English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
control کنترل بازبینی
controlling کنترل بازبینی
controls کنترل بازبینی
Other Matches
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
audited بازبینی
auditing بازبینی
audits بازبینی
verification بازبینی
check-ups بازبینی
monitoring بازبینی
inspection بازبینی
resurvey بازبینی
revising بازبینی
revises بازبینی
revise بازبینی
audit بازبینی
check-up بازبینی
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
check-up بازبینی کردن
verifying بازبینی کردن
verify بازبینی کردن
card verification بازبینی کارت
key verification بازبینی کلیدی
verifies بازبینی کردن
inspection بازرسی و بازبینی
check-ups بازبینی کردن
parity checking بازبینی مقایسه
verifiable قابل بازبینی
inspection hole روزنه بازبینی
verified بازبینی کردن
vertify بازبینی کردن
data verification بازبینی داده
verifier بازبینی کننده
inspects ازمایش دقیق بازبینی
inspecting ازمایش دقیق بازبینی
inspected ازمایش دقیق بازبینی
inspect ازمایش دقیق بازبینی
Gun laws need to be revisited. قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
audited حسابرسی کردن بازبینی کردن
monitor بازبینی کردن نظارت کردن
monitors بازبینی کردن نظارت کردن
audits حسابرسی کردن بازبینی کردن
monitored بازبینی کردن نظارت کردن
auditing حسابرسی کردن بازبینی کردن
audit حسابرسی کردن بازبینی کردن
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
rein کنترل
line control کنترل خط
check-ups کنترل
check-up کنترل
controls کنترل
minor control کنترل کم
control code کد کنترل
control کنترل
controlling کنترل
control desk میز کنترل
control console کنسول کنترل
control console پیشانه کنترل
input control کنترل ورودی
control computer کامپیوتر کنترل
contract control کنترل تغایر
hoo heap کنترل نفس
hydraulic tracer control کنترل پیستونی
ignition control کنترل احتراق
contract control کنترل دینامیکی
image control کنترل تصویر
indirect control کنترل غیرمستقیم
control flag پرچم کنترل
relay یچ کنترل الکترومغناطیسی
command and control کنترل و فرماندهی
takeover اعمال کنترل
control gear دستگاه کنترل
check mark علامت کنترل
check-ups کنترل کردن
control flow روند کنترل
control grid توری کنترل
checks and balance کنترل و مقابله
central control panel مرکز کنترل
cintrol mechanism مکانیسم کنترل
control flow گردش کنترل
control field فیلد کنترل
check-up کنترل کردن
close control کنترل نزدیک
control grid شبکه کنترل
coercive control کنترل قهری
takeovers اعمال کنترل
camshafts محور کنترل
light control کنترل روشنایی
remote control کنترل از دور
bridling کنترل کردن
control cable کابل کنترل
bridles کنترل کردن
bridled کنترل کردن
bridle کنترل کردن
manual control کنترل دستی
marketing audit کنترل داخلی
material control کنترل مواد
control card کارت کنترل
control cards کارتهای کنترل
controls کنترل کردن
control character دخشه کنترل
control circuit مدار کنترل
controlling کنترل کردن
centralized control کنترل تمرکزی
pulpits میز کنترل
light control کنترل نور
camshaft محور کنترل
control area منطقه کنترل
inspection lamp لامپ کنترل
intensity control کنترل شدت
inventory control کنترل موجودی
control block کنده کنترل
control block بلوک کنترل
control code رمز کنترل
control bus گذرگاه کنترل
lateral control کنترل جانبی
level control کنترل سطح
lever control کنترل اهرمی
lift control کنترل اسانسور
control bus مسیر کنترل
light brightness control کنترل روشنایی
lighting control کنترل روشنایی
pulpit میز کنترل
ground control کنترل زمینی
control markings علایم کنترل
control pannel پانل کنترل
controllability قابلیت کنترل
control word کلمه کنترل
asynchronous control کنترل ناهمگام
control wheel صفحه کنترل
control circuits مدارهای کنترل
control port درگاه کنترل
arms control کنترل سلاح
control pannel تابلوی کنترل
control memory حافظه کنترل
control mode باب کنترل
bank sluice دریچه کنترل
control of resources کنترل منابع
control towers برج کنترل
automatic control کنترل خودکار
control panel تابلوی کنترل
control panel صفحه کنترل
controllable قابل کنترل
arbitrary control کنترل فرضی
control procedure رویه کنترل
control program برنامه کنترل
control signal علامت کنترل
air control کنترل هوایی
control slide کشوی کنترل
control store انباره کنترل
control slide غلتگاه کنترل
uncontrolled کنترل نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com