English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
traffic control کنترل ترافیک
Search result with all words
to regulate the traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
to regulate the flow of traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
Other Matches
road traffic ترافیک جاده ترافیک خیابان
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
trafficking ترافیک
trafficked ترافیک
traffic ترافیک
traffics ترافیک
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
frequency of calls تراکم ترافیک
high speed traffic ترافیک سریع
induced traffic ترافیک القایی
dense traffic ترافیک سنگین
heavy traffic ترافیک سنگین
single lane [file] traffic ترافیک تک خطی
density of traffic تراکم ترافیک
traffic induit ترافیک القایی
traffic flow کشش ترافیک
through traffic ترافیک ترانزیتی
telephone traffic recorder ثبات ترافیک
traffic on public roads ترافیک [جاده]
street traffic ترافیک [جاده]
telephone traffic ترافیک تلفنی
telecommunication traffic ترافیک مخابرات
telecommunication traffic ترافیک ارتباطات
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
to bring traffic to a standstill ترافیک را متوقف کردن
average daily traffic [ADT] متوسط ترافیک روزانه
moving traffic ترافیک در حال حرکت
commercial road traffic ترافیک جاده تجاری
to obstruct [tie up] (the) traffic مانع ترافیک شدن
to divert [British E] / detour [American E] [the] traffic منحرف کردن ترافیک
The traffic is heavy. ترافیک سنگین است.
There is heavy traffic. ترافیک سنگین است.
rush-hour traffic ساعت شلوغی ترافیک
in normal situations on public roads در ترافیک معمولی خیابان
turning traffic ترافیک پیچ دار
to block [hold up] (the) traffic ترافیک را نگه داشتن
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
to direct traffic through ترافیک را از طریق...هدایت کردن
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
road capacity کشش جاده ازنظر حداکثر ترافیک
During the rush hours. درساعات شلوغی [پر رفت وآمد پر ترافیک]
Is there a road with little traffic? آیا جاده ای با ترافیک کمتر هست؟
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
to be closed to [all] traffic برای [همه نوع] ترافیک بسته بودن
to open something to [the] traffic چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
air traffic control radar system راداری کمکی در سیستم کنترلی ترافیک هوایی
siding [railway] دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
parking siding دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
parking siding دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
siding [railway] دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
serial روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
serials روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
slipped روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slips روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
automatic terminal information service ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
slip روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
crosstalk سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
early token release در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
stop-and-go traffic ترافیک سپر به سپر
bumper-to-bumper traffic ترافیک سپر به سپر
corn-rowing [grinning] راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند
grinning [cornrowing] [راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند.]
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
controlling کنترل
minor control کنترل کم
controls کنترل
rein کنترل
check-up کنترل
check-ups کنترل
control کنترل
control code کد کنترل
line control کنترل خط
control register ثبات کنترل
takeovers اعمال کنترل
manual control کنترل دستی
lever control کنترل اهرمی
inventory control کنترل موجودی
takeover اعمال کنترل
lift control کنترل اسانسور
ground control کنترل زمینی
light brightness control کنترل روشنایی
lighting control کنترل روشنایی
light control کنترل روشنایی
light control کنترل نور
level control کنترل سطح
hoo heap کنترل نفس
control panel صفحه کنترل
relay یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed یچ کنترل الکترومغناطیسی
relays یچ کنترل الکترومغناطیسی
control panel تابلوی کنترل
grid control کنترل شبکه
government control کنترل دولتی
governing mode روش کنترل
ignition control کنترل احتراق
image control کنترل تصویر
control port درگاه کنترل
lateral control کنترل جانبی
control structure ساخت کنترل
control pannel پانل کنترل
intensity control کنترل شدت
inspection lamp لامپ کنترل
input control کنترل ورودی
control pannel تابلوی کنترل
indirect control کنترل غیرمستقیم
control of resources کنترل منابع
check-ups کنترل کردن
numerical control کنترل عددی
organization control کنترل سازمانی
penstock دریچه کنترل اب
control signal علامت کنترل
pilot lamp لامپ کنترل
price control کنترل قیمت
process control کنترل فرایندها
process control کنترل فرایند
control slide کشوی کنترل
control slide غلتگاه کنترل
production control کنترل تولید
control station ایستگاه کنترل
program control کنترل برنامه
pulpits میز کنترل
pulpit میز کنترل
net control کنترل شبکه
n/c کنترل عددی
motor control کنترل حرکتی
control procedure رویه کنترل
check-up کنترل کردن
marketing audit کنترل داخلی
control program برنامه کنترل
hydraulic tracer control کنترل پیستونی
control rod میله کنترل
control section بخش کنترل
control section قسمت کنترل
control sequence ترتیب کنترل
material control کنترل مواد
control sheet برگ کنترل
minor control کنترل ضعیف
control store انباره کنترل
mixture control کنترل مخلوط
camshafts محور کنترل
camshaft محور کنترل
monetary control کنترل پولی
project control کنترل پروژه
control mode باب کنترل
control cards کارتهای کنترل
damage control کنترل خسارات
arbitrary control کنترل فرضی
arms control کنترل سلاح
cu واحد کنترل
ctrl کلید کنترل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com