Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English
Persian
sequence control
کنترل ترتیب
Search result with all words
driven
معماری کامپیوتر که دستورات یک بار اجرا می شوند و ترتیب کنترل دریافت میشود
ansi
ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
control sequence
ترتیب کنترل
main line program
بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
Other Matches
random processing
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedule
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
collocation
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
chains
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chain
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
management
ترتیب
catenation
ترتیب
to make an arrangement
ترتیب
serialization
ترتیب
set up
ترتیب
ataxic
بی ترتیب
arrangment
ترتیب
arramgement
ترتیب
managements
ترتیب
out of kelter
بی ترتیب
ordonnance
ترتیب
orderless
بی ترتیب
immethodical
بی ترتیب
in series
به ترتیب
system
ترتیب
kelter
ترتیب
kelter or kilter
ترتیب
systems
ترتیب
collocation
ترتیب
pial
بی ترتیب
regvlarity
ترتیب
random
بی ترتیب
randomly
بی ترتیب
regularity
ترتیب
regularities
ترتیب
configuration
ترتیب
configurations
ترتیب
lay out
ترتیب
irregular
بی ترتیب
order
ترتیب
to order
<idiom>
به ترتیب
orderliness
ترتیب
arrangements
ترتیب
sequence
ترتیب
organisations
ترتیب
assortments
ترتیب
assortment
ترتیب
arr
ترتیب
ordering
ترتیب
anomalies
بی ترتیب
anomaly
بی ترتیب
disorderly
بی ترتیب
respectively
به ترتیب
organizations
ترتیب
sequences
ترتیب
organization
ترتیب
arrangement
ترتیب
data set
ترتیب داده
ordaining
ترتیب دادن
descending order
ترتیب نزولی
trains
نظم ترتیب
curialism
ترتیب دربارپاپ
critical assembly
ترتیب بحرانی
train
نظم ترتیب
trained
نظم ترتیب
descending sort
ترتیب نزولی
desultorily
بطور بی ترتیب
run
ترتیب محوطه
kelter
بی ترتیب مختل
system
نظم ترتیب
indue order
به ترتیب صحیح
sequence
رشته ترتیب
in chronological order
به ترتیب تاریخ
scheme
ترتیب رویه
systems
نظم ترتیب
gradational
به ترتیب درجه
ordains
ترتیب دادن
decreasing order
ترتیب کاهنده
runs
ترتیب محوطه
first in first out
به ترتیب ورود
firing order
ترتیب احتراق
fifo
به ترتیب ورود
expandede order
ترتیب مبسوط
precedence
ترتیب تقدم
disciplines
تادیب ترتیب
permanencies
ترتیب همیشگی
calling sequence
ترتیب فراخوانی
dress
ترتیب دادن
castrametation
فن ترتیب اردو
rearrangements
ترتیب مجدد
rearrangement
ترتیب مجدد
permanency
ترتیب همیشگی
discipline
تادیب ترتیب
birth order
ترتیب ولادت
alphabetical order
ترتیب رکوردها
arrengement
ترتیب دادن
ascending order
ترتیب صعودی
orchestrations
ترتیب هم اهنگی
orchestration
ترتیب هم اهنگی
schemes
ترتیب رویه
schemed
ترتیب رویه
disciplining
تادیب ترتیب
collating sequence
ترتیب تلفیقی
sequence
ترتیب دادن
line-up
به ترتیب ایستادن
line up
به ترتیب ایستادن
disordered
بی ترتیب اشفته
sequences
رشته ترتیب
sequences
ترتیب دادن
ordained
ترتیب دادن
tactics
نظم و ترتیب
line-ups
به ترتیب ایستادن
rating
ترتیب تقدم
dresses
ترتیب دادن
make-up
ترتیب گریم
compose sequence
ترتیب ساختگی
ratings
ترتیب تقدم
connecting arrangement
ترتیب پیوسته
connecting arrangement
ترتیب متصل
formation
ترتیب قرارگرفتن
ordain
ترتیب دادن
instrumentation
ترتیب اهنگ
sequence counter
ترتیب شمار
for this purpose
<adv.>
به این ترتیب
sort order
نظم ترتیب
on the other hand
<adv.>
به ترتیب دیگر
by the same token
<adv.>
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
به ترتیب دیگر
apart from that
<adv.>
به ترتیب دیگر
alternatively
<adv.>
به ترتیب دیگر
sequence check
مقابله ترتیب
untune
بی ترتیب کردن
hereto
<adv.>
به این ترتیب
word order
ترتیب واژه ها
to map out
ترتیب دادن
concerning this
<adv.>
به این ترتیب
as to that
<adv.>
به این ترتیب
sort key
کلید ترتیب
relative location
ترتیب نسبی
sequence number
شماره ترتیب
rearrngement
ترتیب مجد د
random fill
خاکریز بی ترتیب
sequencer
ترتیب سنج
layouts
ترتیب وسایل
sequencing
ترتیب گذاری
sequencing
ترتیب دهی
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
به ترتیب دیگر
chronological
به ترتیب تاریخ
arrangement
ترتیب تنظیم
In this order. In this way.
باین ترتیب
layout
ترتیب وسایل
arrangements
ترتیب تنظیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com