Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (1 milliseconds)
English
Persian
to shunt a project
کنارگذاشتن یک پروژه
Other Matches
project
پروژه پروژه افکندن
projects
پروژه پروژه افکندن
projected
پروژه پروژه افکندن
cut out
<idiom>
کنارگذاشتن
to set apart
کنارگذاشتن
to set a
کنارگذاشتن
to put a way
کنارگذاشتن
to lay up
کنارگذاشتن
to cast aside
کنارگذاشتن
set apart
کنارگذاشتن
lay aside
کنارگذاشتن
to give the go by to
کنارگذاشتن بدوردگفتن ب
lay down
کنارگذاشتن در کف نهادن
shunts
از میان بردن کنارگذاشتن
shunted
از میان بردن کنارگذاشتن
shunt
از میان بردن کنارگذاشتن
lay off (someone)
<idiom>
کاری رابه علت درآمد کم کنارگذاشتن
profile of the road
خط پروژه
scheme
پروژه
schemed
پروژه
schemes
پروژه
projections
پروژه
projection
پروژه
project
پروژه
projected
پروژه
projects
پروژه
project plan
طرح پروژه
project selection
انتخاب پروژه
project manager
مدیر پروژه
project library
کتابخانه پروژه
design
پروژه طرح
designs
پروژه طرح
project manager
مدیر پروژه ها
project control
کنترل پروژه
project appraisal
ارزشیابی پروژه
project loans
قرضههای مربوط به پروژه ها
project technical report
گزارش فنی پروژه
project section
بخش تهیه پروژه ها
project schedule
زمان بندی پروژه
long term project
پروژه طویل مدت
project management system
سیستم مدیریت پروژه
project management program
برنامه مدیریت پروژه
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
The project was terminated as of July 1.
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
projects
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project
ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
critical path analysis
استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
When we get this project off the ground we can relax.
وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
workgroup
گروه کوچک کاربران که روی یک پروژه کار می کنند یا به یک شبکه محل وصل هستند
latest event time
دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
feasibility
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
optimum schedule
مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
outliner
برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
design
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
designs
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
pert
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com