
transformer oil روعن ترانسفورماتور
input transformer ترانسفورماتور اولیه
transformer kiosk کیوسک ترانسفورماتور
transformer station پست ترانسفورماتور
three phase transformer ترانسفورماتور سه فاز
feedback transformer ترانسفورماتور فیدبک
transformer terminal ترمینال ترانسفورماتور
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
latches بوسیله کلون محکم کردن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
latch بوسیله کلون محکم کردن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
shields بوسیله سپر حفظ کردن
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
measuring transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
main coupling transformer ترانسفورماتور پیوست شبکه
intermediate transformer مبدل یا ترانسفورماتور میانی
low frequency transformer ترانسفورماتور فرکانس پایین
transformer winding سیم پیچی ترانسفورماتور
low voltage regulating transformer ترانسفورماتور تنظیم فشارضعیف
low voltage transformer ترانسفورماتور فشار ضعیف
transformer cooling system سیستم سردکنندگی ترانسفورماتور
transformers تغییر دهنده ترانسفورماتور
transformer connecting group گروه اتصال ترانسفورماتور
transformer coil سیم پیچ ترانسفورماتور
multiphase transformer ترانسفورماتور چند فازه
transformer تغییر دهنده ترانسفورماتور
air core transformer ترانسفورماتور با هسته هوایی
bell transformer ترانسفورماتور زنگ اخبار
bushing current transformer ترانسفورماتور جریان میانگذر
light transformer ترانسفورماتور برای مقاصدروشنایی
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
policed بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
welding transformer ترانسفورماتور جوشکاری ترانس جوش
measuring transformer meter کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
percutaneous perspiration عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
maieutics فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
manual عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizons افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizon افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulances بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulance بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
step down transformer ترانسفورماتور کاهنده کاهنده ولتاژ
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
with بوسیله
perprep بوسیله
by dint of بوسیله
per بوسیله
wherewithal که بوسیله ان
whereby که بوسیله ان
at the hand of بوسیله
by the instrumentality of بوسیله
via بوسیله
of بوسیله
by بوسیله
thruogh the a of بوسیله
electrically بوسیله برق
hydromancy تفال بوسیله اب
by depty بوسیله نماینده
by wire بوسیله تلگراف
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
per pais بوسیله کشور
municipally بوسیله شهرداری
per pais بوسیله مملکت
by the f. بوسیله لمس
leaching تصفیه بوسیله شستشو
to scent out بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
windblown در حرکت بوسیله باد
postage حمل بوسیله پست
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
infiltration پالایش بوسیله تراوش
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
patenting بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patents بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
pipeage ترابری بوسیله لوله
windswept بوسیله باد جاروشده
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
pours تراوش بوسیله ریزش
churn بوسیله اسباب گردنده
intuitively بوسیله درک مستقیم
in propria persona بوسیله خود شخص
pipe down بوسیله شیپور یا نای
photogelatin process چاپ بوسیله ژلاتین
pipage ترابری بوسیله لوله
eluviation انتقال بوسیله بادوباران
diathermy معالجه بوسیله حرارت
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
dragonnades بوسیله سواره نظام
electric chair اعدام بوسیله برق
radar scan مراقبت بوسیله رادار
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
electromotive متحرک بوسیله برق
pouring تراوش بوسیله ریزش
poured تراوش بوسیله ریزش
pour تراوش بوسیله ریزش
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
aeromancy تفال بوسیله هوا
seagirt محصور بوسیله دریا
galvanography روی مس بوسیله اندودکهربایی
churned بوسیله اسباب گردنده
churns بوسیله اسباب گردنده
semaphore مخابره بوسیله پرچم
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
brewed بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
to pick thanks بوسیله سخن چینی
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
lyophiled خشک شده بوسیله انجمادسخت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com