English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 250 (15 milliseconds)
English Persian
detachment کناره گیری
detachments کناره گیری
resignation کناره گیری
resignations کناره گیری
scratch کناره گیری
scratched کناره گیری
scratches کناره گیری
scratching کناره گیری
isolation کناره گیری
abdication کناره گیری
renunciation کناره گیری
attrition کناره گیری
demission کناره گیری
renouncement کناره گیری
retired ness کناره گیری
separatism کناره گیری
threctia کناره گیری
Search result with all words
avoidance کناره گیری احتراز
resignation کناره گیری تفویض
resignations کناره گیری تفویض
withdrawal کناره گیری از مسابقه تکواندو
withdrawals کناره گیری از مسابقه تکواندو
secede کناره گیری کردن
seceded کناره گیری کردن
secedes کناره گیری کردن
seceding کناره گیری کردن
abdicate کناره گیری کردن استعفا دادن
abdicated کناره گیری کردن استعفا دادن
abdicates کناره گیری کردن استعفا دادن
abdicating کناره گیری کردن استعفا دادن
retreat عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی کناره گیری
retire کناره گیری کردن
retires کناره گیری کردن
abdicative مایه کناره گیری
he threatened or resingn که کناره گیری خواهدکرد
hold aloof کناره گیری کردن
nonintervention سیاست کناره گیری
throw up کناره گیری کردن از
to give wide berth to کناره گیری کردن از
to keep one's distance کناره گیری کردن
to keep oneself to oneself کناره گیری ازمردم کردن
to retire in to oneself از جامعه کناره گیری کردن
to seclude oneself کناره گیری کردن
to send in one's papers کناره گیری از کار کردن استعفا دادن
to throw up کناره گیری کردن از استعفادادن از
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
to retire from [to] a place از [به] جایی کناره گیری کردن [یا منزوی شدن]
Other Matches
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
sides کناره
side کناره
margin کناره
border کناره
listel کناره
margine کناره
edge کناره
margent کناره
bordered کناره
bordering کناره
rim کناره
rims کناره
fringe کناره
edges کناره
margins کناره
lip کناره
fringes کناره
standoffish کناره گیر
edge کناره تیزی
edges کناره تیزی
bordered کناره مرز
to stand a. off کناره گرفتن
To go into solitude . To become aloof . کناره گرفتن
banks کناره توده
aloof کناره گیر
retiring کناره گیر
contour خط کناره نما
bank کناره توده
bolt rope طناب کناره
to declare off کناره کردن از
stand offish کناره گیر
stand offish کناره جو غیرمعاشر
seceder کناره گیر
stand-offish کناره گیر
sea board کناره دریا
side پهلو کناره
stand-offish کناره جو غیرمعاشر
sides پهلو کناره
bank paving فرش کناره
bordering کناره مرز
border کناره مرز
demit کناره گرفتن از
map margin کناره نقشه
offishness کناره جویی
levee کناره رودخانه
featheredge کناره تیز
contours خطوط کناره نما
sideliner ادم کناره گیر
bankside پشته یا کناره رود
aprons کناره داخلی پیست
bankside کناره دریا ورودخانه
sheetlines خطوط کناره نقشه
apron کناره داخلی پیست
sidewall کناره لاستیک اتومبیل
chimney-cheek [کناره باز شومینه]
bank effect اثر کناره رودخانه
chine نقطه اتصال کناره ها و کف قایق
side wall of stairs جان پناه کناره پلکان
indirect bank protection کناره بندی غیر مستقیم
resign کناره گرفتن تفویض کردن
resigns کناره گرفتن تفویض کردن
to resign one's seat از جای مجلسی خود کناره گرفتن
neatline خطوط باریک حدود کناره نقشه
bank shot ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
chimney-corner [گوشه یا کناره ی عقب نشین بخاری یا شومینه]
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
quarter یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
bear in تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
boasted ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boast ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boasts ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
overlaps روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlap روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlapped روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
edge finish شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
point voting system سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
bowed ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bow ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bows ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowing ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
runner فرش کناره [فرش های دراز و باریکی که عموما جهت پله یا راهرو استفاده شود.]
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
chain stitch گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
Sarab سراب [حوزه بافت سراب در آذربایجان است که بیشتر به بافت کناره مشهور استرنگ زمینه عموما شتری و گره آن ترکی است.]
Lambalo لامبالو [این نوع فرش که بصورت طولی و کناره بافته می شود که مربوط به قزاقستان بوده و تقلیدی از فرش تالش است و در آن از زمینه کف ساده به همراه نقوش ابتداپی و حواشی دو یا سه ردیفه استفاده می شود.]
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
luting گل گیری
exorcism جن گیری
biases سو گیری
recapturing پس گیری
recaptured پس گیری
recapture پس گیری
recaptures پس گیری
exorcisms جن گیری
monogyny یک زن گیری
resumption از سر گیری
skims کف گیری
skimmed کف گیری
lutation گل گیری
skim کف گیری
bias سو گیری
scorification کف گیری
dewatering اب گیری
catch بل گیری
retractaion پس گیری
recature پس گیری
stair rod گیره فرش [از این گیره های برنزی جهت نگهداری فرش های کناره در پله ها و یا آویزان کردن فرش استفاده می کنند.]
damage control اسیب گیری
vendettas انتقام گیری
permissiveness اسان گیری
knoit تغ تغ خرده گیری
limit of inflammability حد اتش گیری
vendetta انتقام گیری
forming شکل گیری
toothing plane رنده خط گیری
crabber خرچنگ گیری
criticalness خرده گیری
samplery نمونه گیری
coring نمونه گیری
paralysis زمین گیری
voting رای گیری
scorification تفاله گیری
complementation متمم گیری
decoppering مس گیری کردن
lodgment or lodge منزل گیری
decoction عصاره گیری
churning کره گیری
lodgment موضع گیری
lodgement موضع گیری
declipping لکه گیری
loading capacity بار گیری
dialing شماره گیری
derivations مشتق گیری
derivation مشتق گیری
coppering مس گیری لوله
corf سبدماهی گیری
gauging اندازه گیری
ingurgtation فرا گیری
conscription سرباز گیری
measurement اندازه گیری
modeling سرمشق گیری
river capture رود گیری
introsusception در خود گیری
intussusception در خود گیری
invalidism زمین گیری
decalcification کلسیم گیری
laxity اسان گیری
decision making تصمیم گیری
rigorousness سخت گیری
integration انتگرال گیری
sternly با سخت گیری
interpolations درون گیری
interpolation درون گیری
decarburization کربن گیری
measurements اندازه گیری
crackdowns سخت گیری
crackdown سخت گیری
fueling سوخت گیری
moulding قالب گیری
stamping قالب گیری
sampling نمونه گیری
stricture سخت گیری
modules اندازه گیری
module اندازه گیری
insuperability دشوار گیری
venality رشوه گیری
backing up پشتیبان گیری
removal of cinder تفاله گیری
emulsification عصاره گیری
noise suppression پارازیت گیری
nitrification نیتروژن گیری
error correction خطا گیری
coring مغزه گیری
nitrification ازت گیری
exaction سخت گیری
garth سد یا بندماهی گیری
factorization فاکتور گیری
creels تورماهی گیری
creel تورماهی گیری
removal of phosphorus فسفر گیری
removal of slag شلاکه گیری
monogyny یک جفت گیری
follow up پی گیری کردن
ablactation از شیر گیری
acceleration lane خط سرعت گیری
dial up شماره گیری
bailment امانت گیری
sound absorbing صدا گیری
silting up لای گیری
originationu سرچشمه گیری
dust removal گرد گیری
spile سوراخ گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com